اکبر تهرانی سال۱۳۵۳ وارد جمعیت شیروخورشید سرخ میشود و با عدهای از بچهمذهبیها که آن زمان تعدادشان خیلی کم بود، همگروه شده و به عنوان راننده مشغول به کار میشود.
طبق وقفنامه موجود، مدرسه علمیه ثقلین موقوفه مرحوم سیدرضا هاشمیثاقب است. اینجا یکی از ۳۳ مدرسه علمیه سطح یک مشهد است؛ جاییکه داوطلبان تحصیل در علوم دینی پساز گذراندن مقطع راهنمایی به آن ورود پیدا میکنند.
دکتر فاطمه هادوی بنیانگذار نخستین خانه حمایتی برای دانش آموزان کم توان ذهنی در ایران است. خودش میگوید خیلی تصادفی بود که سال۱۳۸۶ ساختمانی دوطبقه برای دختران کمتوان ذهنی قدبرافراشت.
خیلی از اهالی، دانشجوی۹ را به «کوچه گلها» میشناسند. تعبیر این نامگذاری حضور سرای سالمندانی است که در این کوچه زندگی میکنند. دراین خانه سالمندان، ۲۴ مادر سالمند زندگی میکنند.
حسن جوان ۵۰ سال است که با پیچ و مهره و ابزار سر و کار دارد. او بزرگ و معتمد محله است؛ بهگونهای که در اختلافات همسایگی همیشه بهعنوان قاضی و معتمد محله وارد میدان میشود.
دغدغه علیاکبر یوسفی جذب نوجوانان به مسجد است. او معتقد است: مسجد نباید خانه سالمندان شود؛ مسجدی پویاست که جوانان به آن رفتوآمد داشته باشند و امور را بهدست گیرند.
احسان محمدی، جوان ۲۱ ساله محله تربیت است که از چهار یا پنج سالگی به واسطه جلسات قرآنی خانهشان با قرآن آشنا شد و حالا یکی از قاریان نامی شهرمان است.
خانواده ۲۸ نفری ما هشتخانواده را شامل میشود که بهترتیب رعایت بزرگتر به کوچکتری، اولین جمعه هر ماه را در منزل یک خانواده میهمان هستیم.
«سیدجواد ضیاء» عمرش را در حسینیه و مجتمع محبانالجواد(ع) گذاشته است. او میگوید: پدربزرگم واقف این حسینیه است و بعد از پدرم، من واقف این حسینیه شدهام.
موسیالرضا اسدی روحانی که عاشق کتاب است. کتابهای «حاجی»، عمدهترین اسباب خانه او هستند و سروساماندادن به کتابها، مهمترین دغدغه او و همسرش در هر اسبابکشی است.
حسین عبداللهنژاد، در خانوادهای قرآنی بزرگ شده است. او قرائت قرآن را از پنج سالگی آغاز کرده و در سال ۸۴ قاری نمونه کشوری شده است.
علیاکبر روحیگلخطمی میگوید: از دوازدهسالگی با تشکیل کانون، محوریت اصلی کارها را در حوزه کتاب قرار دادیم و دو سال بعدِ آن هم با تشکیل هیئت مذهبی سیدالشهدا (ع)، برنامههای هیئت و کانون را با هم مدیریت میکردم.
مهدی سلیمانیازغندی دوچرخهسوار قدیمی محله المهدی است که مسافتهای زیادی مثل حرم امام رضا (ع) تا حرم امام خمینی (ره) و یا فاصله مشهد تا یزد را با شعار حمایت از هوای پاک رکاب زده است.
حجتالاسلاموالمسلمین علیرضا برادرانافتخاری و راضیه تهرانیان، دو طلبه محله بالاخیابان، با داشتن چهارپسر قدونیمقد، هم فعال بسیج و مسجد هستند و هم فعال اجتماعی. هم در دانشگاه تحصیل میکنند و هم در حوزه.
جمیله کیمیایی یکی از بانوان فعال اهدای خون در مشهد میگوید: از زمانی که متوجه شدم به خاطر سالم بودن خونم، آن را به کودکان تزریق میکنند، انگیزهام برای اهدای مداوم خون خیلی بیشتر شده است.
زمین مسجد امام خمینی(ره) سالها پیش از ساخت بنا، نیایشگاه اهالی محله کوشش بودهاست. از زمانی که این مسجد حتی دیوار نداشت، آنها روی زمین آن فرش پهن میکردند و نماز میخواندند.
لحظه آخر خداحافظیاش از من خواست سمنو بپزم و منتظرش بمانم تا برگردد و من هم بعد از چند هفته در یک ظرف بزرگ سمنو درستکردم، سمنوهایی که چند ماه ماند تا کپک زدند، اما محمد نیامد.
جهادگران اردوی جهادی شهیدحسینی منازل نیازمندان حاشیه شهر را تعمیر میکنند. آنها از ساعت ۶ صبح تا ۱۱ شب بهطور مداوم کار میکنند تا بتواند هرچه سریعتر کار را به پایان رسانده و منزل را تحویل دهند.
از بیت آیتالله شیرازی با بنده تماس گرفتند و گفتند برای سخنرانی بیایید. آن روز من نام امام خمینی را بردم و از مردم خواستم در پی این قیام خونین، تخممرغهای عیدشان را با رنگ سیاه، رنگ کنند.
اهالی طرق از ژیانِ زردی یاد میکنند که صاحبش یک روحانی آگاه و مبارز به نام حاج آقا جاهدی بود و شاهدوستها با پنچر کردن چرخهایش، شکستن شیشههایش، تلافی صحبتهای انقلابی حاجی را سرش درمیآوردند.