مؤسسه خانه تاریخ مشهد، مؤسسهای تکمنظوره و غیرتجاری است که درباره هویت شهر مشهد کار میکند. این مؤسسه یکی از پتانسیلهای منطقه ماست که در محله بهشتی قرار دارد. ابتدای ورود به خانه تاریخ مشهد اتاقی را میبینید که دور تا دورش قفسههای کتاب با کتابهایی مرتبط با تاریخ مشهد است. اتاقی ساده با یک میز جلسه و ششعدد صندلی در اطرافش که محل برگزاری کارگروههای تخصصی اعضاست.
یکبار شهید عبدالکریم هاشمینژاد برای سخنرانی به مسجد فیل(واقع در پایینخیابان) آمده بود. من در جلسه سخنرانی بودم که دیدم در انتهای مسجد چند مرد کتوشلواری و اتوکشیده، نشستهاند. آنها مدام در حین سخنرانی، صلوات میفرستادند و میخواستند که در سخنرانی اختلال ایجاد کنند. مسجد کمی شلوغ شد. من به اتفاق چند نفر به نزد شهید هاشمینژاد رفتم و گفتم که ساواکیها قصد دارند شما را بگیرند. او را بدون عمامه فراری دادیم و عمامه او را بر سر یک نمازگزار گذاشتیم.
به اعتقاد استاد محمدرضا شفیعی کدکنی، کتابفروشی باستان در مشهد قدیم -که ناشر هم بود- این امتیاز را بر تمام کتابفروشیهای مشهد داشت که زیر بار خرج کتابهای سنگین و پرخرج و دیرفروش میرفت.
سید اسعد فیض ساکن محله شریف و متولد سال ۱۳۴۴ در مشهد است. او ۳۲ سال از عمر خود را در آموزش و پرورش به خدمت معلمی پرداخته است و تمام این ۳۲ سال را به تمایل خود در مناطق محروم بهویژه منطقه آموزش و پرورش تبادکان و مناطق حاشیهای شهر سپری کرده است. رابطه عمیق دوستی و همکاری بین او و شاگردانش زبانزد همگان است. او در ساخت کتابخانههای مدارس روستا ید طولایی دارد و کتابخانه روستاهای «مارشک»، «جنگ» و «بلغور» حاصل تلاش و ابتکار این معلم بازنشسته تبادکانی است. راه اندازی ایستگاه مطالعه در روستاها از دیگر اقدامات او است که در قالب یک فیلم مستند به نام «رد پای او» از شبکه های 1، 2، مستند و استانی خراسان پخش شد.
رجب زاده از هجده سالگی دوباره پیش پدرش بازمی گردد که حرفه اش تهیه خامه قالی بوده است. در همین زمانها دوباره به صورت شبانه، تحصیلش را پی میگیرد؛ چراکه میلش به مطالعه بیشتر از آن بوده است که رفتن پی حرفه و شغل، هوای کتاب خواندن را از سرش بیندازد.
این علاقه سال ۵۷ به بار مینشیند و کتابفروشی «انتشارات امام» در خیابان ابن سینای مشهد پامی گیرد تا برای سال ها، مکانی جمع وجور و نقلی، اما پررمزوراز برای اهل فضل و دانش باشد.
مصطفوی صاحب انتشاراتی و کتابفروشی «هجرت» یکی دیگر از افرادیست که پای صحبتهایش نشستیم تا از روزهای پرخاطره فروش کتاب در مشهد بگوید. این کتابفروشی اواخر سال ۵۵ شروع به کار کرده و اوایل در خیابان خسروی نو قرار داشته است، اما بعد به کوچه آیت ا... خامنهای نقل مکان میکند و حالا حدود ۲۰ سال است که در خیابان آزادی قرار دارد. بعد از انقلاب، کتابفروشی به «هاتف» تغییر نام پیدا کرده و امروز هم فقط در کار پخش کلی کتاب هستند.
ناهید کاشیچی متولد ۱۳۲۵ و مترجم روسیزبان معاصر است. او که فرزند مرحوم محمود کاشیچی، بنیانگذار انتشارات گوتنبرگ مشهد در دهه ۲۰ است، حالا بعد از گذشت نیمقرن از تلاش پدر برای پاگرفتن این انتشاراتی و کتابفروشی میگوید: پدربزرگم، استاد میرزااحمد، کورهپزخانه کوچکی داشت که کاشی میساخت.
