مشاغل - صفحه 33

سعید صادق آبکوه می‌گوید: در یک تقسیم‌بندی کلی همه شیرینی‌ها به دودسته کلی تر و خشک تقسیم می‌شوند که طرز تهیه مخصوص به خود را دارند. شیرینی‌های تر مواد خامه‌ای و رنگی بیشتری دارند و به همین دلیل قیمتشان گران‌تر است. این نوع شیرینی در بین نوجوانان و کودکان طرف‌داران زیادی دارد. کیک‌های تولد نیز در گروه همین شیرینی‌های تر قراردارند.
خیابان پورسینا واقع در منطقه6 یکی از این مناطق است. جایی که آوازه زنان سخت‌کوش آن به همه جا رسیده است. زنانی که یک ارتش خاموش اقتصادی را تشکیل داده‌اند و در شرایطی سخت زندگی را پیش می‌برند. با کفش‌دوزی، چرم‌دوزی، قالی‌بافی، تهیه ترشی خانگی و... می‌گویم ارتش خاموش، چون این‌کار آن‌قدر بی سر و صدا انجام می‌شود که تلاشم مبنی بر پیداکردن آماری موثق در این زمینه بی‌نتیجه می‌ماند. در آمریکا یک‌پنجم اشتغال در حوزه مشاغل خانگی صورت می‌گیرد و در ایتالیا بخش جالب‌توجهی از صنایع در کارگاه‌های کوچک خانگی تولید می‌شوند اما اینجا مشاغل خانگی بی‌سروصداتر از هر جایی به حیات خود ادامه می‌دهند.
مهم‌ترین موضوع در حرفه ما، سورت کردن آجیل یعنی طبقه بندی کردن است. مثلا از طریق سورت کردن، همه تخمه‌های هم اندازه کنار هم قرار می گیرند . دستگاه‌های سورت فراوان شده و آجیل یک اندازه، گران تر است. محمد آخرتی درباره استانداردهای بین المللی آجیل می‌گوید: مثلا پسته اکبری انس 22 در ایران و همه کشورها، به یک اندازه است. هر 140 گرم را پنج عدد پنج عدد جدا می‌کنیم و می‌شود انسش. هرچه انس پایین تر باشد کیفیت بالاتر است. قیمت ها تقریبا جهانی است.
کشف دنیایی که هرروز حسین شاه‌حمزه‌ای با آن سروکار دارد، خیلی سخت است. همانی که او وقت تعریف‌کردن پلک‌هایش را روی هم می‌گذارد و با لذت از آن حرف می‌زند: خیلی وقت‌ها همین‌جا بین همین‌ها می‌خوابم. نمی‌دانید چه لذت نابی دارد! هیچ‌وقت نتوانسته‌ام از این حس شیرین برای کسی تعریف کنم. غرق شیرین‌ترین خواب هم که باشم، هرکدامشان آواز می‌خوانند، می‌دانم کدام‌یکی است و گاهی از خواب بلند می‌شوم و می‌روم سراغشان. باورتان نمی‌شود؛ حتی حس می‌کنم که حال کدام‌یکی خوب است و کدام‌یکی نه.
محمد نظام طلا می‌گوید: اولین اشتباه در کار ما آخرین اشتباه است. شل‌بودن یک پیچ یا جانخوردن کامل لنت‌های ترمز می‌تواند فاجعه‌آفرین باشد به همین دلیل من بعد از پایان کار تعمیر و تعویض لنت‌های ترمز خودرو توسط شاگردم، خودم در مرحله نهایی لاستیک‌ها و لنت‌ها را بررسی و بعد از مطمئن‌شدن از وضعیت لنت ترمزها اجازه بستن چرخ‌ها را می‌دهم.
زنبورداری کار عشق است. باید علاقه داشته باشی و سختی‌هایش را به جان بخری تا بتوانی دنیای زنبورها و حال و روزشان را بفهمی. آن‌قدر باید با زنبور زندگی کنی تا از نحوه بال‌بال زدنش یا از بو و حرارت داخل کندو بفهمی چه دردی دارند و چه دوایی می‌خواهند.به نظر عبدالله وطن‌خواه، یادگیری حرفه زنبورداری بیش از آنکه تئوری باشد تجربی است و فرد باید حداقل یک‌سال از بهار تا بهار، کنار فرد دیگری زنبورداری کند تا با بیماری‌ها، نحوه مراقبت، تغذیه، کوچ‌دهی، تولیدمثل و سایر ابعاد زندگی زنبورها آشنا شود.
