هویت - صفحه 88

محدوده محله شهید رضوی شامل قسمت انتهایی بولوار جلال آل احمد در سمت چپ تا قسمت انتهایی بولوار سیدرضی در سمت راست است، این محله در طول بولوارهای آموزگار و بزرگراه امام (ع) کشیده شده است و به این دلیل ساختار متفاوتی با تمامی محلات منطقه 11 دارد، بنابراین درباره مدت تشکیل محله شهید رضوی این نکته برجسته است که این محله شهری نه تنها یک محله تازه ساخت در منطقه 11 که در کل شهر مشهد است.
کوچه باریک و قدیمی محمدآباد22 از کوچه‌های متفاوت مشهد است. کوچه‌ای که حتی نام پرآوازه و قدمت‌دار محمدآباد را تحت الشعاع قرار می‌دهد. گذرگاهی کوچک و فرعی که 7شهید را در دل خود پرورش داده است و تصاویر این شهدا بر سر در آن نقش بسته و دروازه ورود به کوچه است. حالا اثری از این 7نفر نیست، جز همان 7 عکس سیاه و سفید سر در کوچه. اما پشت هر یک از این عکس‌ها و چهره‌ها روایتی نهفته است، 7زندگی مجزا، 7داستان متفاوت که هنوز در حافظه این کوچه زنده است و نفس می‌کشد.
به گفته بسیاری از اهالی محله، زمین‌های محله دانش‌آموز و همچنین محله دانشجو، در دوره پهلوی به آموزش و پرورش واگذار شده است و قرار بر این بوده که یک بسته کمکی مسکونی برای فرهنگیان شهر باشد، انقلاب که اتفاق می‌افتد این تصمیم رژیم پهلوی هم با حکومتش می‌رود و زمین‌ها به شکل دیگری واگذار می‌شود. البته پس از انقلاب هم واگذاری زمین‌های این محله با اولویت دادن به فرهنگیان انجام شده است.در بخشی از تاریخ محله دانش‌آموز امروز می‌توان رد پای دامداران را هم دید. در دهه 30 و 40 خورشیدی دامدارانی در این محله سکونت داشته‌اند که به پرورش دام و فروش محصولات آن‌ها مشغول بوده‌اند.
خیابان‌ها و کوچه‌های این شهر روایت‎‌‌های دلنشینی دارند. این کوچه‌ها هر چه غبار زمان را به خود می‌گیرند شهری‌تر جلوه می‌کنند. محدوده سجاد در دوران پهلوی اول باغ‌های سرسبز و خوش آب و هوایی داشت اما در اواخر دهه50 باغ‌ها به‌سرعت جای خود را به ساخت و سازها دادند. حالا سجاد به شکل راسته بازاری است که پاساژهای قدیمی و جدید را در خود جای داده؛ گویی گذر زمان تب و تاب آن را بیشتر از پیش کرده است.
خیابان راهنمایی در دهه30 معبری گاری‌رو و مال‌رو و چهارمتری داشت که دو جوی آب از دو سوی آن عبور می‌کرد و تیرهای چوبی برق که در این معبر بود به آن روشنایی می‌داد. این محله در آن روزگار بخشی از قلعه آبکوه به حساب می‌آمد با حدود 60خانه کاهگلی گنبدی که در کل خیابان‌راهنمایی و کوچه‌هایش که به شکل و تعداد کنونی بود پخش شده بودند و میانشان زمین‌های گندم و جو بود. قدیمی‌ترها می‌گویند زمین‌های این قسمت از شهر جزو محدوده الندشت حساب می‌شد و زمین‌هایش 200 و 250 متری بود و اگر کسی خانه ‌بزرگ‌تری می‌خواست دو قطعه 250متری می‌خرید.
بنای نهایی هلال احمر مشهد را مردم تا سال‌ها به عنوان «ساختمان شیر و خورشید» می‌شناخته‌اند، ولی سینما بودن ساختمان شیر و خورشید آن هم در خیابان ارگ، گویا به همه فعالیت‌های دیگرش می‌چربیده که این‌طور در حافظه مردم باقی‌مانده است.
