خاطره امجدی میگوید: از همان اول وقتی داستان میخواندم دوست داشتم آخر داستانها جور دیگری تمام شود، برای همین تصمیم به نوشتن گرفتم. او ادامه میدهد: داستانهای تخیلی را دوست دارم.
علیرضا نوری از جمله گلدوستان محله ماست که سالهای زیادی را به پرورش گل و نوشتن کتاب اختصاص داده است. کتابهای «خیار گلخانهای»، «هنرباغبانی» و «کتابچه گیاهان زینتی» از جمله آثار اوست.
مسعودی یا همان علی مشهدی، چهره هنری شناخته شدهای برای مشهدی هاست. در بین کارهایی که کارگردانی کرده است بیش ازهمه به سریال «نوروز رنگی» علاقه دارد و میگوید: «نوروز رنگی» را خیلی دوست دارم. همه چیز در آن درست بود.
این معلم بازنشسته از ۲۹ سال پیش تاکنون پنججلد کتاب به رشته تحریر درآورده که محتوای آنها ترکیبی از تخیل و واقعیتهایی است که در سالهای عمرش به چشم دیده است.
«مرده باد سقراط» تازهترین رمان مهدی فروتن است که نشر «چشمه» به تازگی منتشر کرده است. این اثر، پس از «وقایع نگاری مرگ یک دیوانه» و «مصائب آقای ه.» سومین رمان این نویسنده خراسانی است.
ندا بیباک نوجوان نویسنده محله فاطمیه در نوشتههایش از راهحل مشکلات میگوید؛ او میخواهد از طریق درسخواندن بازیگر شود و معتقد است دراین راه پارتی بازی لازم نیست.
حسن عمید سال ۱۲۸۱ در مشهد زاده شد. او را نخستین فرهنگ نویس به شیوه امروزی دانستهاند که نخستین فرهنگش را با عنوان «فرهنگ نو» سال ۱۳۰۸ در مشهد منتشر کرد.
ناصر قهرمان، روزنامهنگار و منتقد ادبی گذشته و شاعر و نویسنده و پسرعموی محمد قهرمان، شاعر پرآوازه خراسانی است، کتاب «سفر به اقلیم آینه» نتیجه نیم قرن جهانبینی ناصر قهرمان است که سال ۱۴۰۰ از آن رونمایی شد.
علی احمدآبادی بیش از بیستسال از زندگیاش را وقف قرائت، تدریس رایگان و تربیت قاریان کرده است؛ از مکتبخانه کودکی تا جلسات تخصصی در حرم مطهر و قرائت در بینالحرمین.
الهام فلاح نویسندهای که شاید بسیاری او را با رمان «خون مردگی» به یاد بیاورند، موفق شد جایزه ادبی پروین اعتصامی را ازآنِ خود کند.او در زمینه نوشتن فیلم نامه و آثار ویژه کودک هم تجربیاتی دارد.
دکتر جواد حدیدی با بورسیه دولتی به اروپا رفت. در سوربن رسالهای مینویسد که نامش را جاودان میکند. «اسلام از نظر ولتر» را آن سال دفاع میکند و دوباره به آغوش وطن برمیگردد.
محمدامین رفیعی زمانیکه هشت سال سن داشته، یک داستان برای همسنو سالانش نوشته و بهصورت کتاب به چاپ رسانده است. او علاوهبر نوشتن داستان، تصویرسازی کتابش را هم انجام داده است.
علیاکبرخان آزادی، معروف به «گلشن آزادی»؛ شاعر، روزنامهنگار، نویسنده است که اسمش با تاریخ مطبوعات مشهد گره خورده؛ با روزنامههای آزادی، فکرآزاد و مهرمنیر.
رمضانعلی شاکری کتابشناس و کتابدار مشهدی سالها ریاست کتابخانههای «آستان قدس رضوی» و «فرهنگ و هنر مشهد» را برعهده داشت. کوچکترین اتفاقهای اطرافش برای او یک سند تاریخی بود.
نوشتن و سرودن از همان کودکی همراه من بود. ایمان داشتم آنهایی که مینویسند و اهل قلماند انسانهایی صاحب اندیشهاند، اما بالاتر از آنها آدمهایی را دوست داشتم که اندیشیدن را بهدیگران میآموختند.
استاد سیدمصطفی موسویگرمارودی که از سال ۱۳۶۸ ساکن مشهد است، سالها بهعنوان معلم ادبیات در دبیرستانهای قلعهخیابان مشهد تدریس کرد تا بازنشسته شد. او ۴۵ کتاب و مقاله نوشته و چاپ کرده است.
اگر امروز فکاهیسرایی ایران، حد و حدود تعیین شده و قدمتی دارد که نسل جوان به آن رجوع میکنند، از همت بلند غلامرضا روحانیها بود. کسانی که زندگی خود را وقف کردند تا صدای مردم باشند و از درد و رنج آنها بگویند و بنویسند.
سرگرمی حسن قاسمی فوقلیسانس مهندسی هوافضا، اختراع بالگرد و هواپیماست. شغلش هم هر روز یک چیز است؛ «کارگر روزمزد ساختمان»، «جوشکار»، «گچکار»، «نویسنده» و... میگوید: «آچارفرانسه هستم.»
سیدهادی جوادی تجربیاتش را منبع داستانهایش قرار داده، او با گشتن در منطقه ۳ یا مناطق دیگر و با زندگیکردن در کنار آدمهای گوناگون و شنیدن ماجراهای زندگی آنها غنی میکند!
برای فریبا شکیبا طبیعت بهترین معلم و درمانگر بوده است. او خودش را در سفر شناخته و متوجه شده که در رویارویی با مشکلات تا چه حد توانمند است.