این پویش همزمان با هفته کتاب و کتابخوانی و از ۲۵آبان شروع شد. ابتدا قرار بود با پایان هفته کتاب در دوم آذر، پویش نیز به پایان برسد، اما بهدلیل استقبال بسیار خوبی که صورت گرفت، تحویل کتاب به زندانیان تا ۱۵آذر تمدید شد.
کتابهای کتابخانه مرکزی شهرداری، بیشتر، در حوزههای تخصصیِ شهری است اما منظور این نیست که عموم نمیتوانند از منابع موجود استفاده کنند؛ هرکه بخواهد، میتواند یک کارت شناسایی به امانت بگذارد.
موسویان میگوید:یکی از دلایلی که فکر میکنیم شاهنامه سخت است، همین متون نقالی هستند. مینشینیم و چیزی نمیفهمیم و تصورمان این است که شاهنامه سخت است، در حالی که کلی مفاهیم نمادین و پنهان دارد!
بهتازگی کتابخانه کوچکی در مدرسه دخترانه سردار قاسم سلیمانی محله انصار تنها با یک قفسه و با کمک دانشآموزان و دبیرها راه افتاده است. همین یک قفسه کافی بوده تا شور و شوق کتابخوانی بین دانشآموزان مدرسه جان بگیرد.
در نوشتار زیر به بهانه هفته کتابخوانی سه کتابفروشی، سه کتابخانه و سه انتشارات مشهد را کوتاه معرفی کردهایم.
در کوچهپسکوچههای محله جنت نخستین و جامعترین کتابخانه تخصصی امیرالمومنین علی (ع) در سطح جهان با بیش از ۱۷ هزار جلد کتاب و اسناد و منابع گوناگون وجود دارد.
داخل مجتمع زیستخاور و در طبقه منفی یک مجتمع، کتابخانه «گلستان» قرار دارد جایی که «محمد اقبال» یکی از کتابفروشهای قدیمی مشهد در آن -به قول خودش- کتاب هدیه میدهد.
«روزهایی که گذشت»، «مشهد به روایتی دیگر»، «فرهنگ عامه نیشابور» ازجمله آثار و تألیفات این نویسنده ساکن محله دانشجوست. لطفآبادی میگوید: ۱۰اثر از هفدهاثر منتشرشدهام در کمتر از یک دهه اخیر است.
سیدابوالفضل وزیری، برخلاف بسیاری از همسالانش، بعد از مدرسه وقتش را در کتابخانه میگذراند. او حتی برای استراحت بین مطالعه درسی، رمان میخواند، چون از کودکی دنیای دلخواهش را در میان کتابها پیدا کرده است.
مکان این کتابخانه قرار بوده آشپزخانه شود، اما برخی پیشنهاد کتابخانه را دادهاند و حالا بعداز گذشت چهاردهسال، بسیاری از ساکنان موفق محل، به این کتابخانه رفتوآمد داشتهاند.
اتفاق اصلی برای علیاصغر در سال۷۰ میافتد. او در این سال، امکان حضور در انجمنهای شعری مشهد را پیدا میکند. بیشتر از همه به انجمن ادبی رضوی در حرم مطهر میرود.
محبوبه راد میگوید: «عینک فتوکروم»، یک مجموعه شعر سپید است که از منظر مضمون و محتوا، دغدغهها و تجربیات عاطفی من را شامل میشود که حاصل چند دهه زیست من بر این کره خاکی است.
«علی دامغانی» این اطمینان را دارد که اگر با استادش قالیشویان آشنا نمیشد، اکنون در سن بیستسالگی در دانشگاه فردوسی رشته فیزیک را نمیخواند و مسیر دیگری را میرفت.
موسیالرضا اسدی روحانی که عاشق کتاب است. کتابهای «حاجی»، عمدهترین اسباب خانه او هستند و سروساماندادن به کتابها، مهمترین دغدغه او و همسرش در هر اسبابکشی است.
علیاکبر روحیگلخطمی میگوید: از دوازدهسالگی با تشکیل کانون، محوریت اصلی کارها را در حوزه کتاب قرار دادیم و دو سال بعدِ آن هم با تشکیل هیئت مذهبی سیدالشهدا (ع)، برنامههای هیئت و کانون را با هم مدیریت میکردم.
ابوالفضل مهرزادنیا میگوید: گاهی افراد وقتی متوجه میشوند نابینا هستم، میخواهند بهزور من را از خیابان رد کنند! لباسم را میکشند. بعد هم میگویند «برایمان دعا کن!» از این برخورد ناراحت نمیشوم.
فاروق تیموریان هنرمندی است که دستی هم بر آتش ورزشهای رزمی دارد و به همیندلیل خودش را «شاعر مبارز» معرفی میکند. «عشوههای قرن هفتم» کتاب شعر اوست که در سال۱۳۹۴ به چاپ رسیده است.
علی غیاثی میگوید: دغدغه ما در کتابخانه مردمی امیرحسین فردی این است که به مردم نقشهای واقعی بدهیم و با کمک آنها بتوانیم فعالیت فرهنگیاجتماعی را در محله، پیش ببریم.
بدون شک بسیاری از کتابخوانهای شهر حداقل یکبار سروکارشان به محمد رجبی یا به قول خودش «محمد آرزونفروش» افتاده است. او که خوره فیلم و کتاب بوده، در جوانی تصیم گرفت خودش کتابفروش شود.
در محله طرق فروشگاه کتاب یا حتی کتابفروشی کوچکی وجود نداشت تا اینکه آزاده فرزامنیا، یکی از جوانان خوشفکر و بومی طرق، تنها فروشگاه کتاب را در این محله راهاندازی کرد.