نجف25 در نوده سفلی قرار دارد و در گذشته‌های دور زمین‌های آن متعلق به فردی به نام جلیل یهود بود. بعد از پیروزی انقلاب و فرار صاحب زمین‌ها به خارج از کشور تعدادی از غربت‌ها در بخشی از زمین‌هایش ساکن شدند. به همین دلیل این کوچه مشهور به کوچه غربت‌هاست. 50سال قبل اولین ساندویچی نوده در ورودی این کوچه ایجادشد. کوچه ساندویچی نام دیگر این کوچه است در حالی‌که الان اثری از این ساندویچی نیست.
کانون نشر حقایق اسلامی در محله چهارباغ، میراث محمدتقی شریعتی و اولین پایگاه روشن‌فکری در مشهد و حتی کشور محسوب می‌شود، مکانی که اکنون جز سقف چوبی و کف‌پوش قدیمی در میان مغازه‌های پلاستیک فروشی چیزی از آن باقی نمانده است، اما در روزگار نه چندان دور پاتوق افراد سرشناس و فرهیخته بود.
ابتدای خیابان ارغوان از فکوری85 شروع می‌شود و انتهایش به بولوار نماز می‌رسد. خیابانی با کوچه‌های فرعی فراوان و خانه‌هایی که می‌توان گفت بیشترشان هنوز ویلایی باقی مانده‌اند. کل زمین این خیابان وقفی و متعلق به آستان قدس رضوی است و مالکان این خانه‌ها در واقع مستأجران آستان قدس هستند.
کوی دکترا در گذشته به شفتالوزار معروف بود زیرا زمین‌های کشاورزی و درختان پرمیوه در آن وجود داشت. در واقع بخشی از محل زمین‌های زراعی و کشاورزی و بخشی دیگر بیابان بود. برخی افراد از جمله خانواده من نیز اسب داشتند. با این حال قبل از سال47 بسیاری از زمین‌ها واگذار و به دنبال آن ساخت و سازها انجام شد. رو‌به‌روی البسکو فعلی نیز یک کال وجود داشت که اکنون جای خود را به فضای سبز داده است. در گذشته لوله‌کشی رایج نبود و به طور معمول مردم از آب قنات سرده استفاده می‌کردند. همچنین گاری اسبی وجود داشت که به آن گاری بشکه آبی می‌گفتند و آن را از آب قنات پر می‌کردند البته بعدها چاه آبی حفر کردند.
آن‌طورکه قدیمی‌های یوسفیه تعریف می‌کنند، حدود60-50 سال قبل یوسفیه یکی از روستاهای غرب مشهد بود که چند بزرگ مالک آن را اداره می‌کردند و این خیابان فعلی محل زندگی کشاورزانی بوده است که روی زمین‌های آن‌ها کار می‌کردند. در دهه 40 و 50 خورشیدی مالکانی که یوسفیه ملک آن‌ها بود و اینجا زیرنظرشان اداره می‌شد، تصمیم گرفتند که به سبک و سیاق حاج حسین ملک به کشاورزها چیزی ببخشند و قرار بر این شد که اراضی مسکونی یوسفیه را به آن‌ها بدهند. بزرگ‌ترین زمین‌ها 2000متر بود و کوچک‌ترین 500متر.
خیابان فارابی یکی از معابر قدیمی در منطقه 7 و محله کوشش است که در گذشته به اسامی ولیعهد، ابوذر، شهید حمیدرضا اعتباری شناخته می‌شده است. فارابی از فداییان اسلام آغاز می‌شود و در حاشیه بولوار جمهوری اسلامی خاتمه پیدا می‌کند. با عقب نشینی منازل مسکونی در این معبر که با دستور عبدالعظیم ولیان استاندار وقت استان خراسان انجام شد فارابی شکل امروزی‌اش را به خود گرفته است.
حدود نیم قرن از آن روز می‌گذرد که قرار شد نخستین مجموعه آپارتمانی مشهد با نام ششصد‌دستگاه در ظاهر برای استادان دانشگاه ساخته شود. این آپارتمان‌ها از سوی آستان قدس‌رضوی، با همکاری دو شرکت ایتالیایی و فرانسوی و نظارت مهندس مهدی‌زاده در زمان استانداری ولیان و شهرداری محمد رهبر ساخته شد و به دلیل تعداد واحد‌های آن این محله به ۶۰۰ دستگاه معروف شد و در واقع به گاردی‌های رژیم پهلوی واگذار شد. گفت‌وگو با فاطمه نوروزی‌فرد از اولین‌های ساکن در محله ششصد دستگاه حاوی روایات خواندنی از این محله است.