شخصیتهایی که باعث آشناییام با ادبیات شدند آنقدر برای خودشان سختگیر بودند که من هم همانطور تربیت شدم. بهقدری این شخصیتها انسانهای بزرگی بودند که همیشه فکر میکردم قلم به دست گرفتن در حضور اینها خطاست. بارها بخشهایی از مقالهها را ترجمه و بعد هم رها میکردم. آنموقع مانند الان نبود که هر کارشناسی کتابی بیرون بدهد با عنوان مترجم، شاعر و نویسنده. دوستان عهد شباب همیشه میگفتند: «پس کی کتابی را ترجمه میکنی؟» و من اصطلاحی داشتم که همیشه میگفتم:«عن قریب» و این عن قریب حدود 30سال طول کشید.
سارا الهی 32سال دارد و ساکن محله امام رضا(ع) است. از کودکی به نوازندگی علاقه داشته و همین موضوع سبب شده است که به سمت آموختن ساز پایه پیانو برود. او برای اولین بار در هشتسالگی مقابل پیانو قرار میگیرد و از آن روز تا به حالا آموختن و نواختن این ساز را ادامه داده است. الهی در این مدت 5کتاب در زمینه موسیقی تدوین و تألیف کرده است. همچنین آلبوم بیکلامی به نام «پرواز خیالانگیز» را تنظیم و منتشر کرده است.
سیده ساجده اسدیان موفق شده سال گذشته در سی و نهمین دوره جشنواره فرهنگی هنری دانشآموزان ناحیه7 مشهد در مقطع متوسطه اول، رتبه سوم را در رشته شعر به دست آورد. ساجده از کلاس دوم دبستان با دکلمهنویسی شروع کرد. تا کلاس چهارم بیشتر متنهای او بهصورت دل نوشته بود اما دبیر ادبیات سال پنجمش او را با آرایههای ادبی مختلف و ردیف و قافیه آشنا کرد و تفاوت شعر قدیم و نو را برایش توضیح داد. می گوید: در این سالها به جزکتاب ادبیات فارسی سراغ کتابهای شعر نرفته بودم اما همین کتابها را با دقت زیادی میخواندم و کلمات آن را به خوبی در نوشتهها استفاده میکردم .
محمد حنیفپور، استاد فلسفه، روانشناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی ساکن محله جاهدشهر است. او بیش از 3دهه سابقه تدرس روانشناسی مدرن در مراکز آموزش عالی کشور را دارد و تاکنون 4کتاب و 22 مقاله بینالمللی را در زمینه فلسفه اسلامی به رشته تحریر درآورده است. او در مقاطعی عهدهدار سمتهایی همچون بخشدار داورزن، معاون فرماندار تربت جام و درگز و معاون مدیرکل امور اجتماعی، انتخابات و تقسیمات کشوری استانداری خراسان بوده و تاسیس 10 شهرستان جدید، برگزاری بزرگترین جشنواره توانمندیهای شهرستانهای خراسان و راهاندازی و تأسیس ۳۰۰ تشکل غیردولتی و سمنها از جمله خدمات محمد حنیفپور در ارگانهای دولتی است.
اگر کسی بخواهد داستان بنویسد، باید بهترین ساعت را برای نوشتن قرار دهد و نه اوقات فراغت و وقت اضافهاش را. یعنی اگر شما کارمند هستی باید مرخصی بگیری و بنشینی در خانه و با فکرِ باز، داستانت را بنویسی، نه اینکه وقتی خسته از سرکار برمیگردی و آخر شب که فکرت خسته است، پای نوشتن بنشینی. من خودم بین ساعت7 تا2 بعدازظهر را به نوشتن اختصاص میدهم اما قبلا که بازنشسته نشده بودم، معمولا بعد از نماز صبح اینکار را میکردم.
پریسا هنری، دختر نوجوان محله نخریسی دستی در نوشتن دارد. او در خانوادهای اهل کتاب و کتابدوست بزرگ شده است. از کلاس پنجم دبستان با نوشتن یک داستان تخیلی برای انشا، نوشتن را شروع و داستان نویسیاش را تا حالا که دانشجوست ادامه داده است. معلم مدرسه سبب شده تا پریسا به استعدادش پی ببرد.
