آقامجتبی میگوید: یک شب برای خوشحالی بچهها، ملافهای روی سرم کشیدم و در پادگان راه افتادم. به سرگروهبان کشیک که رسیدم، از ترس زبانش بند آمد و به طرف دفترش فرار کرد. او فردای آنروز گفته بود باید تعداد نگهبانان را دوبرابر کنیم!
۹۷لاله برای رفتن به خاکریزهای جبهه از مسجد المهدی(عج) محله رضاشهر بند پوتینهایشان را محکم بستند تا خداینکرده، سختی راه، عقیدهشان را سست و از رفتن به این راه پشیمان نکند.
علیمحمد افتخاریبرادران خرج دوبار سفر کربلا در سال را به نصیحت آیتالله سیستانی برای تاسیس کانون بیتالمهدی (عج) هزینه میکند. کانونی فرهنگی که از کودکان پیشدبستانی تا افراد بالای ۷۰سال میتوانند در آن حضور پیدا کنند.
فاطمه اخوان بیشتر شعر سپید و گهگداری شعر کلاسیک میسراید و فضای شعرهایش عاشقانه و اجتماعی است، علاوه بر این، آثارش درکتاب برگزیده اشعار شاعران خراسان (کتاب اسبها روسری نمیبندند) و کتاب گزیده شعر خراسان حوزه هنری به چاپ رسیده است.
مهدیه جعفری میگوید: در کانون حضرت زینب (س) میخواستیم فضایی ایجاد کنیم برای دختران نوجوان تا بهجای اینکه در فضاهای پرآسیب مثل کافههای مختلط یا پاساژها یا پارکها وقتگذرانی کنند، خوشگذرانیشان را بیاورند به کافهصورتی.
هسته اولیه گروه سرود نی نوا را ۱۵ نفر از دانشآموزان مدرسه راهنمایی شاهد مهدیزادهنیا تشکیل دادند. سال ۹۰ گروه نی نوا در همایش معلمان نمونه کشور، در حضور مقاممعظمرهبری اجرا داشت.
سیدمیلاد ابوذریان، به واسطه فعالیتهای مختلفش در حوزههای شهری، فرهنگی، هنری، ورزشی و... عنوان شهروند نمونه را از شهرداری منطقهمان دریافت کرده است.
«سروستان» یکی از گروههای سرود موفق کشوری است که بچه محلهای ما آن را در دبیرستان آیتالله کاشانی طلاب در سال۷۶ تاسیس کردند. آنها در ۱۵سال فعالیتش توانستهاند ۱۹عنوان برگزیده کشوری را کسب کنند.
تاسیس حوزه علمیه امام محمدباقر (ع) به سال۱۳۵۷ بر میگردد و این تاریخ در کاشی کاریهای سر درآن حک شده است. روحیات بچهها در اینجا مثل هم است و ۳۳ شهید را تقدیم انقلاب کرده است.
در گذشته زمین کانون، آسیابی بوده است برای آردکردن گندمها. صاحبش آقای نوغانی اوایل جنگ، اینجا را برای پایگاه بسیج اهدا میکند و با مشارکت مردم این ساختمان بنا میشود. بسیاری از ۲۲ نفر شهید محله ساخت و گچکاریاش را انجام دادهاند.
حاجحسن صادقنژاد پیرغلام امام حسین(ع) است. او میگوید: از ۹ سالگی در مسجد محل روضه و نوحه خواندم و تا به امروز حتی یکریال بابت روضه و نوحهخوانی برای امامحسین (ع) نگرفتم.
سیدمصطفی فیروزآبادی از هر فرصتی برای انتقال مفاهیم حیاتی بازیافت به هممحلهایها و دیگر اهالی شهر، استفاده میکند؛ مفاهیمی که با رشد جمعیت و توسعه شهر، هرچه میگذرد، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
سابقه فعالیتهای کانون فرهنگی مسجد جواد الائمه (ع) به قبل از انقلاب برمیگردد درست زمانی که جانباز شهید کربلاییرضا رجبپور به عنوان یکی از بزرگان محل، سردمدار گروه بود.
ایمان بخشایشی کارمند بانک است اما بهطور حرفهای ۱۰ سال است شعر میگوید. او میگوید: همیشه لای دفتر ریاضیام کتاب حافظ باز میکردم! پدرم هم مرا دعوا میکرد و میگفت: به جای این کارها درست را بخوان.
اوج معروفیت محمدجواد پناهی طوسی برمیگردد به سال ۱۳۶۸، به هنگام برگزاری مسابقات بینالمللی قرآن با شرکت ۴۸ کشور در تهران. خیلیها آن روزها و قرائتهای بیسابقه استاد پناهی را خوب بهیاد دارند.
احمد یوسفی طی چهارسال کتابفروشی در گلشهر از دوستیهایی میگوید که در مغازهاش شکل گرفته، برنامههایی که ایدهپردازی و اجرا شده، جروبحثهایی که بچهها در ثابتکردن اینکه کدام کتاب خواندنیتر است، باهم داشتهاند.
حد فاصل کوچههای المهدی (عج) غربی ۹ و ۱۱ راسته فرهنگی محله رسالت است، جایی که به همت آموزش و پرورش ناحیهیک، دو کانون فرهنگیهنری و یک سالن سینماتئاتر دارد.
اعظم یزدانپناه هنوز هم باورش نمیشود که سرنوشت همسایهاش را تغییر داده است؛ همسایهای که چراغ خانهاش همیشه خاموش بود، و زندگیاش در سکوت و تاریکی میگذشت.
آقای نقوی و همسرش هر دو نابینا هستند. او کارشناسی حقوق دارد اما با تاسیس تاکسی تلفنی روزگار میگذراند. او که جزو بنیانگذاران این مؤسسه است میگوید: در اینجا برای خدا کار میکنم و هیچ درآمدی برایم ندارد.
خانم و آقای دیانت ۵۳ سال است با هم زیر یک سقف زندگی میکنند. چهار فرزند دختر دارند و چهار فرزند پسر. ۱۸ تا هم نوه.شاید باورش برای خیلیها سخت باشد، اما او میگوید: بهجز چند سال اول زندگی مشترکمان، هیچوقت با هم بحث و دعوایمان نشده است.