تولیدکننده - صفحه 2

موتورساز محله رسالت با بقیه همکارانش فرق می‌کند! او یک مبتکر این رشته و واقعا موتورساز است؛ یعنی به تعمیر موتورسیکلت اکتفا نمی‌کند و از ضایعات موتورهای اسقاطی، یک موتور واقعی می‌سازد.
زهرا ملتی عروسک‌ساز محله جاهدشهر می‌گوید: بیشتر عروسک‌های سنتی درست می‌کنم؛ عروسک‌هایی که لباس‌های محلی خراسان‌شمالی به تن دارند. نواردوزی‌های دورشان را هم با خلاقیت خودم می‌دوزم.
سیدجعفر قوامی‌اصفهانی، استاد قلم‌زنی که سال‌هاست از شهر و دیار خود کوچ کرده و ساکن مشهد و محله سیدرضی شده است. پدربزرگش، لباف بود و پدرش هم در کار ساخت وسایل فلزی تبحر داشت.
بسیار پیش آمده است که وقتی در پارک‌ها قدم زده‌ام، درخت‌های پوسیده وخشکی را دیده‌ام که مصرفی جز برای تبدیل شدن به زغال، تخته و... نداشته‌اند و آن‌ها را به شکل‌های زیبایی در آورده‌ام که همه از آن استقبال کرده‌اند. 
روحبخش، قدیمی‌ترین جوراب‌بافی است که برای نخستین بار جوراب‌بافی را به طلاب آورد، همچنین او جزو نخستین کسانی بود که جدیدترین چرخ‌های صنعتی جوراب‌بافی را به منطقه ما آورد.
مرضیه قدیمی می‌گوید: در خانه سالمندان به صورت افتخاری کار‌هایی مانند کوتاه و رنگ کردن مو‌هایشان و بیرون بردن آن‌ها برای تغییر روحیه را انجام می‌دهم. گاهی هم غذاهای دلخواهشان را در منزل درست می‌کنم.
از مزایای قابل ذکر هنر سوخت‌نگاری می‌توان به ارزان و در دسترس‌بودن لوازم کار اشاره کرد، فقط با یک هویه ساده، یک تکه چوب، سمباده و یک طرح می‌توان اثر هنری بی‌نظیری خلق کرد.
حمید فرشچیان قدیمی بازار پرچم‌دوزهاست که بیش از ۲۵ سال به عشق امام حسین (ع) دل به هنر داده است. علی رزاقیان نیز بیش از چهل سال است با نان حلال اباعبدالله (ع) کسب و کار می‌کند.
عبدالحسین حسین‌زاده و امیر واحدیان، یکی فیروزه‌تراش است و دیگری عقیق‌تراش. آن‌ها می‌گویند: سنگ و نقره که گران شود، کار ما هم کساد است. مردم هم نگاه سنتی‌شان را کم‌کم از دست می‌دهند.
محسن موسوی‌زاده مانند دوران بچگی‌اش به دنبال این است که چندتکه کاغذ را بدون برش به شکل‌های مختلفی درآورد. برایش فرقی ندارد که این تکه‌کاغذ، پروانه، ماشین کوچک بازی یا هر چیز دیگری باشد.
محمد صفرزاده می‌گوید: کارم را با مقداری آهن، کوره آهنگری که خودم ساختم و ابزاری مانند چکش، پتک، سوهان، چرخ چاقو تیزکنی، سندون آهنگری و قیچی حلب بری شروع کردم و اوایل سیخ کباب، زغال‌گیر، خاک‌انداز و کلنگ می‌ساختم.
اگر هرکدام از اهالی کوچه کاری داشته باشند که این کار از هل‌دادن ماشین‌ها در برف گرفته تا جوشکاری از عهده احمد شریعتی و خانواده‌اش که در همین کوچه و نزدیک کارگاه خانه دارند، بربیاید، آن‌ها دریغ نمی‌کنند.
عمر این چرخ خیاطی به بیش از ۱۵۰ سال پیش برمی‌گردد و این یعنی یک چرخ خیاطی سندی تاریخی می‌شود برای هنر گلدوزی دستی بر روی جانماز‌ها و سجاده‌ها در شهر مشهد که هنوز هم چرخش برای امرار معاش خانواده حمید غفاریان در بازار رضا می‌چرخد.
ماکت هواپیمایی که ساخت آن تاکنون در کشور بی‌سابقه بوده است ظرف مدت ۲۸ ماه ساخته شد. ماکتی که در نقشه اولیه آن ۲۰ متر بود و بعدا به غول ۶۱ متری تبدیل شد.
فاطمه غلامزاده‌برازنده در شمع‌سازی تبحر دارد و امروز یکی از بهترین‌های این رشته در کشور است و غرفه‌هایش در نمایشگاه‌های داخلی و خارجی بازدیدکنندگان فراوانی را به خود دیده است.
جواد اکبرپور ۲۰سال دارد و آن‌طور که می‌گوید از همان خردسالی انگار نافش را با حلاجی بریده‌اند؛ دو نسل پیش از او هم در همین شغل بوده‌اند و یک جور‌هایی حلاجی در خون خانواده اکبر‌پور است.
در محله جاهد‌شهر و چند قدمی بوستان ۱۵ روز‌بازاری است که تنها پنج‌شنبه‌ها دایر است. این بازار چند سالی می‌شود که در یک زمین نسبتا بزرگ قرار گرفته است و بسیاری از اهالی محله با آن آشنا شده‌اند.
حاج‌آقا شهبازفر ۴۰ سال پیش نخستین تولیدکننده ماشین‌های لباس‌شویی صنعتی در مشهد بود؛ او از قدیمی‌های بازار ساخت منابع اتو‌های بخار و لباس‌شویی‌های صنعتی است.
غلامرضا رحیمی بعد از ۱۵سال شاگردی در خیاطی عرفانی به همراه پسرعمه خود علی‌اصغر عرفانی به‌طور مشارکتی مشغول به کار خیاطی در محله ایثار شده‌اند و بیش از ۴۰سال است که باهم کار می‌کنند.
طاهره برعرفان زندگی‌اش را هر روز به نوعی شیرین شروع می‌کند. او که اکنون شیرینی‌پز خانگی اش حسابی گل کرده است می گوید: شیرینی نخودی‌ام به انگلستان رفته، باقلوای مخصوص هم به آمریکا و کانادا فرستاده شده است.