آمنه کفاششمسآبادی، همسر شهید محمدعلی دبوری میگوید: ۱۸ سال بیشتر نداشتم که شهید دبوری رفت و مرا با دوبچه تنها گذاشت. تنها مانده بودم. به اصرار خانواده همسرم، با برادرشوهرم ازدواج کردم.
سال۱۳۷۵ بود که واقعه تلخ سقوط هواپیمای ارتش جمهوری اسلامی ایران در اثر برخورد با کوههای بینالود رخ داد و ۸۸ نفر به شهادت رسیدند. امیر سرتیپ محمدمهدی گلابچی یکی از شهدای آن حادثه بود.
بار دومی که خانواده چراغچی برای خواستگاری به خانه ما آمدند، عکسی با خودشان آورده بودند که من را مجذوب کرد، تا آن موقع برای ازدواج مقاومت میکردم اما بعدش با ایشان ازدواج کردم.
مزار شهید محمدباقر علیدوست درمیان بوستان طوبی در شهرک شهیدباهنر است، اما پرسوجوها درباره صاحب سنگ مزار میگوید که اینجا کمترکسی از داستان زندگی شهید خبر دارد.
زهرا عمارلو همسر شهید محمدعلی برمهانی است. او ۵ سال با شهید زندگی کرد و وقتی فرزندشان ۳ سال و سه ماه داشت، همسرش در عملیات رمضان به شهادت رسید.
مریم سیرجانی میگوید: سال۱۳۶۴ با شهید جلیل محدثیفر آشنا شدم و با هم ازدواج کردیم. فرزندمان را ششماهه باردار بودم که همسرم شهید شد. تازه آنجا بود که فهمیدم فرمانده گردان غواصی است.
جمعی از زنان محله آزادشهر در یک جلسه قرآنی دور هم جمع میشوند، جلسهای که ترجیعبند تمام حاضران در آن «شهید» است، این جمع همسران شهدا هستند.
این روایت، گفتگو با چهار بانوی صبور و رشیدی است که وقتی نشستیم روبهرویشان، اولین حرفی که از زبان یکی از آنان شنیدیم، این بود: چه شده که اینبار یادی از ما شده؛ بعد از این همهسال؟
آناهیتا فانی خشتی همسر شهید شعبانعلی قدیری سیرزار است، یکی از صدها مرزبان شهید این آب و خاک است که در سال ۱۳۷۸ پس از درگیری با اشرار در دریاچه هامون به شهادت رسید.
اسماعیل ثنایی سال ۶۵ پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه، عازم جبهه شد و هنوز ۶ ماه از خدمتش نگذشته بود که در عملیات کربلای ۵ در منطقه سومار به شهادت رسید.
معصومه باهوش همسر شهید «برات عباسپورنسری» است. شهید عباسپور ۶۵ درصد جانبازی داشته و ۱۱۶ ماه در زندان بعثیها اسارت را تحمل میکند و سرانجام سال ۸۲ به رفقای شهیدش میپیوندد.
خلبان شهید، ستوان عباسعلی جاهدیزاده هنگام خواستگاری برای اینکه همسر آیندهاش را با سختیهای ازدواج با فرد نظامی آشنا کند گفت: «عاقبت خلبان، سقوط است»
حمیده سادات هاشمی، خواهر شهیدان محمدحسن و احمدعلی هاشمی است که اولی در انقلاب و دومی در اه امنیت شهید شده است. او همچنین همسر حسن کاظمی است که در جنگ تحمیلی به شهادت رسید.
مریم احمدزاده، همسر شهیدعلی اکبر حسینزاده است که تنها یک سال با همسر شهیدش زندگی کرده است، او میگوید: من سیزدهساله بودم که با شهید حسینزاده ازدواج کردم و ۱۴ سال داشتم که همسرم شهید شد.
نیره آلسیدان دختر دانش آموز جوان و انقلابی است. او همسر شهیدش سیدعلیاکبر رضوی، دانشآموز و طلبه جوانی است که با سن کم، وارد فعالیتهای انقلابی میشود و درجریان سالها مبارزه، حرکتهای انقلابی بسیاری را هدایت و رهبری میکند.
انسیه هراتی همسر شهید محمدحسین کریمی و خواهر شهید احمد هراتی میگوید: همسرم وصیت کرد که اگر شهید شد، او را در قوچان دفن نکنیم و جنازهاش را به مشهد بیاوریم.
غلامرضا قدسی نخستین شهید انقلاب محله آبکوه بود که ۲۶ آبان سال ۱۳۵۷ و در چهارراه شهدا به شهادت رسید. او همیشه در سخنرانیهای بزرگان انقلاب، ضبطی روی دوشش میگذاشت و سخنرانیها را ضبط میکرد.
لیلا مقدسی، همسر شهید میگوید: درست وقتی پسرمان چهارساله و دخترمان چهارماهه بود، عبدالله عازم جبهه شد.
زهرا فرزانه، مادری است که از ۵ فرزندش دو پسر و یک دختر باقی مانده است. به گفته اهالی محل، اکنون سالهای زیادی است که خانهاش وقف امور خیریه، برگزاری کلاسهای قرآنی و مجالس ائمه اطهار (ع) شده است.
اهالی محله انقلاب همسر شهید غلامحسن رحیمی را بانی بسیاری از کارهای خیری میدانند که در محله انجام میشود.