کتاب - صفحه 14

یکی از کارهایی که انجام می‌دادیم درگیر کردن بچه‌ها با حادثه رخ داده بود. برای اینکه کمی از نظر ذهنی تخلیه شوند، می‌گفتیم که سیل را نقاشی کنند. ویژگی مشترک همه این نقاشی‌ها تقاضای کمک بود.حجم خوش‌حالی بچه‌ها به اندازه‌ای برایمان خوب و دلنشین بود که وقتی شب‌ها بعد از کلی برنامه اجرا کردن می‌رسیدیم به محل اسکان هیچ احساس خستگی نمی‌کردیم. در حالی که در مشهد بعد از یک شیفت کار صبح تا ظهر از خستگی تلف می‌شویم. باورتان نمی‌شود که در این هشت روز خسته که نشدیم بماند، اصلاً حس نکردیم چطور گذشت و تمام شد.
نبرد رستم و سهراب تأثیر عجیبی بر محمدمهدی ناصری گذاشت به طوری که در آغاز هر سال تحصیلی، کتاب فارسی خود را برای پیدا کردن شعرهای حکیم سخن ورق می‌زد. بعدها نیز علاقه به فردوسی باعث شد او دل‌داده ادبیات بشود و به سرودن شعر روی بیاورد، اشعاری که تعدادی از آن‌ها را در قالب کتاب‌های «یک غزل میهمان من باش» و «و عشق فرصتی میان ماندن و نماندن است» منتشر کرده است و پنج کتاب آماده چاپ دارد.
پرویز خالق‌پناه می‌گوید: هر خطاطی برای آنکه حق خود را به این هنر ادا کرده باشد قرآن، شاهنامه، بوستان یا دیوان حافظ کتابت می‌کند تا به یادگار بماند. من نیز سال‌هاست که آرزوی کتابت قرآن را دارم و حتی چندسال قبل یکی دو مرتبه ‌آیاتی از قرآن را هم نوشتم اما مشکلات اجازه نمی‎داد. حالا هم که در هشتادویک‌سالگی دیگر نوری در چشمانم نمانده است و دستانم قوت گذشته را ندارد بعید می‌دانم که بتوانم به‌ این آرزویم برسم.
اینجا کودکان فقط هزینه عضویت را برای فعالیت‌های کتاب‌محور پرداخت می‌کنند اما استفاده از کارگاه‌های تخصصی شهریه دارد که نسبت به آموزشگاه‌های آزاد کمتر است.
طلبه بیست‌ویک‌ساله‌ای که در همین سن کم توانسته است سه کتاب تألیف کند. او ارتباط خوبی با جوانان محله‌اش دارد و تا جایی که توانسته، سعی کرده است جوان‌های محله را به درستکاری، تلاش و سحرخیزی و داشتن خصلت‌های خوب تشویق و ترغیب کند.او به زبان ترکی استانبولی مسلط است و یکی از تألیفاتش هم آموزش این زبان است که بسیار با استقبال روبه‌رو شده است و چاپ دوم هزارصفحه‌ای‌اش نیز همین روزها در اختیار دوستداران یادگیری این زبان قرار می‌گیرد. این کتاب را در کلاس‌های بسیاری تدریس کرده و یکی از اهدافش این است که این زبان را به اهالی محله‌اش آموزش دهد.
زمین مسجد علی اصغر(ع) سال۱۳42 توسط مرحوم آقای «احمدی» وقف و به همت ساکنان محله در یک طبقه با زیربنای 120متر به‌شکل شیروانی ساخته شد. نیم‌طبقه‌ای هم در زیرشیروانی بود که برای خواهران استفاده می‌شد. سال1385 به همت هیئت امنای مسجد و کمک مردم همین محله مسجد بازسازی و در 4طبقه ساخته شد که هر طبقه آن 180متر زیربنا دارد.
اولین کتاب جواد نعیمی، سال 56 در بیست‌ویک‌سالگی با نام «آوایی در سکوت» چاپ شده است. نعیمی سال‌ها مشتری پروپاقرص کتاب‌فروشی‌های مشهد بود و وقتی کتابش چاپ شد بسیاری از آن‌ها او را می‌شناختند. سال 57 یکی از کتاب‌فروشی‌های انتشارات طوس مشهد که نعیمی همیشه مجله‌های مسابقه را از آنجا می‌خریده به او پیشنهاد همکاری می‌دهد. این نویسنده تعریف می‌کند: به پیشنهاد ناشر قرار شد یک مجموعه کتاب کودک کار کنم.
