با الگوبرداری از جمعهبازار کتاب اصفهان و با مشارکت حدود سی غرفهدار، جمعهبازار کتاب مشهد در نهم مهر سال ۱۳۷۸ آغاز بهکار کرد.
ملیکا عبداللهی تصمیم گرفت درباره یک رسم زیبا یک داستان کودکانه بنویسد و آن را تبدیل به کتاب کند. ماحصل آن شده است کتابی با نام «جشن آبپاشونک» که امسال به چاپ رسید. او و مادرش، تاکنون ۳ کتاب درباره جشنهای ایرانی برای کودکان منتشر کردهاند.
مغازه کوچک ابوالقاسم مهریزی همیشه پر از کتاب است. کتابهایی که برای صحافی آوردهاند. او دنیای کتاب را به هر چیز دیگری ترجیح میدهد و عمری را با بوی کاغذ گذرانده و حالا یک کتابخانه متفاوت دارد.
شیخ محمدحسن خبوشانی، ساکن محله کاشانی در منطقه دو، در یک خانواده عطار بزرگ شده و حرفه خانوادگی خود را دنبال کرده است. از سال ۱۲۵۶ بر دردهای بیماران مرهم گذاشته و در این زمینه با دانشگاه همکاری داشته است.
علیرضا ارجمندی پس از دو دهه فعالیت در مراکز فرهنگی شهر، حدود هشتسال است که هر روز از کوثر شمالی خودش را به کتابخانه امامخمینی(ره) در محله دوران کودکیاش میرساند؛ هدفش بالابردن سطح فرهنگی کودکان محله است.
احمدرضا بهارلو، ساکن محله احمدآباد، بیش از ۳۹سال در تمام سطوح آموزشی تدریس و مقالات و کتابهایی را تالیف کرده است. او علاوه بر تسلط به چند زبان خارجی و باستانی، بنیانگذار روش کلیدواژه و تندخوانی است.
سیدعلی حسینپور، پژوهشگر و نخبه محله راهنمایی تا کنون مقالات بسیاری در حوزه شهرسازی نوشته است. او که چاپ کتاب در این حوزه را در پرونده کاری خود دارد، برای بهترشدن شهرش تلاش میکند.
ساکنان محله شیرودی «جلال کیانی» را به عنوان بازنشسته دانشگاه فردوسی مشهد میشناسند و نمیدانند او شاعر است و سه کتاب آماده چاپ دارد، همچنین کیانی طرحی با عنوان دابل فوتبال دارد.
کتابخانه و سفرهخانه موسیبنجعفر (ع) مکانی در محله راهآهن است که از سال ۱۳۱۹ تابهحال رسالتی را بر دوش گرفته و اگرچه بنیانگذار اولیه آن، علامه شیخعلی فلسفی، پنجسالی است به دیار باقی هجرت کرده، اما بازماندگان وصیتش را تماموکمال اجرا میکنند.
مطالعه زندگینامه شهدا، جانبازان و آزادگان از کتابهای موردعلاقه ریحانه قشونی است، بهطوریکه تاکنون بیش از ۱۵۰ کتاب در این حوزه خوانده است. او یکی از اعضای ثابت کتابخانه هجرت است و در برنامه «معرفی کتاب» با کتابخانه همکاری میکند.
قاسم صنعوی؛ فرهیخته ۷۵ساله محله آب و برق تا به حال بیشتر از ۱۱۰عنوان کتاب -که بخش مهم آن در زمینه ادبیات بوده- ترجمه کرده است. کارهایی مثل: «افسانههای بلغاری» (کارالی ایچف)، «گدایان معجزه» (کنستان ویرژیل گئورگیو)، «برگزیده شعر معاصر برزیل» و...
دورهمی کتابخوانی بانوانی که صبحهای سهشنبه، خود را به مسجد المهدی محله مهرگان میرسانند، با هدف میل به بهتر شدن، عمیق بودن و بیشتر دانستن درباره آنچه که به زندگی، معنا میدهد، برگزار میشود.
علی دشتبان بعداز هفت سال تلاش مستمر، کتاب «از او وَختا» را منتشر کرده؛ کتابی که گنجینهای از واژگان، بازیها، اشعار و آیینهای فراموششده مشهدیها را پیش روی مخاطب میگذارد.
فریده سلطانی ناشر و کارشناس ادبیات فارسی است. او سال۸۴ كار انتشارات را شروع کرد و بعد از یک سال با پیشنهاد فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی، دفتر انجمن بانوان ناشر و اهل قلم استان را به ثبت رساند.
مجید رحمانیصانع، شاعر طنزپردازی مشهدی است که طنز را بهعنوان یک کنش آگاهانه اجتماعی دنبال میکند. او تاکنون سه مجموعه شعر طنز منتشر کرده و معتقد است مخاطب اصلی طنز انتقادی بیش از آنکه مردم باشند، مدیران و تصمیمگیران هستند.
حمیده لطفینیا، مترجم کتاب «یک مرد معمولی» سالهاست در حوزه ادبیات فرانسه، ادبیات تطبیقی و آموزش دانشگاهی فعالیت میکند. او ترجمه را نه صرفا یک مهارت زبانی، بلکه شکلی از کنش فرهنگی میداند.
حميدرضا خزاعي سالها زندگياش را وقف پژوهش و نگارش افسانهها كرد و دستاورد آن چندصد ساعت نوار ضبط شده از راويان افسانه و سيزده جلد كتاب بهويژه درباره افسانههاي خراسان بود.
همزمان با تاسیس رادیو، میرخدیوی نویسنده و مجری برنامههای رادیویی شد. کنار هر دیالوگ، علامتهایی میگذاشت تا یادش بماند کجا باید صدایش را نازک کند، کجا بم، کجا تند و کجا آرام. پس از بازنشستگی، چند کتاب منظوم به لهجه مشهدی نوشت.
تحصیلات جهانشاهی مهندسی برق است و از همین طریق امرار معاش میکند اما شعر و شاعری از نوجوانی با جانش درآمیخته و لحظهای هم به نبودن شعر در زندگیاش فکر نکرده. میگوید: شعر نوعی مهندسی کلمات است و نقطه عطفی برای تمام علوم دنیا.
در محله شفا، بانوی سرپرست خانواری زندگی میکند که بار زندگی را یکتنه بر دوش کشید و هر بار که زمین خورد دوباره برخاست و چهار فرزند صالح و موفق پرورش داد.