مادر - صفحه 3

 خیلی از همسایه‌ها به خانه بی بی رفت و آمد داشتند. وقت روضه درِ خانه بی بی نیمه باز بود. اما بعد از ۳۵ سال، چند روز پیش، فهمیدند بی بی عصمت خداداد حسینی، مادر رئیس‌جمهور، آیت الله ابراهیم رئیسی است.
علی یک روز از من خواست به‌جای یکی از مهندس‌ها به نیروگاه بروم تا کار‌ها عقب نماند.آن شب، گذراندن شش‌ماه دوره پیشرفته برق در کشور اتریش با هزینه کشور آلمان با حقوق و مزایای خوب به من پیشنهاد شد.
«شهربانو خالقی» ساکن محله کاشانی است و مادر خیلی از اهالی محل، به درِ خانه‌اش که می‌رسم بوی عطر درختان تازه روییده به استقبالم می‌آیند و در را که برایم باز می‌کند سال‌های سال خاطره را در چهره‌اش می‌توان دید.
بانوی سرزنده‌ محله فرهنگیان ۹‌فرزند، ۳۹‌نوه، ۴۱‌نتیجه و ۴‌نبیره دارد. او در بین اعضای خانواده‌‎اش به چند اسم صدا زده می‌شود. همسر مرحومش او را «ننه حسین» صدا می‌زده؛ بچه‌هایش «مامان»، عروس‌ها و داماد‌ها «حاج خانم» و نوه‌ها و نتیجه‌ها «مادربزرگ».
حسین ماستیانی‌ زاده تندیس «مادر» را در سال‌۸۲ در میدانی به همین نام در قاسم‌آباد، جان بخشیده و هفت ماه در تقلای خلق این اثر هنری بوده است.
نگین طاهری از نقاشان برجسته مشهدی است که اشتیاق زیادی برای ثبت آیین‌های محلی و فرهنگ آدم‌های متفاوت در آثار هنری‌اش دارد.
مرکز آموزشی امام‌رضا (ع) با استفاده‌از روش «شنیداری‌کلامی» پذیرای مادرانی است که وقت بسیار بیشتری را نسبت به مادر یک فرزند سالم، صرف تربیت و پیشرفت کودک خود می‌کنند.
روح‌انگیز بیابانی بانوی نیکوکاری است که با کمک تعدادی از افراد خیّر به زندگی بیش از هزار زوج جوان سامان ببخشیده است. این کار با تاسیس موسسه خیریه‌ای که به نام امام‌چهارم(ع) لقب گرفته انجام می‌شود.
حدود ۴۰ سال بعد تعدادی از هم‌کلاسی‌های قدیمی دوباره یکدیگر را دیدند، مادرانی شده بودند پخته و سرد و گرم چشیده. اما چیزی که آنان را به هم رساند، دوستی‌هایی بود که مزه‌اش زیر دندان یاد و خاطره مانده بود.
اکبر توابی از تصمیمی که در ابتدای جوانی گرفت، احساس پشیمانی نمی‌کند: وقتی وارد خانه شدم، مادرم من را محکم در بغلش فشرد. آرامتر که شد گفت «اکبر، مادر! من دیگر طاقت دوری تو را ندارم.»
مهین قربانی معلم و مدیری است که دانش‌آموزانش او را مادر مدرسه صدا می‌کنند. او می‌گوید: خوشحالم که ۱۸ سال از این حرفه را در خدمت دانش‌آموزان نابینا و کم بینا بوده‌ام و برایشان مادری کرده‌ام.
مینو نصیرزاده ایده برخی از تابلو‌ها و نقاشی‌هایش را از تجربه مادری‌کردن دارد. می‌گوید: این حس تعریف نشدنی باعث خلق اثری به نام «نگاه» شد که مورد تشویق هنرمندان ایتالیایی قرار گرفت
سمیه رمضانی می‌گوید: خیلی وقت‌ها در کلاس به دانشجویانم می‌گویم درسی که می‌توانیم در کانون خانواده از بزرگ‌تر‌های فامیل یاد بگیریم، درس زندگی است که از درس‌های دانشگاه خیلی مهم‌تر است.
لیلا پارسافر به عشق برادرش نویسنده شد، بعد از فوت برادرش تنها چیزی که آرامش می‌کرد، نویسندگی بود، او وبلاگی درست کرد و دل نوشته‌هایش را درآن می‌نوشت و کم کم طرفدارانی پیدا کرد.
فاطمه ترکان‌چرخ، مادر پر اولاد محله مهرآباد در آستانه ۸۰ سالگی هنوز هم پشتیبان بچه‌هاست. فرزندانش می‌گویند: خوشی همه را به خوشی خودش ترجیح می‌دهد!
دختران خانه حضرت زینب (س) اغلب بی‌سرپرست یا بدسرپرست هستند اما با کمک خیران و مادرانگی‌های پروین خانم حالا خانه‌ای دارند مانند خانه دیگر دختران شهر.
«خانه پناهگاهی شقایق»، خانه دختران مرکز توان‌بخشی همدم (فتح‌المبین) است که به برکت وجود فرشته حسین‌پور، (مامان فرشته) روی خوش زندگی را هم چشیده‌اند.
یک خانه اجاره‌ای  ۵۰ متری در خیابان رستگاری، یک دکه در بازار ابریشم قاسم‌آباد و وجود نام «امیررضا عامری» در برگ وسط شناسنامه علی و شبنم، حقیقت فعلی زندگی این زوج معلول است.
آن‌گونه که حمیده صفاریان، مدیر مرکز آموزشی‌توان‌بخشی سالمندان نشاط می‌گوید، اینجا تنها مرکز روزانه خراسان رضوی است که با برنامه‌های تفریحی، آموزشی و توان‌بخشی خود، حدود ۷۰ سالمند مرد و زن را زیر پوشش دارد.
زینب عرفانی‌صفری، با ۹۵‌سال سن، مسن‌ترین مادربزرگ محله فردوسی، به یاد خاطرات نوروزهای گذشته در‌انتظار نوروز پیش رو و دیدار فرزندان و نوه‌هایش است.