نویسنده - صفحه 4

اگر امروز فکاهی‌سرایی ایران، حد و حدود تعیین شده و قدمتی دارد که نسل جوان به آن رجوع می‌کنند، از همت بلند غلامرضا روحانی‌ها بود. کسانی که زندگی خود را وقف کردند تا صدای مردم باشند و از درد و رنج آن‌ها بگویند و بنویسند.
سرگرمی حسن قاسمی فوق‌لیسانس مهندسی هوافضا، اختراع بالگرد و هواپیماست. شغلش هم هر روز یک چیز است؛ «کارگر روزمزد ساختمان»، «جوشکار»، «گچ‌کار»، «نویسنده» و... می‌گوید: «آچارفرانسه هستم.»
سیدهادی جوادی تجربیاتش را منبع داستان‌هایش قرار داده، او با گشتن در منطقه ۳ یا مناطق دیگر و با زندگی‌کردن در کنار آدم‌های گوناگون و شنیدن ماجرا‌های زندگی آن‌ها غنی می‌کند!
برای فریبا شکیبا طبیعت بهترین معلم و درمانگر بوده است. او خودش را در سفر شناخته و متوجه شده که در رویارویی با مشکلات تا چه حد توانمند است.
فاطمه رباط‌ جزی نوشتن را از ۱۷‌سالگی شروع می‏‌کند. اولین کتابی که از او چاپ شده «مرا با خویشتن بگذار» و دومین کتابش نیز «گل سرخی برای غم» است و تا امروز ۱۰ رمان از او به چاپ رسیده است.
بیماری ام اس تکتم شریفی را به اینجا رسانده که حالا دیگر نه دستی برای نوشتن دارد و نه پایی برای راه رفتن، اما زبانش مانند انگشتی توانا در صفحه گوشی می‌چرخد و می‌نویسد.
احسان شریعتی درباره پدرش می‌گوید: شریعتی، شرایطی را که یک محقق و پژوهشگر آکادمیک با بودجه مشخص حرفه‌ای می‌رود، نداشت و در زمانی اندک، حجم انبوهی از مطالب را نوشته است.
کتاب «ده چهره، ده نگاه»، که جلد سوم آن سال ۱۴۰۲ منتشر شده، گام مهم و بزرگ جلال قیامی میرحسینی است برای بقای خاطرات شخصیت‌های فرهنگی و ادبی مشهد. او معتقد است: وقتی تاریخ سکوت می‌کند؛ خاطرات به صدا درمی‌آیند.
سید محمدباقر مصباح‌زاده، پژوهشگر، مورخ تاریخ افغانستان و مدیر مرکز پژوهش‌های پیام آفتاب است و به عنوان یک مهاجر نخبه در شهرمان شناخته می‌شود.
محمد فتحی نویسنده شش جلد کتاب باعنوان «آیت اعجاز، داستان‌های شگفت از زندگی امام خمینی(ره)»- جلدهای اول تا پنجم- و کتاب «آیت اعجاز، داستان‌هایی از زندگی رهبر معظم انقلاب اسلامی» است.
ماشاءالله وحیدی، یکی از نامداران نمایش سنتی یا به‌اصطلاح تخت‌حوضی است. ذهن بسیار خلاق او می‌توانست در هر لحظه از نمایش، عنصر خنده‌داری به کار اضافه کند و مردم را بخنداند.
موسویان می‌گوید:یکی از دلایلی که فکر می‌کنیم شاهنامه سخت است، همین متون نقالی هستند. می‌نشینیم و چیزی نمی‌فهمیم و تصورمان این است که شاهنامه سخت است، در حالی که کلی مفاهیم نمادین و پنهان دارد!
آزاده ستاری دختر نابینای محله شریف است. او نویسنده است، پیش دانشگاهی را تمام کرده و می‌خواهد در رشته حقوق دانشگاه ادامه تحصیل دهد.
«دوجان» در زبان فارسی قدیم به زن باردار گفته می‌شده است. مثلا می‌گفته اند: همسرم دوجان شده است؛ یعنی دو جان در او وجود دارد: جان خودش و جان بچه. این اصطلاح از به دنیا آمدن و خلقت می‌آید.
علی نیکو ۳۰ سال می‌شود که ساکن محله سیدی است. می‌گوید: هنر در خانواده ما ذاتی است، به‌طوری‌که خواهرانم نقاشی می‌کنند و من هم شعر می‌سرایم.
علی‌اکبر حلیمی نویسنده و کارگردان قدیمی تئاتر مشهد از ۱۱ سالگی وارد تئاتر شده و در رشته ادبیات نمایشی دانشگاه هنر‌های زیبا تهران تحصیل کرده است.
من اصلا توقع جایزه و هدیه ندارم، توقع من یک دست مریزاد خالی بود که هیچ کدام از دوستان که در مسند فرهنگی مشهد نشسته اند، نگفتند. درحالی که تئاتری که پارامتر‌های نمایشی کافی را ندارد، تشویق‌های بسیاری می‌شود.
«روز‌هایی که گذشت»، «مشهد به روایتی دیگر»، «فرهنگ عامه نیشابور» از‌جمله آثار و تألیفات این نویسنده ساکن محله دانشجوست. لطف‌آبادی می‌گوید: ۱۰‌اثر از هفده‌اثر منتشر‌شده‌ام در کمتر از یک دهه اخیر است.
دکتر علی‌اکبر ترابیان، نویسنده و مدرس داستان‌نویسی برجسته مشهدی، لیسانس ادبیات را از دانشگاه فردوسی گرفته و بعد‌ها به دلیل علاقه‌مند شدن به عرفان، تحصیلات خود را تا مقطع دکتری این رشته ادامه می‌دهد.
محبوبه راد می‌گوید: «عینک فتوکروم»، یک مجموعه شعر سپید است که از منظر مضمون و محتوا، دغدغه‌ها و تجربیات عاطفی من را شامل می‌شود که حاصل چند دهه زیست من بر این کره خاکی است.