کتاب - صفحه 4

در محله شریف مشهد، کتابخانه «به زیستن» طرفداران زیادی دارد. این کتابخانه ۱۵ سال سابقه دارد و در ابتدا با دو قفسه کتاب کارش را شروع کرد، اما اکنون دراین مکان  ۳۰ هزارعنوان کتاب وجود دارد.
کتاب «پاسیاد پسر خاک» تلاشی است برای آشنایی با زندگی و مبارزات سیدعلی اکبر ابوترابی فرد. این کتاب ابعاد مختلف زندگی او را تا سال‌های اسارت و پس از آن، روایت می‌کند.
محمدامین رفیعی زمانی‌که هشت سال سن داشته، یک داستان برای هم‌سن‌و سالانش نوشته و به‌‌صورت کتاب به چاپ رسانده است. او علاوه‌بر نوشتن داستان، تصویرسازی کتابش را هم انجام داده است.
حاج‌ حجت سلیمانی می‌گوید: خانه را وقف دستگاه امام‌حسین (ع) کردیم. خواستیم خانه، حسینیه‌ای باشد با محوریت قرآن. خودمان رفتیم مستأجری. من و خانمم، به‌خاطر این تصمیم، مورد شماتت خیلی‌ها قرار گرفتیم.
سردار شهید شکرالله خانی‌دهنوی از اهالی محله شهرک شهید رجایی و جزو اولین فرماندهان یگان دریایی بود. احداث اولین کتابخانه قلعه ساختمان یکی از ماندگارترین کار‌های اوست.
یونس شادفر اردیبهشت امسال توانسته رتبه یک کشوری را در رشته زمین‌شناسی در آزمون مرآت کسب کند. او اوقات فراغتش را با مطالعه زمین‌شناسی، زیست‌شناسی و مداحی پر می‌کند.
ابراهیم دادخواه از موضوع تعطیلی کتابخانه گلایه‌مند است و می‌گوید: اگر می‌خواهیم مردمی تأثیرگذار داشته باشیم و جلو آسیب‌های اجتماعی جوانان را بگیریم، باید مردم را به مطالعه علاقه‌مند کنیم.
تیرماه امسال عضویت جواد کیاوند در کتابخانه امیرحسین فردی ۱۰ ساله شد. کیاوند که تراشکاری دارد، نادرست بودن این تصور که یک کتاب‌خوان حرفه‌ای، لابد شغلی مرتبط با مقوله فرهنگ دارد را اثبات می‌کند.
رمضانعلی شاکری کتاب‌شناس و کتابدار مشهدی سال‌ها ریاست کتابخانه‌‍‌های «آستان قدس رضوی» و «فرهنگ و هنر مشهد» را برعهده داشت. کوچک‌ترین اتفاق‌های اطرافش برای او یک سند تاریخی بود.
عیسی خضرایی هشت سال است که نماینده فروش کتاب‌هاي دانشگاه پیام‌نور در مشهد است و به نوعی نخستين و بزرگ‌ترین نمایندگی فروش این کتاب‌ها به حساب می‌آید.
محمدجواد منوچهری چند جلد کتاب غزل و رباعی منتشر کرده و مقام‌های ادبی بسیاری دارد، اما زندگی شغلی‌اش در ظاهر سنخیتی با روح لطیفش ندارد. رشته تحصیلی‌اش متالورژی بوده و حالا مسئول کنترل کیفی یک آزمایشگاه است.
استاد سیدمصطفی موسوی‌گرمارودی که از سال ۱۳۶۸ ساکن مشهد است، سال‌ها به‌عنوان معلم ادبیات در دبیرستان‌های قلعه‌خیابان مشهد تدریس کرد تا بازنشسته شد. او ۴۵ کتاب و مقاله نوشته و چاپ کرده است.
قاسمی می‌گوید: زمان‌های قدیم مردم دوست داشتند قرآن سر عقد عروس و داماد را برای تبرک از مشهد بخرند. چون مغازه ما در مسیر رفت‌و‌آمد زائران قرار داشت، خیلی‌ها برای خرید قرآن سفره عقد اینجا می‌آمدند.
دغدغه‌مندی سید‌مرتضی رضوی، او را به‌سمت مسائلی سوق داد که نفعش را اهالی محله ببرند و دلش راضی باشد. بعد از راه انداختن محفلی مذهبی، راه‌اندازی یک پاتوق فرهنگی هم از دغدغه‌های سیدمرتضی بود که اجرا شد.
سالن مطالعه مسجد فاطمه الزهرا (س) در خیابان شهیدثنایی ۳ تنهاسالن مطالعه در پهنه بولوار توس را دارد و از میدان شهیدفهمیده تا بولوار شاهنامه دیگر جایی نیست که دانش‌آموزان بنشینند و در آرامش مطالعه کنند.
ویژگی منحصر‌به‌فرد كتابخانه آيت‌الله‌قزويني(ره) راه‌اندازی واحدی به نام «کتابخانه گویای رضوی» است چراکه تراکم جمعیت نابینایان و کم‌بینایان مشهد در مناطق اطراف کتابخانه فعلی بیشتر است.
پارسا گلچین دارنده مدال طلای المیپاد معتقد است: چیزی که از خود المپیاد مهم‌تر است و ارزشمندتر و ماندگارتر؛ آموختن رویکرد منسجمی است که در این مسیر آدم برای مطالعه ساختارمند متون ادبی پیش می‌گیرد.
فاطمه رباط‌ جزی نوشتن را از ۱۷‌سالگی شروع می‏‌کند. اولین کتابی که از او چاپ شده «مرا با خویشتن بگذار» و دومین کتابش نیز «گل سرخی برای غم» است و تا امروز ۱۰ رمان از او به چاپ رسیده است.
بیماری ام اس تکتم شریفی را به اینجا رسانده که حالا دیگر نه دستی برای نوشتن دارد و نه پایی برای راه رفتن، اما زبانش مانند انگشتی توانا در صفحه گوشی می‌چرخد و می‌نویسد.
بی‌بی‌زهره شیفته کتاب‌هایی است که درس خودسازی می‌دهد و قصه راه‌انداختن فلافل‌فروشی‌اش نیز از دل همین قصه‌ها بیرون آمده است. می‌گوید: کاش متصدی یک کتابخانه بودم و روزهایم را لابه‌لای کتاب‎‌ها می‌گذراندم.