سید محمدباقر مصباحزاده، پژوهشگر، مورخ تاریخ افغانستان و مدیر مرکز پژوهشهای پیام آفتاب است و به عنوان یک مهاجر نخبه در شهرمان شناخته میشود.
محمد فتحی نویسنده شش جلد کتاب باعنوان «آیت اعجاز، داستانهای شگفت از زندگی امام خمینی(ره)»- جلدهای اول تا پنجم- و کتاب «آیت اعجاز، داستانهایی از زندگی رهبر معظم انقلاب اسلامی» است.
ماشاءالله وحیدی، یکی از نامداران نمایش سنتی یا بهاصطلاح تختحوضی است. ذهن بسیار خلاق او میتوانست در هر لحظه از نمایش، عنصر خندهداری به کار اضافه کند و مردم را بخنداند.
موسویان میگوید:یکی از دلایلی که فکر میکنیم شاهنامه سخت است، همین متون نقالی هستند. مینشینیم و چیزی نمیفهمیم و تصورمان این است که شاهنامه سخت است، در حالی که کلی مفاهیم نمادین و پنهان دارد!
آزاده ستاری دختر نابینای محله شریف است. او نویسنده است، پیش دانشگاهی را تمام کرده و میخواهد در رشته حقوق دانشگاه ادامه تحصیل دهد.
«دوجان» در زبان فارسی قدیم به زن باردار گفته میشده است. مثلا میگفته اند: همسرم دوجان شده است؛ یعنی دو جان در او وجود دارد: جان خودش و جان بچه. این اصطلاح از به دنیا آمدن و خلقت میآید.
علی نیکو ۳۰ سال میشود که ساکن محله سیدی است. میگوید: هنر در خانواده ما ذاتی است، بهطوریکه خواهرانم نقاشی میکنند و من هم شعر میسرایم.
علیاکبر حلیمی نویسنده و کارگردان قدیمی تئاتر مشهد از ۱۱ سالگی وارد تئاتر شده و در رشته ادبیات نمایشی دانشگاه هنرهای زیبا تهران تحصیل کرده است.
من اصلا توقع جایزه و هدیه ندارم، توقع من یک دست مریزاد خالی بود که هیچ کدام از دوستان که در مسند فرهنگی مشهد نشسته اند، نگفتند. درحالی که تئاتری که پارامترهای نمایشی کافی را ندارد، تشویقهای بسیاری میشود.
«روزهایی که گذشت»، «مشهد به روایتی دیگر»، «فرهنگ عامه نیشابور» ازجمله آثار و تألیفات این نویسنده ساکن محله دانشجوست. لطفآبادی میگوید: ۱۰اثر از هفدهاثر منتشرشدهام در کمتر از یک دهه اخیر است.
دکتر علیاکبر ترابیان، نویسنده و مدرس داستاننویسی برجسته مشهدی، لیسانس ادبیات را از دانشگاه فردوسی گرفته و بعدها به دلیل علاقهمند شدن به عرفان، تحصیلات خود را تا مقطع دکتری این رشته ادامه میدهد.
محبوبه راد میگوید: «عینک فتوکروم»، یک مجموعه شعر سپید است که از منظر مضمون و محتوا، دغدغهها و تجربیات عاطفی من را شامل میشود که حاصل چند دهه زیست من بر این کره خاکی است.
ورود احسان شریفی به دنیای کارگردانی با یک فیلم کوتاه ۱۲ دقیقهای با نام «حضور» رقم خورد که در سال ۸۸ کارگردانی، طراحی، نوشتن فیلمنامه و خلاصه همهکار آن را خودش برنامهریزی کرد.
مهتاب رعنایی هنرمند برجستهای است که از کودکی به هنر نقاشی علاقه دارد. او علاوه بر نقاشی بر روی بوم، نویسندگی، شاعری، فیلمسازی، مجسمهسازی، موسیقی، ویترای و پیکرهتراشی را در کارنامه خود دارد.
فاروق تیموریان هنرمندی است که دستی هم بر آتش ورزشهای رزمی دارد و به همیندلیل خودش را «شاعر مبارز» معرفی میکند. «عشوههای قرن هفتم» کتاب شعر اوست که در سال۱۳۹۴ به چاپ رسیده است.
ابوالفضل مردانی پسری هشتساله است که سال اول دبستان، با شرکت در مسابقه «دستنوشتههای طلایی» جزو برگزیدگان استانی شده است.
تهیه کنندگان دو ماهنامهای محلی «طریق» توان خود را در حل مشکلات مردم گذاشتهاند. آنها چند دانشجوی ساکن طرق هستند که دوست دارند آبادانی و اصالت را به این محله قدیمی برگردانند.
این روحانی مبارز که شهادت پدرش را به چشم دیده است میگوید: تیری به دست پدرم خورد، بعد یکی از چتریهای منور که خیلی داغ است، روی پایش افتاد و تیری هم به سرش خورد.
داستان هلیا قمری با نام «بادبادکهای دوستداشتنی» در کتاب مجموعه داستانهای «بادبادکها» که نوجوانان طرقی آن را نوشتهاند، به چاپ رسیده است. او نوشتن را راهی برای بیان احساساتش میداند.
عبدالمجید عصاری ازطریق قلمش، کارهای خیر انجام داده است. او با مجوز دادستان، داستان زندگی پسری را به نگارش درمیآورد که ۱۲ سال به اتهام مشارکت در قتل، زندان بود و در کانالش منتشر میکند.