جعفر علیزادهگلستانی، کفشدار حرم ساکن محله سعدآباد در کتاب «وادی مقدس» که یکی از تألیفات اوست، خاطرات و یادداشتهای هشت سال خدمتش در بخش کفشداری حرم مطهر حضرت رضا (ع) را ثبت کرده است.
مریم جمیلی با ۲۷ سال سابقه فعالیت در کتابخانهها میگوید: فهمیدم که نباید به کسی امید داشته باشم؛ بههمیندلیل خودم هر روز به محلههای اطراف سر میزدم تا بتوانم جایی برای کتابخانه پیدا کنم.
کتابخانه عمومی رضوی علاوهبر ۲۵ هزار نسخه کتاب، دارای ۳۴عنوان نشریه بهروز و ۵۰۰حلقه سیدی در بخش دیداری و شنیداری است و ۲هزار و ۳۲۰ عضو فعال دختر و پسر دارد
میترا نوایی، دانش آموز کتابخوان و دکلمهنویس محله فرهنگیان است که بزرگترین تفریحش در کودکی، داشتن و خواندن کتابهای شعر و البته شاعری بوده است.
مسیح مسعودکیا که کارگری ساده است حین رواننویسی، وزن و قافیه هم به نوشتهها میداد. این شد که کل کتاب نهجالبلاغه را به نظم درآورد.
کتابخانه عمومی علامه طباطبایی مشهد نبش کوچه منوچهری واقع شده است. تاریخ تاسیس آن سال ۱۳۵۰ است و مکان اولیه آن در باغ نادری بوده، اما از سال ۹۰ به مکان فعلی انتقال پیدا کرده است.
مهدی ذبیحی، مسئول مجهزترین چاپخانه خصوصی قرآنی شرق کشور است که ۹۰ درصد تولیدات چاپخانهاش به چاپ این کتاب آسمانی اختصاص داده شده است.
نازنینزهرا توانسته رتبه برتر یازدهمین جشنواره نوجوان سالم را به دست آورد و در پرسش مهر امسال ریاست جمهوری هم شایسته تقدیر شده است.
مجموعه «خانه کتاب وکیل» فقط یک کتابفروشی تخصصی در زمینه حقوق نیست. اینجا خانه وکلای مشهد است.
نویسندگی برای سمیرا ثابتیمقدم، شبیه زندگی است. فضای ذهنش را به جای روزمرگیها، برای خواندن و نوشتن خالی نگه میدارد تا کلمات منفصل را جوری کنار هم قرار بدهد که از دلش داستانِ زندگی بیرون بیاید.
«گزارش مکتب شاهپور» به سیمای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی مشهد در ابتدای قرن چهاردهم خورشیدی میپردازد و بنا بود همزمان با جشن هزاره فردوسی در سال ۱۳۱۳ خورشیدی انتشار یابد.
اسدالله غفوریثانی داستان کتابفروششدنش را که در ادامه به راهاندازی جمعهبازار کتاب منتهی شد، اینطور روایت میکند: من و آقایان مقدسی، سیدآبادی، امیری، آخوندی و... در زیرزمین پاساژ مدرس مغازه داشتیم.
در تاکسی آقای عبداللهی در خط فردوسی تا راهنمایی کتاب بخوانید، شعر بشنوید و موسیقی آرامشبخش گوش کنید.
داستاننویس مشهدی میگوید: عیدگاه نمونهای از یک شهر کوچک بود که چند قهوهخانه خیلی خاص داشت. یکی از آنها، قهوهخانه «دربانها» بود که پاتوق آدمهای درستوحسابیتر بود.
سیدسعید طباطبایینایینی در سال ۱۳۳۲ خورشیدی تصمیم میگیرد باقیاتصالحاتی از خود بهجا بگذارد و نخستین گزینهاش، ایجاد یک کتابخانه است.
نجمه باباغیبی در بخش نسخ خطی و کتب نفیس کتابخانه عمومی مرکزی امام خمینی(ره) میگوید: بیشتر افرادی که به ما مراجعه میکنند، محققانی هستند که برای تکمیل تحقیقاتشان به اسناد تاریخی معتبر نیاز دارند.
اسماعیل عطش خاصی برای یادگرفتن داشت. درکنار کارش و سختیهایی که داشت، عصرها به کتابخانه میآمد و تست میزد. نتایج دانشگاه که آمد، او رشته مکانیک قبول شد.
حسین لعلبذری ید طولایی در داستان نویسی دارد. او فارغالتحصیل رشته ادبیات و برگزیده چندین جشنواره کشوری، داور و مدرس داستان و عضو شورای مشورتی نویسندگان خراسان رضوی است.
علی رنجبران هر هفته بیش از ۱۵ کتاب میخواند. این نوجوان از کتابخوانهای حرفهای محله رضائیه است. از آن کتابخوانها که در اصطلاح به «کرم کتاب» معروف میشوند.
تکتم غفاری، یکی از مادران محله رضائیه توانسته از همان کودکی فرزندانش را علاقهمند به مطالعه پرورش دهد. او میگوید: کتاب خواندن خودم و همسرم باعث شد بچهها هم اهل مطالعه شوند.