کتاب - صفحه 3

زهرا طاهری می‌گوید: دوست داشتم آنچه را یاد گرفته‌ام در‌اختیار دیگران هم قرار دهم، از این‌رو محفل ادبی را تشکیل دادیم و ماهی یک‌بار فقط مثنوی‌خوانی داشتیم اما بعد که تقاضا بیشتر شد، جلسات را هفتگی کردیم و حافظ‌خوانی هم اضافه شد.
مجید رجبی‌مقدم سال۱۳۴۵ در محله طلاب مشهد متولد شد، اوایل تولیدی قطعات وسایل نقلیه داشت که چهارنفر برای او کار می‌کردند اما حدود ۱۰سال پیش بنا به دلایلی کار تولیدی خود را کنار گذاشت و شغل تاکسی‌رانی را انتخاب کرد.
کتابخانه «شهید مفتح» علاوه‌بر امانت‌دادن کتاب، محیطی برای برگزاری برنامه‌های فرهنگی‌ است. این کتابخانه در طول چند دهه فعالیتش پناهگاهی برای دانش‌آموزان و علاقه‌مندان به کتاب و کتاب‌خوانی بوده است.
اسدالله آزاد تلاش می‌کرد تا حرفه کتابداری را در ایران به نسخه جهانی‌اش نزدیک کند و از اهمیت آن بگوید. نگاهش به کتابداری صرفا فن قفسه‌بندی نبود بلکه در جست‌وجوی دانشگاه عادلانه‌تر و جامعه داناتر، جلساتش را پشت سرهم برگزار می‌کرد.
۱۰ سال پیش وقتی زهراخانم دید خرید کتاب برای بسیاری از خانواده‌ها سخت است، بدنبال راهی گشت تا عطش کتاب‌خوانی دوستان دخترانش بی‌پاسخ نماند. ایده ایجاد «کتابخانه خانگی سارا و رکسانا» از همان‌زمان شکل گرفت.
حسین عباس‌زاده، نویسنده مشهدی کتاب «خوشبحال هیچ کس نیست» می‌گوید: اگر نگاهی به اطرافمان بیندازیم می‌بینیم که خیلی از ما حسرت زندگی دیگری را داریم، حسرتی که برخواسته از آگاهی کمِ ما نسبت به واقعیت زندگی آن شخص است.
برای حیدر صفدرپور، همه چیز از برخاستن یک «آه» از نهاد شروع شد: «خدایا، می‌شه یه روزی منم مثه اینا، برای ائمه دو خط شعر بگم.» صفدرپور اولین شعرش را در ۱۸‌سالگی می‌سراید. حکایت او حکایت دلدادگی به ائمه (ع) است.
اعظم صباغ‌خور، ساکن محله مطهری در منطقه ۲، یکی از شاعران آیینی و مذهبی است که سرودن شعر را از ۱۸سالگی و دوران دبیرستان آغاز کرد و تاکنون موفق به کسب چندین عنوان بر‌تر کشوری و استانی شده است.
محمد و آرزو نیک؛ پدر و دختر شاعر که یکی راه پر پیچ و خم ادبیات را طی کرده و دیگری پای قله ادبیات شعر ایستاده است. از محمد نیک مجموعه شعری به نام «هرگز گلی را پرپر نکردم» به چاپ رسیده است.
مادر وصال توانایی می‌گوید: از وقتی او دوساله بود، هر شب برایش کتاب‌ می‌خواندم و او با یک بار شنیدن، آن‌ها را حفظ می‌کرد. همین است که حالاچیزی در حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ کتاب داستان دارد که همگی را حفظ است.
کتاب راهنمای مشهد اثر غلامرضا ریاضی که مهرماه ۱۳۳۴ منتشر شد، با هدف کمک به زائران تهیه شده و بخشی از سند هویتی مشهد در میانه دهه‌۳۰ و درست قبل از راه‌افتادن راه‌آهن است. این کتاب، بعد از خرید از یک مجموعه شخصی، در کتابخانه شهرداری مشهد نگهداری می‌شود.
«مکّیه غلومی» یکی از هزاران مادرِ جوان‌ازدست‌داده خرمشهری است که بهانه شهادت پسرش، او را شاعر ۱۱ جلد کتاب می‌کند؛ ۱۱ جلد کتابی که با نام «مرثیه‌های اولیا» نوشته «ام‌سید نورالموسوی» به چاپ رسید.
این معلم بازنشسته از ۲۹ سال پیش تاکنون پنج‌جلد کتاب به رشته تحریر درآورده که محتوای آنها ترکیبی از تخیل و واقعیت‌هایی است که در سال‌های عمرش به چشم دیده است.
حیدر صفرپور شاعر محله شهید رجایی به عشق اهل بیت شاعر شده است. می‌گوید: درسی نمی‌خواندم و سوادم در حد چهار کلاس ابتدایی و سواد قرآنی است، اما این کمبود مانعی برای رسیدن به علاقه و عشقش برای شعر گفتن در مدح اهل بیت نمی‌شود.
غلامرضا تازیکی که روز‌های هفتاد‌وچهار‌سالگی‌اش را سپری می‌کند، یکی از اهالی ادیب محله شیرودی است. او می‌گوید: از همان ابتدا عاشق اشعار کلاسیک بودم. همچنین بیشتر به سرودن اشعار اجتماعی علاقه‌مندم.
«مرده باد سقراط» تازه‌ترین رمان مهدی فروتن است که نشر «چشمه» به تازگی منتشر کرده است. این اثر، پس از «وقایع نگاری مرگ یک دیوانه» و «مصائب آقای ه.» سومین رمان این نویسنده خراسانی است.
احمد یوسفی طی چهار‌سال کتاب‌فروشی در گلشهر از دوستی‌هایی می‌گوید که در مغازه‌اش شکل گرفته، برنامه‌هایی که ایده‌پردازی و اجرا شده، جروبحث‌هایی که بچه‌ها در ثابت‌کردن اینکه کدام کتاب خواندنی‌تر است، باهم داشته‌اند.
انتشار دومین مجموعه اشعار سپید متین راد با نام «جلز با کل سطح ممکن پوست» گواهی است بر اینکه شاعر بر این ویژگی زبانی تأکید دارد، چندان که آن را غنی‌تر و قوی‌تر به نمایش گذاشته است.
محمدصادق بخشی در سی‌و‌چهارسالگی فکرمی‌کرد قرار است با شغل کفاشی بازنشسته شود، اما ناگهان جرقه مشتری‌ای که دانشجوی رشته ادبیات بود، باعث شد مسیری جدید برایش باز شود و او را به شاعری آیینی تبدیل کند.
حسن عمید سال ۱۲۸۱ در مشهد زاده شد. او را نخستین فرهنگ نویس به شیوه امروزی دانسته‌اند که نخستین فرهنگش را با عنوان «فرهنگ نو» سال ۱۳۰۸ در مشهد منتشر کرد.