پرنیکا توکلی‌نسب در برنامه «آب‌نبات چوبی» که از شبکه خراسان پخش می‌شود کتابش را معرفی کرده است. او سال گذشته رتبه اول قصه‌گویی را در ناحیه6 آموزش و پرورش مشهد به دست آورده و شب یلدای امسال برای یک مؤسسه فرهنگی هنری در همدان اجرای آنلاین شاهنامه‌خوانی داشته است. همچنین در دو تیزر تبلیغاتی و یک فیلم کوتاه مستند داستانی به کارگردانی جواد علیزاده با موضوع جانباز بازی کرده که از شبکه خراسان رضوی پخش شده است.
محمدباقر(حمید) جهانگیر فیض آبادی یکی از آن رفیق های ناب روزگار است که بعد از شهادت همسایه دوران کودکی، دوست، همکلاسی و هم رزمش، شهید سید محمدرضا شعاعی آستانه، به دنبال چاپ خاطره های دوستش شده است. کتاب«ستاره کلاشین» که توسط «سمیه جوادی» و «محدثه دبستانی» نوشته شد به خاطره ها و معرفی شهید محمدرضا شعاعی پرداخته که روزگاری ساکن محله امام خمینی(ره) بوده است.
مؤسسه خانه تاریخ مشهد، مؤسسه‌ای تک‌منظوره و غیرتجاری است که درباره هویت شهر مشهد کار می‌کند. این مؤسسه یکی از پتانسیل‌های منطقه ماست که در محله بهشتی قرار دارد. ابتدای ورود به خانه تاریخ مشهد اتاقی را می‌بینید که دور تا دورش قفسه‌های کتاب با کتاب‌هایی مرتبط با تاریخ مشهد است. اتاقی ساده با یک میز جلسه و شش‌عدد صندلی در اطرافش که محل برگزاری کارگروه‌های تخصصی اعضاست.
یک‌بار شهید عبدالکریم ‌هاشمی‌نژاد برای سخنرانی به مسجد فیل(واقع در پایین‌خیابان) آمده بود. من در جلسه سخنرانی بودم که دیدم در انتهای مسجد چند مرد کت‌وشلواری و اتوکشیده، نشسته‌اند. آن‌ها مدام در حین سخنرانی، صلوات می‌فرستادند و می‌خواستند که در سخنرانی اختلال ایجاد کنند. مسجد کمی‌ شلوغ شد. من به اتفاق چند نفر به نزد شهید ‌هاشمی‌نژاد رفتم و گفتم که ساواکی‌ها قصد دارند شما را بگیرند. او را بدون عمامه فراری دادیم و عمامه او را بر سر یک نمازگزار گذاشتیم.
به اعتقاد استاد محمدرضا شفیعی کدکنی، کتابفروشی باستان در مشهد قدیم -که ناشر هم بود- این امتیاز را بر تمام کتابفروشی‌های مشهد داشت که زیر بار خرج کتاب‌های سنگین و پرخرج و دیرفروش‌ می‌رفت.
سید اسعد فیض ساکن محله شریف و متولد سال ۱۳۴۴ در مشهد است. او ۳۲ سال از عمر خود را در آموزش و پرورش به خدمت معلمی پرداخته است و تمام این ۳۲ سال را به تمایل خود در مناطق محروم به‌ویژه منطقه آموزش و پرورش تبادکان و مناطق حاشیه‌ای شهر سپری کرده است. رابطه عمیق دوستی و همکاری بین او و شاگردانش زبانزد همگان است. او در ساخت کتابخانه‌های مدارس روستا ید طولایی دارد و کتابخانه روستاهای «مارشک»، «جنگ» و «بلغور» حاصل تلاش و ابتکار این معلم بازنشسته تبادکانی است. راه اندازی ایستگاه مطالعه در روستاها از دیگر اقدامات او است که در قالب یک فیلم مستند به نام «رد پای او» از شبکه های 1، 2، مستند و استانی خراسان پخش شد.
رجب زاده از هجده سالگی دوباره پیش پدرش بازمی گردد که حرفه اش تهیه خامه قالی بوده است. در همین زمان‌ها دوباره به صورت شبانه، تحصیلش را پی می‌گیرد؛ چراکه میلش به مطالعه بیشتر از آن بوده است که رفتن پی حرفه و شغل، هوای کتاب خواندن را از سرش بیندازد. این علاقه سال ۵۷ به بار می‌نشیند و کتابفروشی «انتشارات امام» در خیابان ابن سینای مشهد پامی گیرد تا برای سال ها، مکانی جمع وجور و نقلی، اما پررمزوراز برای اهل فضل و دانش باشد.
