ایرانیان ورود چاپخانه به کشور را در میانه قرن یازدهم تجربه میکنند. برابر اسناد تاریخی، نخستین کتابی که در ایران چاپ شده، «زبورداوود» یا «ساغموس» است که کشیشان ارمنی آن را در سال ۱۰۱۶ خورشیدی به زبان و خط ارمنی در ۵۷۲صفحه در جلفای اصفهان چاپ میکنند.
کتابخانه امام رضا(ع) سال 1379 همزمان با ولادت حضرت مهدی (عج) با هدف تقویت اصول و مبانی دینی و اعتقادی جوانان و ترویج معارف اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به وسیله تولیت وقت آستان قدس رضوی وقف این نهاد مقدس شد. کتابخانه امام رضا(ع) که در محله راه آهن واقع شده است؛ حدود 33 هزار نسخه کتاب چاپی و حدود 5 هزار منابع صوتی و تصویری و حدود 20 عنوان نشریه در اختیار مراجعان و اعضای خود قرار داده است. اکنون تعداد اعضای فعال این کتابخانه بیش از 18 هزار نفر است.
کتابخانه گویای رضوی سال 1383 در محل کتابخانه آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی(ره) واقع در خیابان رسالت 2 راهاندازی شد.
این کتابخانه با گردآوری مجموعهای کم نظیر شامل بیش از 13 هزار عنوان کتاب صوتی در قالبهای CASSETTE، DVD، CD و MP3 و کتابهای چاپ بریل در موضوعهای کمک آموزشی، علمی، فرهنگی، تاریخی، ادبی، سیاسی، اجتماعی و دیگر موضوعها و همچنین مجموعهای از نرم افزارهای ویژه نابینایان در خدمت روشندلان است.
کتابخانه امام خمینی(ره) کتابخانه سال 1379 همزمان با ۲۲ بهمن سالروز پیروزی انقلاب و میلاد حضرت مهدی(عج) در مجاورت آرامگاه خواجهربیع افتتاح شد. مجتمع فرهنگی امامخمینی(ره) از 2 مؤسسه فرهنگی آستان قدس رضوی یعنی سازمان کتابخانهها، موزهها و مرکز اسناد و همچنین مرکز آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی به صورت مستقل از یکدیگر تشکیل شده است. این کتابخانه حدود 37 هزار نسخه کتاب چاپی و حدود ۲۰ عنوان نشریه برای دانشآموزان مقاطع راهنمایی، دبیرستان و پیش دانشگاهی فراهم کرده و در اختیار آنها قرار داده است. اکنون تعداد اعضای فعال این کتابخانه حدود ۱۸ هزار نفر است.
کتابخانه ملاعباس تربتی سال 1361در فضای کوچکی از مسجدالرضا(ع) واقع در محله مهرمادر احداث شده است. با گذشت زمان مسئولان کتابخانه با استقبال دانشآموزان و دانشجویان روبهرو میشوند و فضای کتابخانه را توسعه میدهند به نحوی که اکنون کتابخانه در مساحتی حدود 600مترمربع در 2بخش بانوان و آقایان فعالیت میکند. کتابخانه ملا عباس تربتی (ره) حدود 50 هزار جلد کتاب، بیش از 1000 نسخه منبع دیداری و شنیداری و حدود 35 عنوان نشریه دارد. اعضای فعال این کتابخانه حدود 12هزار نفر است .
کتابخانه شیخ مجتبی قزوینی(ره) ابتدا با نام «شهید بیننده» کار خود را در مسجد انصار المهدی (عج) واقع در محله خیرآباد آغاز کرد. سال 1367 به درخواست هیئت امنای مسجد و نیز با اهتمام مسئولان آستان قدس رضوی، این کتابخانه زیر پوشش آستان قدس قرار گرفت و کتابخانه «شهید بیننده» به «انصار المهدی(عج)» تغییر نام داد.
به دلیل استقبال مراجعان از کتابخانه ساخت ساختمان جدید و مجهز ویژه آقایان و بانوان در دستور کار آستان قدس رضوی قرار گرفت و سال ۱۳۷۲ ساختمان کتابخانه افتتاح و مورد بهرهبرداری قرار گرفت. در زمان افتتاح نام این کتابخانه به نام عالم ربانی آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی(ره) از استادان حوزه علمیه مشهد تغییر نام یافت.