کار سفال با تمام آرامشی که هنگام کار به آدم می‌دهد، استرس‌ها و اضطراب‌های خودش را هم دارد، کوچک‌ترین اتفاق می‌تواند یک اثر هنری‌ را نابود کند، از ضربه‌ای کوچک که باعث خرد شدن سفال می‌شود تا نوسان برق دستگاه کوره که ممکن است دما را بالا و پایین ببرد و در کسری از ثانیه سفال‌ها را بشکند و تمام! در چنین مواقعی شما هم باید صبر و تحمل و طاقت پذیرفتن شکست را داشته باشید تا در موقع خراب‌شدن اثر هنری، عصبانی نشوید و از نو شروع به کار کنید.
حاج احمد رنگ آمیز طوسی یکی از سراج های قدیمی پایین خیابان بوده است. مغازه اش هنوز هم همان جاست، اما خودش دیگر بازنشسته شده است. حاج احمد حالا شب و روزش را با خاطراتش می گذراند؛ خاطراتی که از خلال آن می شود چندین دهه از تاریخ مشهد را به تماشا نشست. در آن زمان یک گاری یا درشکه که می آمد، اگر لوازم چرمی اش خراب بود، او درست می کرد و اگر چرخ و پَر ش خراب بود، گاری سازی بود. اگر هم اسبش نعل می خواست، نعل بندی بود. همه جور کاری که لازم بود، آنجا انجام می دادند. دیده اید که در یک گاراژ چند مکانیک هرکدام کار یک قسمت ماشین را انجام می دهند؟ آنجا حکم همین گاراژ ها را داشت.
برای بی بی اعظم حسینی این حس زیبا از همان دوران کودکی شروع شد؛ وقتی خاک باغچه کوچک خانه با دستانش در زلال آب در هم می تابید و ظرف های خاله بازی اش را می ساخت و زیر نور خورشید آن ها را خشک می کرد. بزرگ ترین عشقش سفالگری بود. سال ها از آن زمان می گذرد و بی بی اعظم از کودکی اش فاصله گرفته است. او ساکن محله شهیدقربانی و کدبانویی تمام عیار است و از هر انگشتش یک هنر می ریزد، اما سفال و عشق به آن حرف اول را می زند.
این روزها بازار فروش کاشی و سرامیک نیز مثل بیشتر شغل‌ها حال و روز خوشی ندارد. با وجودی که کرونا مقصر اصلی این کسادی است اما بیشتر از خود کرونا تبعات آن در کسادی بازار کاشی و سرامیک مؤثر بوده است. بسیاری از سازندگان مجتمع‌های ساختمانی به دلیل افزایش چند برابری قیمت سیمان، آجر، کاشی وسرامیک دیگر میلی به ساخت وساز ندارند. مردم نیز ترجیح می‌دهند تا بهتر شدن اوضاع اقتصادی و قیمت‌ها دست نگهدارند و کارهای ساختمانی‌شان را به زمان دیگری موکول کنند.
علی رضایی سال ١٣٦٢ کارگاه مسگری خودش را در خیابان چهنو به راه می‌اندازد. خیابانی که به قول خودش پر از افراد کارکشته و باتجربه بوده است. ریش‌سفیدان مشاغل مختلف و قدیمی‌های مشاغل سنتی همه در همین خیابان بودند و مشغول به کار. کارگاه کوچک او شش شاگرد داشته و کارش حسابی گرفته بود. پس از تمام آن سال‌های خوب، حالا دست روزگار کارش را به همین کارگاه کوچک سفیدگری کشانده است. چند سال پیش با گران‌شدن قیمت ظروف مسی و کاهش فروش مجبور می‌شود که کارگاهش را تعطیل کند. حالا اینجا ظروف مسی سیاه شده و دوده‌اندود را سفید می‌کند.
این روزها مغازه‌ها بیشتر فرش‌های ماشینی، موکت و تابلو فرش‌های مختلف ماشینی را عرضه می‌کنند. او علت این تغییر را افزایش قیمت نخ، پشم و رنگ طبیعی برای تولید فرش‌های دست‌بافت می‌داند و می‌گوید: این شرایط کارگاه‌های تولید فرش بسیاری را به حالت نیمه‌تعطیل و تعطیل درآورده است. دیگر تولید فرش دست‌بافت به‌صرفه نیست. از یک طرف بافندگان سنتی فرش که بیشتر روستائیان فقیر بودند توان خرید وسایل و مواد اولیه فرش را ندارند از سوی دیگر نیز مشتری‌ها به دلیل افزایش قیمت فرش دست‌بافت تغییر ذائقه داده‌اند و به خرید فرش ماشینی روی آورده‌اند.
درست در همان روزهایی که بعد از پایان جنگ تحمیلی مردم چشم به تغییر و خبرهای تازه داشتند، بازار مسگرها در ایران پر از خبرهای ناخوشایند بود. ظروف جدید‌تری وارد ایران شده بود که گفته می‌شد سبک‌تر و بهتر است. ظروف استیل و تفلون که نه‌تنها جا را برای ظرف‌های مسی تنگ کرد، بلکه کار و کاسبی مسگرها را هم کساد کرد. بارزترین زمین‌خوردگی مسگران در مشهد هم جمع‌شدن بازار مسگران محله عیدگاه بود؛ بازاری که امروز فقط نامی از آن مانده‌است.