مصطفوی صاحب انتشاراتی و کتابفروشی «هجرت» یکی دیگر از افرادیست که پای صحبت‌هایش نشستیم تا از روز‌های پرخاطره فروش کتاب در مشهد بگوید. این کتابفروشی اواخر سال ۵۵ شروع به کار کرده و اوایل در خیابان خسروی نو قرار داشته است، اما بعد به کوچه آیت ا... خامنه‌ای نقل مکان می‌کند و حالا حدود ۲۰ سال است که در خیابان آزادی قرار دارد. بعد از انقلاب، کتابفروشی به «هاتف» تغییر نام پیدا کرده و امروز هم فقط در کار پخش کلی کتاب هستند.
ناهید کاشی‌چی متولد ۱۳۲۵ و مترجم روسی‌زبان معاصر است. او که فرزند مرحوم محمود کاشی‌چی، بنیانگذار انتشارات گوتنبرگ مشهد در دهه ۲۰ است، حالا بعد از گذشت نیم‌قرن از تلاش پدر برای پاگرفتن این انتشاراتی و کتابفروشی می‌گوید: پدربزرگم، استاد میرزااحمد، کوره‌پزخانه کوچکی داشت که کاشی می‌ساخت.
شخصیت‌هایی که باعث آشنایی‌ام با ادبیات شدند آن‌قدر برای خودشان سخت‌گیر بودند که من هم همان‌طور تربیت شدم. به‌قدری این شخصیت‌ها انسان‌های بزرگی بودند که همیشه فکر می‌کردم قلم به دست گرفتن در حضور این‌ها خطاست. بارها بخش‌هایی از مقاله‌ها را ترجمه و بعد هم رها می‌کردم. آن‌موقع مانند الان نبود که هر کارشناسی کتابی بیرون بدهد با عنوان مترجم، شاعر و نویسنده. دوستان عهد شباب همیشه می‌گفتند: «پس کی کتابی را ترجمه می‌کنی؟» و من اصطلاحی داشتم که همیشه می‌گفتم:«عن قریب» و این عن قریب حدود 30سال طول کشید.
سارا الهی 32سال دارد و ساکن محله امام رضا(ع) است. از کودکی به نوازندگی علاقه داشته و همین موضوع سبب شده است که به سمت آموختن ساز پایه پیانو برود. او برای اولین بار در هشت‌سالگی مقابل پیانو قرار می‌گیرد و از آن روز تا به حالا آموختن و نواختن این ساز را ادامه داده است. الهی در این مدت 5کتاب در زمینه موسیقی تدوین و تألیف کرده است. همچنین آلبوم بی‌کلامی به نام «پرواز خیال‌انگیز» را تنظیم و منتشر کرده است.
سیده ساجده اسدیان موفق شده سال گذشته در سی و نهمین دوره جشنواره فرهنگی هنری دانش‌آموزان ناحیه7 مشهد در مقطع متوسطه اول، رتبه سوم را در رشته شعر به دست آورد. ساجده از کلاس دوم دبستان با دکلمه‌نویسی شروع کرد. تا کلاس چهارم بیشتر متن‌های او به‌صورت دل ‌نوشته بود اما دبیر ادبیات سال پنجمش او را با آرایه‌های ادبی مختلف و ردیف و قافیه آشنا کرد و تفاوت شعر قدیم و نو را برایش توضیح داد. می گوید: در این سال‌ها به جزکتاب ادبیات فارسی سراغ کتاب‌های شعر نرفته بودم اما همین کتاب‌ها را با دقت زیادی می‌خواندم و کلمات آن را به خوبی در نوشته‌ها استفاده می‌کردم .
محمد حنیف‌پور، استاد فلسفه، روان‌شناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی ساکن محله جاهدشهر است. او بیش از 3دهه سابقه تدرس روانشناسی مدرن در مراکز آموزش عالی کشور را دارد و تاکنون 4کتاب و 22 مقاله بین‌المللی را در زمینه فلسفه اسلامی به رشته تحریر درآورده است. او در مقاطعی عهده‌دار سمت‌هایی همچون بخشدار داورزن، معاون فرماندار تربت جام و درگز و معاون مدیرکل امور اجتماعی، انتخابات و تقسیمات کشوری استانداری خراسان بوده و تاسیس 10 شهرستان جدید، برگزاری بزرگ‌ترین جشنواره توانمندی‌های شهرستان‌های خراسان و راه‌اندازی و تأسیس ۳۰۰ تشکل غیردولتی و سمن‌ها از جمله خدمات محمد حنیف‌پور در ارگان‌های دولتی است.