فاطمه رشیدی یکی از پژوهشگران جوان و دانشآموزان برتر منطقه آموزش و پرورش تبادکان است. او که همواره از علم و تجربه در راه رسیدن به دستاوردهای علمی و پژوهشی خود استفاده کرده به عنوان یک دانشآموز خلاق و خوشفکر بهدنبال شناخت پدیدههای زمینشناسی و دانستن علم نجوم است و با کسب رتبه برتر مسابقات زمینشناسان ایران، آینده روشنی را پیش رو دارد.
آسیه اکبری در طول 11سال پژوهش و تحقیق و مطالعه، به دنبال پیوندی برای آموزش آسان قرآن کریم همراه با قالبهای گیمیفیکیشن بوده است. او در طول این سالها یک مجموعه بازیهای هوشمند با عنوان «در پناه قرآن» را طراحی و ابداع کرده است که شامل هفتدستگاه روخوانی و روانخوانی، پازل هوشمند حفظ قرآن کریم، امامشناسی، دستگاه لمسی ویژه روشندلان، نماز و وضو، احکام و قصص قرآنی میشود و همه این دستگاهها برای یادگیری آسان قرآن کریم در سنین مختلف کاربرد دارد.
حدفاصل میدان فرهنگ و خیابان فرهنگ 33 در ساختمان کتابخانهای که نام «فرزانه گواهی» را به خود گرفته، ردیف به ردیف آجرهایی روی هم چیده شدهاند که از دل تاریخ بیرون آمدهاند. این ساختمان خیرساز، اکنون فقط بزرگ ترین کتابخانه دانشآموزی کشور نیست بلکه جلوهای از هویت و تاریخ اصیل ایران سرفراز را به مخاطبانش نشان میدهد و بانی و سازنده آن امیدوار هستند که این مکان، فرزندانی را در خود جای دهد که حافظ فرهنگ و هویت ایرانی اسلامی باشند.
فرشته قندریز ساکن محله پروین اعتصامی تا به حال بانوان زیادی را کتابخوان کرده است. هر بار که او به کتابفروشی میرود دست پر باز میگردد و برای جمع کوچک کتابخانهاش دوستانِ مهربان دیگری میخرد. معتقد است که این کار برکت به مال و زندگیاش میدهد. اگرچه هزینه صرف میکند، اما به جای آن رزق معنوی نصیبش میشود. اول سعی میکند آنها را خودش بخواند و بعد به دیگران توصیه کند! شوقِ خوانِش و فهم تازه در وجودش بیکار نمینشیند و دوست دارد دیگران را به آن دعوت کند.
اعظم یوسفزاده ساکن محله پنجتن آلعباست؛ به گفته خیلیها منطقهای پیرامونی، اما او یکی از استعدادهای ویژه در حوزه ادبیات است که آیندهای روشن پیش رو دارد. خیلی بالاوپایین کردیم تا توانستیم بخشی از عناوین و امتیازاتش را گلچین کنیم. برگزیده استان در جشنواره مشاعره رضوی، برگزیده مسابقه ادبی داستان پربرکت، نفر اول ناحیه یک آموزشوپرورش در بخش شعر سال، برگزیده استانی در پنجمین سوگواره روز واقعه و نفر اول بخش شعر در مقطع دوره اول متوسطه چهارمین جشنواره نویسندگان فردا که همه این رتبهها مربوط به سال1392 است.افتخارات او در سالهای بعد هم ادامه دارد و تکرار میشود.
هفته گذشته در فرهنگسرای امت منطقه5، جشن تولدی خاص برگزار شد. این جشن نه برای یک فرد بلکه برای کتابخانه کوچک اما فعال این مجموعه بود که سال گذشته در همین ایام افتتاح شد.
در قفسههای کتابخانه آستان قدس رضوی ۵ میلیون نسخه کتاب در دسترس است. کتابخانهای که با داشتن ۱۰۵ هزار و ۶۲۳ نسخه خطی، ۶۲ هزار و ۷۰۷ کتاب چاپ سنگی و ۴ میلیون و ۸۱۱ هزار و ۶۹۴ نسخه چاپی از کهنترین کتابخانههای ایران و مجموعهای غنی از گنجینههای خطی دنیا به شمار میرود.