تولیدکننده - صفحه 7

محمد واثقی، یکی از بنیان‌گذاران و تولیدکنندگان بازار مانتوی طلاب از روی یقین اعلام می‌کند اینجا یکی از قطب‌های پوشاک تولیدی ایرانی است.
باتوجه‌به وجود کارکاه‌های تولیدی کیف در خیابان وحید و تنوع محصولات و قیمت مناسب، بسیاری از زائران و مجاوران به‌ویژه در فصل مهر برای خرید کیف به این محله می‌آیند.
اداره استاندارد در مشهد ابتدا یک اداره محقر با چند کارمند بود که وابستگی زیادی به مرکز داشت. نظارت بر محصولات صادراتی در شهرستان ها، جزو وظایف اصلی این اداره بود.
در سه سال گذشته، سیدعلی‌اصغر موسوی در کارش بیش از گذشته پیش رفته و چندصد دستگاه سی‌ان‌سی ساخته و صادر کرده است. او حالا قدم در مسیر تولید دستگاه‌ها و تجهیزات پزشکی گذاشته است.
۲۲ سال پیش، محمدحسن بیک‌نجفی اولین تولیدی تخصصی لباس روحانیت را در مشهد راه انداخت.
سعید بهزادی سی‌وسه‌ساله دارای لیسانس فیزیک اتمی است. او خبرنگاری برای برخی نشریات و مجریگری برنامه‌ای به نام «بدون تعارف» را در رزومه کاری خود دارد و هم‌اکنون تولیدکننده شلوار زنانه و عضو شورای اجتماعی محله و بازار ایثار در منطقه طلاب است.
محمدرضا قدرتی که بیشتر کفش‌هایش دست‌دوز و سفارشی است می‌گوید: اگر کیفیت را بالا ببریم، تولیدات ما نه تنها برای داخل که برای خارج نیز مفید خواهد بود.
علی‌اصغر دلاوری را می‌توان بی‌آنکه غلو باشد، «دایره‌المعارف و کتاب نانوشتۀ کفش مشهد» دانست؛ چراکه از ۹ سالگی یعنی سال ۱۳۳۷ در کار تولید و فروش کفش بوده است.
دنیوی می‌گوید: کفش‌های طرح چرمی چینی‌ها قیمت کمی داشت و مردم با تصور اینکه چرم هستند، آن‌ها را می‌خریدند اما هنوز مدت زمان زیادی نگذشته که کفش خراب می‌شد.
بازار کیف‌فروشی محله وحید که سه دهه پیش پا گرفت، حالا یکی از قطب‌های فروش کیف در کشور است.
در توسعه مشهد دهه‌۳۰ یک واحد صنعتی و همت کارکنان آن نقش پررنگی داشت؛ کارخانه‌ای که شکل‌گیری آن به سفر زیارتی رئیس اسبق اداره معادن کشور به مشهد برمی‌گردد.
اگر مسیرتان به خیابان رسالت مشهد خورده باشد، حتماً متوجه شده‌اید که چادرخودرو در این خیابان تولید می‌شود و می‌توان گفت قطب چادردوزی در مشهد و استان‌های همجوار همین خیابان است.
پشت یکی از میز‌های بازارچه چهار‌راه مخابرات قاسم‌آباد زنی ایستاده است که قصه‌ای شنیدنی دارد.
چند جوان محله توس که از کودکی به کشف رمز و رموز و چگونگی کارکرد وسایل پیرامون خود علاقه‌مند بوده‌اند، چند سالی است که متوجه استعدادشان در این زمینه شده‌اند و توانسته‌اند با دست خالی اما ذهنی مملو از ذوق و دانش، وسایلی کاربردی اختراع کنند که برخی از آن‌ها هم‌اکنون در مرحله ثبت اختراع است.آنان با وجود سن کمشان اهدافی بلند دارند. زندگی از نگاهشان یعنی برای حل یک مشکل چند راه‌حل وجود دارد و با تأمل می‌توان به همه آن‌ها دست پیدا کرد.