مرور داستانهای «مشهدچهره»، برکت همسایگی با کتابخانه و دمخور شدن با کتابها را پیش چشممان میآورد تا بتوانیم سرگذشت آدمهای کتابخوان و کتابدوست را بهتر ببینیم.
نخستین مطبعه چاپ سربی در مشهد، «مطبعه طوس» است. براساس یک پژوهش ارزشمند، تعداد ۲۵ عنوان کتاب طبعشده در این مطبعه شناسایی شده است.
در پسوند نام شیخهادی راثی، باید عنوان «نخستین کتابفروش سیار مشهد» را نوشت. شیخهادی مردی سختکوش و در فروش کتاب بسیار سختگیر بود.
شاید یک بار وقت خرید از مقابلش عبور کرده باشید، یا در حالیکه با عجله گام برمیداشتید تا از اتوبوس جا نمانید، جایی توی ذهنتان سپردید که وقتی را برای گشتن در کتابخانه محله خالی بگذارید، اما روزمرگیها فکرتان را جای دیگری برده و باز غافلتان کرده است. شاید هم در کودکی بارها قدم به این کتابخانهها گذاشتید و همراه با «جبار باغچهبان»، «محمود حکیمی»، «عباس یمینی شریف» و حتی «ژولورن» دنیا را گشتهاید اما مدتهاست که دیگر نام و نشانش را هم فراموش کردهاید. در این گزارش کوتاه ما قرار است دستتان را بگیریم و شما را با کتابخانه شهید رجایی در محله بلال آشتی دهیم.
این کتابخانه سال 1386 به همت آیت الله مکارم شیرازی در مشهد شروع به فعالیت کرد و در سال 1387 به جمع کتابخانههای مشارکتی نهاد کتابخانههای عمومی پیوست. کتابخانه امامین همامین (ع) در راستای ترویج مکتب اهل بیت (ع) و ارائه خدمات علمی و فرهنگی و در اختیار گذاشتن آخرین دستاوردهای متون دینی به پژوهشگران حوزه و دانشگاه پایهگذاری شده و آماده پذیرایی از طلاب و دانشجویان و اهل تحقیق است و هم اکنون بیش از 17000جلد کتاب با موضوعات مذهبی و حوزوی به مخاطبان خود خدمات ارائه می دهد.
مبینا جعفریراد، مدرس زبان و دانشآموز رشته سینما در محله امام هادی(ع) است که به نوشتن علاقه دارد. او میگوید: برای رسیدن به اهداف باید برنامهریزی کرد و با تلاش و پشتکار به آنها رسید. ضمن اینکه همسن و سالان من نیاز به حمایت و راهنمایی خانوادهها دارند. اگر پدر و مادر، علایق و استعداد واقعی فرزندان خود را بشناسند و به آنها در رشد استعدادشان کمک کنند، نوجوانان نیز موفق میشوند.
افسانه میرآبی درباره کار جدیدش میگوید: یک کار علمیتخیلی در 9جلد نوشتهام که جلد اول آن در مرحله تأیید است. داستان این مجموعه 9جلدی ماجرای یک موجود تخیلی است که از اعماق زمین به سطح میآید و درگیر یک سری اتفاق میشود. «داستانهای موجود ناشناس و حیوانات جنگل» نام کل مجموعه است که هر جلد آن یک نام اختصاصی هم خواهد داشت. از بعد جذابیت کار هم ایدهای به ذهنم رسیده که در کنار چاپ کتاب، انیمیشن مجموعه را هم بسازم تا بتوانم یک بسته ارائه دهم.
شیرازی 17دیواربهدیوار آرامگاه و باغ بزرگ نادری است و به گفته خیلیها به کوچه پشت باغ معروف است. پیشنهاد میکنیم هرکس دلبسته فرهنگ و هویت محله است، کوچه پشت باغ را ببیند. بنای مهدیه مرحوم عابدزاده، که نقل است با سرمایه شخصی خودش از شغل حلبیسازی (ساخت آینههای حلبی جیبی) ساخته شده است، در همین کوچه قرار دارد. خانه سالاریها که ثبت ملی شده است، از دیگر جذابیتهای این معبر است و در میانههای کوچه چشم را میخکوب قدمت و هنر خود میکند. یک کتابفروشی قدیمی نیز هست که جزو هویت کوچه به شمار میرود. همه اینها به علاوه ویژگی نزدیکبودن به حرم، ایجاب میکند که کوچه پشت باغ یکی از کوچههای زائرپذیر باشد و هتلها و مهمانپذیرها را دربربگیرد.