با چند تکه موکت و فرش محل نشستنش را پشت سندان آماده کرده است و هر روز ساعت‌ها روی همین چند تکه فرش و موکت رنگ و رو رفته می‌نشیند و با چکش به تکه‌های آهن سر و شکل می‌دهد تا روزی حلال برای همسر و فرزندانش ببرد. پشت سندان نشسته و با چکش در حال محکم کردن چفت و بست‌های زنجیر است. مهارتی که در دستانش است فوق‌العاده می‌نماید. دستش خطا ندارد و آهن سرد و بی‌روح را آنچنان رام می‌کند که فقط با چند ضربه همان شکل دلخواهش را می‌گیرد.
سید حسن عادل کاردان، جزو پارکابی‌هایی بود که برای نخستین بار پشت اتوبوس‌های شرکت واحد مشهد نشستند. در «اتوبوس‌های یک قِرانی» یک نفر رانندگی می‌کرد و یک نفر هم به عنوان پارکابی، بین مسافرها می‌چرخید و کرایه را جمع‌آوری می‌کرد.
جاده سیمان هنوز خاکی بود و حالت روستایی و کشاورزی داشت، اما حاجی و آن چندنفر تصمیمشان را گرفته بودند؛ اینکه هرطور شده است، کارگاه سماورسازی راه بیفتد: یک سمت روستای دهرود بود و سمت مقابل آن تا چشم کار می‌کرد، زمین کشاورزی و باغ. مرغداری بزرگی هم اول جاده بود که الان ‌جای آن را ‌درمانگاه قمربنی‌هاشم(ع) گرفته است. کار ما‌ احتیاج به برق دارد. به همین دلیل اول رفتیم شرکت برق. گفتند برق روستا به کدخدای ده فروخته شده است. موافقت کدخدا را گرفتیم و کارمان را در زمینی به مساحت 750متر شروع کردیم و کم‌کم به اینجا رسید.
حاج‌اکبر شیرغازی 86ساله که حالا باید او را پرسن‌وسال‌ترین کله‌پز مشهد با 71سال سابقه کار دانست، یکی از همان آدم‌های بامرام مشهدی است. کسی که وقتی می‌پرسیدند در محدوده چهارراه خواجه‌ربیع کدام کله‌پزی خوب است، همه به‌اتفاق جواب می‌دادند حاج‌اکبر. بعد از عمل جراحی 3سال پیش، حافظه‌ حاجی تحلیل رفته است. او دیگر آن پیرمرد همیشه شوخ و شنگی نیست که پاچالش را به هیچ‌کس نمی‌داد. حالا پسرش جواد که از کودکی همراه پدر در کله‌پزی کار کرده است، پشت پاچال می‌ایستد و امور را مدیریت می‌کند. حاج‌اکبر اما باز هم با پشت خمیده هرروز خودش را به طباخی‌اش می‌رساند و کمک می‌کند.
متراژ یک مغازه آپاراتی استاندارد باید 30مترمربع باشد چراکه در فضای کوچک‌تر امکان باز و بستن راحت لاستیک‌ها، جانمایی تجهیزاتی مانند پمپ باد، دستگاه درآور و دستگاه بالانس و... میسر نمی‌شود. هزینه رهن و اجاره مغازه هم در طول زمان متفاوت است و به موقعیت مغازه بستگی دارد اما برای اجاره یک مغازه 30، 40متری مناسب در محله وکیل‌آباد باید اجاره‌بهایی بین 4 تا 5میلیون تومان در ماه پرداخت کرد و 30 تا 50میلیون تومان هم برای پول رهن مغازه کنار گذاشت. این توضیحات را محسن جاویدی درباره شغل آپارتی بیان می‌کند.
به گفته مجید جومند، کلیدسازی کاری بی‌سروصدا و تمیز است. او توضیح می‌دهد: حرفه ما همان‌طور که یک هنر و مهارت است، کاری فکری نیز هست. به این معنا که با دیدن قفل باید متوجه مشکل به وجود آمده شویم. این‌کار با تجربه به دست می‌آید. موضوع آن‌چنان اهمیت دارد که گاهی ممکن است یک فرد یک قفل را نزد چندین قفل‌ساز و کلیدساز ببرد و کسی متوجه مشکلش نشود.
محمود ریاسی می‌گوید: در حال حاضر خشکبارهایی مانند گردو که با قیمت کم اما به اسم ایرانی به فروش می‌رسد محصول بلغارستان، چین، افغانستان و دیگر کشورها هستند اما طعم، خاصیت و کیفیت محصول ایرانی را ندارند. همین باعث شده است که خشکبار ایرانی جزو سوغاتی‌های پرطرف‌دار و ارزشمند در همه کشورها باشد.