علی دشتبان بعداز هفت سال تلاش مستمر، کتاب «از او وَختا» را منتشر کرده؛ کتابی که گنجینهای از واژگان، بازیها، اشعار و آیینهای فراموششده مشهدیها را پیش روی مخاطب میگذارد.
فریده سلطانی ناشر و کارشناس ادبیات فارسی است. او سال۸۴ كار انتشارات را شروع کرد و بعد از یک سال با پیشنهاد فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی، دفتر انجمن بانوان ناشر و اهل قلم استان را به ثبت رساند.
سمانه مصدق شاعر نابینای محله آزادشهر است. دبیرستان را در مدارس عادی درس خواند و در دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی، لیسانسش را گرفت. کتاب"تکیه کن فقط به چشمان خودت" نخستین کتاب سمانه مصدق است که به چاپ رسیده است.
علیرضا مقدسی دغدغههایی از جنس کارآفرینی و اشتغال دارد. او سعی کرده است در حوزه تئوری به مقوله توسعه کارآفرینی کمک کند. همین موضوع سبب شد بخش زیادی از مطالعاتش در زمینه کارآفرینی را به رشته تحریردربیاورد.
معصومه هراتیصادق در آستانه شروع پنجمین دهه از زندگیاش، بهترین و درستترین کار عمرش را انجام داده و مشغول نوشتن شده و کتابهای «رؤیای ابریشم» و «غریبهای در کوهستان» دو اثر اصلی اوست.
مجید رحمانیصانع، شاعر طنزپردازی مشهدی است که طنز را بهعنوان یک کنش آگاهانه اجتماعی دنبال میکند. او تاکنون سه مجموعه شعر طنز منتشر کرده و معتقد است مخاطب اصلی طنز انتقادی بیش از آنکه مردم باشند، مدیران و تصمیمگیران هستند.
حمیده لطفینیا، مترجم کتاب «یک مرد معمولی» سالهاست در حوزه ادبیات فرانسه، ادبیات تطبیقی و آموزش دانشگاهی فعالیت میکند. او ترجمه را نه صرفا یک مهارت زبانی، بلکه شکلی از کنش فرهنگی میداند.
نجمه آخرتی شوراب اولین نشانههای علاقهاش به شعر را در ۹ سالگی با حفظکردن اشعار حافظ و سعدی بروز داد. او در ۱۸ سالگی سرودن را بهصورت حرفهای آغاز کرد و در این سالها توانسته رتبه سوم استان در جشنواره شعر را به دست آورد.
حميدرضا خزاعي سالها زندگياش را وقف پژوهش و نگارش افسانهها كرد و دستاورد آن چندصد ساعت نوار ضبط شده از راويان افسانه و سيزده جلد كتاب بهويژه درباره افسانههاي خراسان بود.
فردین عبودی، نوجوان هنرمند و هممحلهای ما، ساکن محله ۱۷ شهریور است که از پنجسالگی تمام رویاهای کودکیاش را با کشیدن طرحهای مناظر بیجان و آثار باستانی میگذراند.
آرمانخواهی از ویژگیهای اصغر الهی بود. او نویسندهای بهدور از حاشیه و محافل بود و گویا حتی از گفتوگوهای مطبوعاتی نیز پرهیز داشت. انساندوست بودن اصغر الهی که پزشک نیز بود، از ویژگیهای شاخص دیگری است که آتشپرور به آن اشاره میکند.
در محله شفا، بانوی سرپرست خانواری زندگی میکند که بار زندگی را یکتنه بر دوش کشید و هر بار که زمین خورد دوباره برخاست و چهار فرزند صالح و موفق پرورش داد.
مرتضی نظریان، از جوانی رویای نوشتن داشته و حالا حاصل سفرها و تجربیاتش را در قالب داستانهای کوتاه مذهبی، تاریخی و اجتماعی مینویسد و چهار کتاب دستنویس نیز دارد که به تجربه روزهای شیرینش پرداخته است.
دکتر علیاکبر شهابی پژوهشگر ادبیات، تاریخنگاری اسلامی و وقفشناسی بود. او مانند بسیاری از استادان هم نسلش، آرام و کمحاشیه بود. از خانوادهای اهل علم آمد و تا پایان عمر نیز در همان مدار حرکت کرد.
الهه بیاتمختاری و مجتبی ابوالقاسمی زوج شاعر محله پروین اعتصامیاند.به نظر خیلیها شاعر با شاعر نمیسازد ولی آنها میگویند بستگی دارد ما چگونه بسازیمش.
روحانگیز بصیرنژاد مادربزرگ محله آب وبرق است که خیلیها او را با روایت ضرب المثلهای ایرانی میشناسند. کتاب ضرب المثلهای مادربزرگ نوشته اوست که طرفداران زیادی دارد و سال ۱۳۸۹ منتشر شد.
حسین عباسزاده، نویسنده مشهدی کتاب «خوشبحال هیچ کس نیست» میگوید: اگر نگاهی به اطرافمان بیندازیم میبینیم که خیلی از ما حسرت زندگی دیگری را داریم، حسرتی که برخواسته از آگاهی کمِ ما نسبت به واقعیت زندگی آن شخص است.
شعرهای جواد حاجیزاده چندین بار در مسابقات شعر فرهنگیان استان به عنوان اثر برتر برگزیده شده است و نمایشنامهها و کارگردانیاش در جشنوارههای تئاتر دانشآموزی حرفهای زیادی برای گفتن داشته است.
شیخالاسلامی پساز دهسال، با استفاده از الگوی «من محروم نیستم» تلاش کرده جمعیتها و افراد دغدغهمند بسیاری، دست به کارهای عظیمی بزنند و یکی از نتایج این تغییر، ایجاد شبکه منظمی از تولید و فروش صنایعدستی دختران سیستانوبلوچستان است.
فاطمه اکبری، نویسنده و پژوهشگر از همان کودکی یاد گرفت شعر فقط واژه نیست، بلکه مفاهیمی دارد که میتوان با آنها زندگی اخلاقی کرد. او در طول این سالها چهار کتاب ادبی نوشته و گردآوری کرده است.