صحبت های محسن رحیم دل، پاکبان بوستان بهشت، پر از بوی کلمه است؛ از تعداد تألیفاتش می گوید و از کتاب هایی که به دیگران هدیه داده است، از عشق و علاقه وافری که به ادبیات و نویسندگی دارد و از حوصله ای که بین کار پاکبانی برای نوشتن به خرج می دهد. او مرد آرامی است و وقتی کنارش می نشینیم، قصه گو هم می شود. شاید خیلی از شهروندان محسن رحیم دل را نشناسند. پاکبان میان سالی که با جارویش بر تن خشک شده برگ های زرد می کشد و از گیاهان بادقت خاصی مراقبت می کند، یک داستان نویس است.
آرینا حکیمزاده مانند تمام دختران همسن و سالش که دوران بلوغ را پشت سر میگذارند، با مشکلات این دوران روبهرو است. میگوید: با دیگر دوستان و همسالانم که صحبت میکردم متوجه شدم آنها هم مانند من پرسشهای بیپاسخ و گاه اطلاعات اشتباهی دارند. همین موضوع فکرم را به خودش مشغول کرد، به کتابخانه مراجعه کردم و به دنبال کتابی گشتم که بتواند به همه پرسشهای یک دختر در آستانه سن بلوغ پاسخی بدهد اما چنین کتابی پیدا نکردم. به همین دلیل تصمیم گرفتم دست به کار شوم و کتابی در این زمینه تألیف کنم.
نه تنها نوشتن را دوست دارد بلکه میخواهد در آینده معلم شود تا به دیگران آموزش دهد. یاسمین شندآبادی میگوید برای رسیدن به این هدف خود تمام تلاشش را میکند. او خاطرهای هم از رفتن به اردوی مدرسه دارد و بیان میکند: روزی از طرف مدرسه به اردو رفتیم. در آنجا با دوستانم زبالههای ریخته شده در طبیعت را جمع کردیم. بیتوجهی به درختان من را ناراحت میکند. به همین دلیل دوست دارم رعایت این موضوعات را به دیگران هم آموزش بدهم و در این راه از نوشتن کمک بگیرم.
درست از کلاس هشتم ابتدایی سرودن شعر را شروع میکند. میگوید که فقط قالب مثنوی را دوست دارد و مضامین اشعارش هم بیشتر اخلاقی و تعلیمی هستند. چند بیتی را میخواند. آنقدر استخواندار و قوی هستند که بهسختی میتوان باور کرد یک دختر هفده ساله آنها را سروده باشد. گپ و گفتی با یگانه رضایی در کتابخانه آیتالله قزوینی در محله محمدآباد داشتیم. شاعر جوان همین محله که از کودکی عضو کتابخانه بوده است. او یکی از دلایل علاقهاش به کتاب، مطالعه و نوشتن را هم همین کتابخانه میداند. البته خانواده و مطالعه مستمر پدر و مادرش هم در ایجاد این علاقه نقش بسزایی داشتند.
از بزرگترین تفریحها و لذتهای زندگی کتاب است. مطالعه در ساعتهایی که افراد بیکار هستند و اوقات فراغتشان بهحساب میآید، باعث شده خیلیها کتابخوان شوند. برخیها آنقدر شیفته مطالعه بودهاند که کتاب به امانت میدادند. احمد بکتر که یکی از این افراد است، سالهای نه خیلی دور هر غروب با یک بغل کتاب در محله پیدا میشد و پشت سرش آدمهای دوستدار کتاب در مغازهاش صف میکشیدند.
دکتر سیدابوالقاسم حسینی نویسنده روانشناس محله سعدآباد میگوید: پدرم سال ۶۵ از دنیا رفت و من به یادبود ایشان سعی کردم جمعههای آخرماه قمری را به بحث و گفتگو با دوستان و استادان درباره مسائل روانشناسی اسلامی بپردازم و هنوز هم این روند ادامه دارد. ما در این جلسات درباره اصول بهداشت روانی و روانشناسی اسلامی بحث میکنیم. یکی از نتایج این جلسات، کتابی با عنوان «حکمت اسلامی و عرفان اسلامی» بود که با یکی از همکاران خود به نام محمد حسینپور آن را به چاپ رساندیم. به ذهنم رسید که کتاب روانشناسی اسلامی را به زبان عربی هم تجربه کنم تا افراد بیشتری از آن استفاده کنند.