کتابخانه و سفرهخانه موسیبنجعفر (ع) مکانی در محله راهآهن است که از سال ۱۳۱۹ تابهحال رسالتی را بر دوش گرفته و اگرچه بنیانگذار اولیه آن، علامه شیخعلی فلسفی، پنجسالی است به دیار باقی هجرت کرده، اما بازماندگان وصیتش را تماموکمال اجرا میکنند.
مطالعه زندگینامه شهدا، جانبازان و آزادگان از کتابهای موردعلاقه ریحانه قشونی است، بهطوریکه تاکنون بیش از ۱۵۰ کتاب در این حوزه خوانده است. او یکی از اعضای ثابت کتابخانه هجرت است و در برنامه «معرفی کتاب» با کتابخانه همکاری میکند.
قاسم صنعوی؛ فرهیخته ۷۵ساله محله آب و برق تا به حال بیشتر از ۱۱۰عنوان کتاب -که بخش مهم آن در زمینه ادبیات بوده- ترجمه کرده است. کارهایی مثل: «افسانههای بلغاری» (کارالی ایچف)، «گدایان معجزه» (کنستان ویرژیل گئورگیو)، «برگزیده شعر معاصر برزیل» و...
دورهمی کتابخوانی بانوانی که صبحهای سهشنبه، خود را به مسجد المهدی محله مهرگان میرسانند، با هدف میل به بهتر شدن، عمیق بودن و بیشتر دانستن درباره آنچه که به زندگی، معنا میدهد، برگزار میشود.
علی دشتبان بعداز هفت سال تلاش مستمر، کتاب «از او وَختا» را منتشر کرده؛ کتابی که گنجینهای از واژگان، بازیها، اشعار و آیینهای فراموششده مشهدیها را پیش روی مخاطب میگذارد.
فریده سلطانی ناشر و کارشناس ادبیات فارسی است. او سال۸۴ كار انتشارات را شروع کرد و بعد از یک سال با پیشنهاد فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی، دفتر انجمن بانوان ناشر و اهل قلم استان را به ثبت رساند.
مجید رحمانیصانع، شاعر طنزپردازی مشهدی است که طنز را بهعنوان یک کنش آگاهانه اجتماعی دنبال میکند. او تاکنون سه مجموعه شعر طنز منتشر کرده و معتقد است مخاطب اصلی طنز انتقادی بیش از آنکه مردم باشند، مدیران و تصمیمگیران هستند.
حمیده لطفینیا، مترجم کتاب «یک مرد معمولی» سالهاست در حوزه ادبیات فرانسه، ادبیات تطبیقی و آموزش دانشگاهی فعالیت میکند. او ترجمه را نه صرفا یک مهارت زبانی، بلکه شکلی از کنش فرهنگی میداند.
حميدرضا خزاعي سالها زندگياش را وقف پژوهش و نگارش افسانهها كرد و دستاورد آن چندصد ساعت نوار ضبط شده از راويان افسانه و سيزده جلد كتاب بهويژه درباره افسانههاي خراسان بود.
همزمان با تاسیس رادیو، میرخدیوی نویسنده و مجری برنامههای رادیویی شد. کنار هر دیالوگ، علامتهایی میگذاشت تا یادش بماند کجا باید صدایش را نازک کند، کجا بم، کجا تند و کجا آرام. پس از بازنشستگی، چند کتاب منظوم به لهجه مشهدی نوشت.
تحصیلات جهانشاهی مهندسی برق است و از همین طریق امرار معاش میکند اما شعر و شاعری از نوجوانی با جانش درآمیخته و لحظهای هم به نبودن شعر در زندگیاش فکر نکرده. میگوید: شعر نوعی مهندسی کلمات است و نقطه عطفی برای تمام علوم دنیا.
در محله شفا، بانوی سرپرست خانواری زندگی میکند که بار زندگی را یکتنه بر دوش کشید و هر بار که زمین خورد دوباره برخاست و چهار فرزند صالح و موفق پرورش داد.
محمدرضا صبوریان از سال ۱۳۹۸ قدم در مسیر حرفهای شعر و ترانه گذاشت. او در این گذر، رتبهها و جوایز گوناگونی در جشنوارههای شعر بهدست آورده است که تازهترین آن، نامزدی در جایزه کتاب سال جوانان ایران است.
شجاعالدین ابراهیمی، شاعر کهنقلم و روزنامهنگار پیشکسوت مشهدی در محله احمدآباد است. مردی با ۱۲۰ هزار بیت شعر و ۳۱ کتاب، که اینبار نه بر کاغذ، که در کافههای فرهنگیاش سنگر گرفته تا ادبیات را به میان مردم بازگرداند و مشهد را پایتخت شعر ایران کند.
مرتضی نظریان، از جوانی رویای نوشتن داشته و حالا حاصل سفرها و تجربیاتش را در قالب داستانهای کوتاه مذهبی، تاریخی و اجتماعی مینویسد و چهار کتاب دستنویس نیز دارد که به تجربه روزهای شیرینش پرداخته است.
غلامحسن اشرفیان سالهاست که مُهر غلامی سیدالشهدا (ع) را با افتخار بر سینه زده است و پدر شهید محمدمهدی اشرفیان است. او که بازنشسته آموزش و پرورش است تاکنون چندین کتاب دعا و قرآن به خط خود به چاپ رسانده است.
زهراخانم بعد از پرداختن به امور خانه و مادری، فرصتهای کوتاه را برای مطالعه غنیمت میشمارد. از سال۹۰ تا امروز نزدیک به هزارکتاب را از کتابخانه فرزانه جامع به امانت گرفته؛ کتابهایی که گاهی چندبار خوانده است.
شرمین نصیری با متمرکز کردن توان خود بر اثر«مگنوم، ۵۰ سال در خط مقدم تاریخ» به دنبال پرکردن یک خلأ حیاتی در جامعه عکاسی ایران است. هدفش این است که نسل جوان عکاس، در کنار تسلط بر نور و کادر بتوانند به جای تقلید، صاحب نگاهی تحلیلی باشند.
حمیدرضا هادوی ۴۹سال دارد و نزدیک به ۳۰سالی میشود که به این حرفه مشغول است. از آنجا که علاقه شدیدی به کتاب و خواندن آن داشته، شغل کتابفروشی را انتخاب کرده است.
روحانگیز بصیرنژاد مادربزرگ محله آب وبرق است که خیلیها او را با روایت ضرب المثلهای ایرانی میشناسند. کتاب ضرب المثلهای مادربزرگ نوشته اوست که طرفداران زیادی دارد و سال ۱۳۸۹ منتشر شد.