سبک جلسه به این صورت بود که فردی متن خاصی را برای همه می‌خواند و بقیه افراد درباره این متن به بحث و گفت‌وگو می‌پرداختند. محوریت مباحث مطرح‌شده نیز بر اساس کتاب‌هایی نظیر جواهرالکلام، حدائق‌الناظره، مدارک‌الاحکام، شرایع‌الاسلام و مستندالشیعه بود. اگر وقتی باقی می‌ماند حضار به بررسی تحولات و اتفاقات روز نیز اشاره می‌کردند. این جلسه علمی تا زمان حیات همه شرکت‌کنندگان آن ادامه داشت.
مرحوم آیت‌الله نائینی(ره) همچون مؤسس حوزه علمیه قم، آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائری که او نیز متوفای ۱۳۵۵ق، است از مهم‌ترین چهره‌های علمی و در زمره علمای تراز اول شیعه در عصر خود بود. ایشان فردی است که برای آیت‌الله حاج سید جواد خامنه‌ای (ره) «اجازه اجتهاد» و «اجازه روایت» صادر کردند.
آیت‌الله سید جواد خامنه‌ای در مشهد، علاوه بر تدریس، در دو مسجد امام جماعت بودند: مسجد صدیقی‌ها و مسجدگوهرشاد. ایشان هر روز پیش از نماز صبح، به حرم مطهر امام رضا مشرف می‌شدند.
در همه روزهایی که به نزد دایی‌ام به سرای «سیگاری» می‌رفتم، برای ادای نماز ظهر و عصر به مسجد ترک‌ها (آذربایجانی‌ها) می‌رفتیم و به نماز جماعت که به امامت حضرت آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای اقامه می‌شد اقتدا می‌کردیم. آن سال‌ها شبستان، به اصطلاح پُر می‌شد و حتی گاهی صف جماعت در حیاط مسجد منعقد می‌شد. تمامی تجار سرای «سیگاری» و سرای «محمدیه» به اضافه کارمندانشان و کسبه آن بازار در آن نماز جماعت شرکت می‌کردند.
برای شناخت بیشتر ظرفیت‌های موجود در محله فارغ‌التحصیلان باید به بوستان زیبا و بزرگ چهل‌بازه اشاره کرد، بوستانی که در انتهای محله و حاشیه بزرگراه امام علی(ع) و بولوار نمایشگاه واقع شده است. این بوستان که به نوعی نگین محله فارغ‌التحصیلان هم هست، رودخانه چهل‌بازه را در دل خود جای داده است که زیبایی بوستان را دو چندان می‌کند، اوج زیبایی این بوستان در ابتدای بهار است که مناظر زیبایی را به خود اختصاص داده است.
کوچه حر86 را سال‌هاست اهالی قدیمی کوچه، ذاکری می‌نامند؛ معبری قدیمی در شهرک شهید باهنر که با تأسیس مسجد معروف موسی بن جعفر(ع) در همین کوچه در بین ساکنان جدید به نام کوچه موسی بن جعفر(ع) معروف شده است. از اهالی که درباره نام قدیمی کوچه می‌پرسم اطلاعات زیادی در دست ندارند اما می‌گویند که ذاکری ظاهرا نام شخصی بوده که سال‌ها پیش در همین کوچه سکونت داشته است.
در گذر سال‌ها شاید دیگر برخی از آن کوچه‌ها وجود خارجی ندارند، اما قدیمی‌ها هنوز هم آن‌ها را به‌یاد دارند و از خاطراتش تعریف می‌کنند. یکی از این کوچه‌ها، کوچه «پرکنده» واقع در امام‌خمینی17 بوده است که در 20متری ابتدای آن سمت چپ قرار داشت و مسیری برای رسیدن به عدلیه (دادگستری) بود که اکنون تعداد انگشت‌شماری از مشهدی‌ها آن را به‌خاطر دارند.