در واقع هیچ چیزی نیست که به این کارگاه بیاید و از آن بهره‌ای برده نشود. اینجا هیچ شیئی دور ریختنی نیست، چون محمدرضا احمدپناه که برای بسیاری از کارگران، کارمندان و حتی مدیران شهرداری منطقه شناخته شده است، نمی‌گذارد در کارگاهش هیچ چیز بدون استفاده بماند. کارگاه او در انبار مرکزی شهرداری منطقه ۷ در صبای ۹۱ واقع است. جایی که ما مجذوب خلاقیت و کارآفرینی این مرد پر تلاش می‌شویم.
اینجا کارگاه «تریکوبافی» جمع و جور و مرتبی است. همان شغلی که لباس‌های بافت زمستانی یا کش‌های سر آستین کاپشن را برایمان آماده می‌کند. صاحبش محمد قاسمی فرزند شهید است که همراه برادرش داوود کار می‌کند و همه همّ و غمش این است که کار باکیفیت ایرانی تولید کند. کار تولیدی این کارگاه آن‌قدر باکیفیت است که حتی در شرایط اوضاع نابسامان اقتصادی هیچ گاه بدون کار نمانده‌اند.بعضی همکارانش در همین فصل پرکاری تریکوبافی اگر سفارش بگیرند دو هفته دیگر تحویل می‌دهند. یعنی تا این حد سرشان خلوت است. اما محمد تا دو ماه دیگر نمی‌تواند سفارش جدیدی تحویل دهد.
حسین غفوریان همان 15، 20سال قبل، زمانی که در اوجِ جوانی و شور و غرور، با قرض و قوله، کارگاهش را راه ‌انداخته بود و پیستونِ پیکان و پژو می‌ساخت، بعد درست وقتی که کارش جا افتاده بود و بازار فروشش گرم شده بود، از تایوان و دیگر کشورها، هزارها نمونه‌اش را تحت عنوانِ پیستون سمپاش وارد ایران ‌کردند، باید بند و بساطش را جمع می‌کرد و مثل مدیر کارخانه‌ معروفِ آن وقت‌ها، کامیون می‌خرید و با آن بارکشی می‌کرد! اما او نمی‌خواست عقبگرد کند. او امروز یک کارآفرین است و چشم امید 38 خانواده از هم‌محله‌ای‌ها و اقوام و خویشانِ خودش.
از همان ورودی، میز کاری جلب توجه می‌کند که تا دوسال پیش به عنوان میز کرسی از آن استفاده می‌شد و حالا کلی ابزار نجاری با نظم زیاد روی آن چیده شده ‌است. داستان شکل‌گیری این کارگاه اسباب‌بازی‌سازی با شیوع بیماری کرونا گره خورده‌ است و سازنده هنرمند محله الهیه توانسته در مدت کمتر از 2سال، بیش از 100نوع سازه چوبی را بسازد و منبع درآمدی برای خانواده‌اش مهیا کند.
در 18سالگی با روی دیگری از زندگی‌اش روبه‌رو می‌شود و همین اتفاق زمینه‌ساز همه موفقیت‌های محسن غلامی می‌شود. حادثه‌ای که باعث شده او به مسیر متفاوتی قدم بگذارد و به قول خودش با دنیای جدیدی آشنا شود. طوری که از او راکب موتور کراس و راننده خودرو می‌سازد و در حال حاضر مدیر فروش مجموعه اکوتک (مرکز اشتغال و کارآفرینی معلولان) است و طراحی قسمتی از محصولات را هم بر عهده دارد.
کفش‌های مشکی و عسلی و قهوه‌ای با مدل‌های مختلف که در گوشه‌ای از مغازه روی قفسه آهنی گذاشته شده است، نخستین چیزی است که در کفاشی نقلی و جمع و جور حسین آقا جلب توجه می‌کند. کنج دیگر همین مغازه کوچک روی طبقه‌های فلزی انواع چرم رنگارنگ طبیعی را می‌توان دید. داخل تک و توک جعبه‌های ردیف‌شده روی زمین هم سفارش‌های مشتری‌هایی است که هنوز طالب کفش دست‌دوز با چرم طبیعی و باکیفیت هستند که به‌دلیل سادگی مدل و طبیعی‌بودن مواد اولیه هرگز از مد نمی‌افتند. حسین جنتی همیشه پشت میز کارش نشسته و بادقت و مهارتی که در 30سال گذشته کسب کرده، مشغول کار است.