اربعین - صفحه 2

قصه ۳۴ ساله سفره‌یزدی‌های مقیم مشهد که در روز اربعین ۲ هزار کیلوگرم برنج می‌پزند.
خانواده تلخی حدود سی سالی است که برای گرفتن غبار خستگی از پای زائران آقا کمر همت بسته‌اند و قلبشان مانند درِ همیشه‌باز منزل‌شان در طول همه این سال‌ها مهربان مانده است.
آن‌ها که از قافله زائران اربعین حسینی جامانده بودند، به فکر خدمت‌رسانی به زائران پیاده حریم رضوی افتادند.
محمد تقی قربانیان شاندیز از ۱۰ سال پیش؛ اربعین مهمان کربلاست و بسیاری از عاشقان اباعبدالله را هم با خودش همراه می‌کند.
از یک گروه بیست‌نفره، تنها سه نفر برای رفتن به کربلا، با هم همراه و یکدل و یک‌کلام می‌شوند: مرتضی، حسین و مهدی.
اصغر تحقیقی بانی اصلی موکب امام رضا(ع) در بزرگراه آزادی است. او تعداد زیادی خادم عاشق را گردهم آورده است تا برای زائران سنگ‌تمام بگذارند.
منزل حاجی پایدار در چندقدمی گل‌فروشی‌اش قرار گرفته است، این روزها که صبح‌ها در منزلش روضه برگزار کرده، خانه را با گل و پرچم سیاه برای مهمانان آذین بسته است. خودش می‌گوید از اول انقلاب برای روضه خانه را پر از گل می‌کند.
قضیه از این قرار است که خانم ظهور ابراهیمی به همراه برادر و خانم برادرش در چند سفر گذشته که به کربلا رفته‌اند و میزبانی عراقی‌ها را دیده‌اند، با خود گفته‌اند چرا ما مشهدی‌ها زائران امام رضا(ع) را همان‌طور پذیرایی نکنیم تا کلی خاطره خوش از میهمان‌نوازی مجاوران نداشته باشند؟ جرقه این کار هم وقتی خورده که آستان قدس رضوی اعلام کرده است؛ مشهدی‌ها پویش هر خانه یک زائرسرا را راه بیندازند و نگذارند زوار امام رضا(ع) احساس غربت کنند. حالا قرار است خانه مریم‌ خانم و احمد آقا زائرسرایی باشد برای میهمانان آقا علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع)
اینجا همه چیز نشان از تلاشی شبانه‌روزی دارد تا استقبال از زائران امام‌رضا(ع) به بهترین شکل انجام شود و خاطره‌ای خوب در ذهن مسافرانی که به مقصد مشهد ترک دیار کرده‌اند ماندگار شود. در میان خادمان این فضای معنوی پسربچه‌ها و دختران کوچک هم در کنار بزرگ‌ترها مشغول کار هستند. از شستن ظرف‌ها گرفته تا بستن پایه‌های علم به داربست.
سی سالی می‌شود که این خیمه به‌یاد امام‌حسین(ع) و امام‌رضا(ع) برپا می‌شود و دویست نفر هم با عشق و علاقه‌ای که به اهل‌بیت(ع) دارند، رخت خادمی به تن کرده‌اند و میزبان زائران آقا می‌شوند. میزبانی‌شان هم در حد اعلاست؛ چون نام سید‌وسالار شهیدان و امام غریبان درمیان است. به همین دلیل است که نمی‌توان از چای و نباتش تعریف نکرد، از قهوه عربی‌اش نگفت و از وعده شام و ناهاری که شکم هزاران نفر را سیر می‌کند، حرف به میان نیاورد.
رضا برزانی اربعین هر سال به دیار اجدادی‌اش می‌رود و یکی از کارهای مهمی که در این ایام انجام می‌دهد، این است که در موکب‌ها نقش مترجم را برای ایرانیان ایفا می‌کند. این نذری است که از 11سال پیش آغاز کرده است و به گفته خودش، علاوه بر زیارت سیدالشهدا(ع)، خواسته در این سال‌ها دینش را به میزبانانی که به او فارسی یاد داده‌اند ادا کند.
حاج‌محمد اخوان و رفقایش در محله بالاخیابان نیز از آدم‌هایی هستند که اسباب رسیدن دل‌دادگان اباعبدالله الحسین(ع) به آن تربت اعلا هستند. آن‌ها هرسال دور هم جمع می‌شوند و تعدادی از افراد نیازمند آرزوبه‌دلی را که تاکنون زیارت کربلا نصیبشان نشده است، با همراهی خیران به راهپیمایی اربعین گسیل می‌کنند. امسال آن‌ها نزدیک به سیصد نفر را راهی کربلا کردند.
پویش عروسک‌های «رضا» و «رضوان» نخستین بار امسال از میلاد امام هشتم(ع) به کوشش بانوان در اداره انتظامات حرم مطهر شروع شد. «رضا» و «رضوان» دو عروسکی هستند که قرار است فرهنگ رضوی، رضایت و عفاف را با خودشان به خانه کودکان ببرند. سه هفته است که حدود دوازده نفر از خادمیاران رضوی در حال ساخت عروسک‌های اربعین هستند.
محمدحسین رضایی سیزده‌ساله روزهای شنبه مکبری نماز جماعت در حرم را برعهده دارد. او از شش‌سالگی با قرآن انس گرفته و در مداحی، تلاوت، روخوانی و حفظ قرآن کریم هم مهارت دارد. محمدحسین لباس خادمی‌اش را پوشیده تا در حرم اباعبدالله(ع) هم با همین لباس زیارت کند. دلش می‌خواهد همانند نمازهای مسجد محله و حرم امام رضا(ع)، تکبیر نماز مغرب حرم اباعبدالله(ع) را هم بگوید.
اصغر مجیدیان 67سال دارد. از آن خوب‌های روزگار که وقتی هم‌کلامش می‌شوی زلالی وجودش را خوب حس می‌کنی. هشت سالی می‌شود که با موتورسیکلت فاصله 2هزار و 600کیلومتری حرم امام رضا(ع) تا حرم اباعبدالله(ع) را می‌پیماید تا روز اربعین در کربلا باشد. او بیشتر سفرهای دوران بازنشستگی را با موتورسیکلت سپری کرده‌ است؛پنج‌بار دور ایران را با موتور پیموده و با این سن و سال عضو فدراسیون موتورسواری ایران است.می‌گوید: اگر بخواهم خیلی صریح و شفاف بگویم من با امام حسین(ع) عشق می‌کنم و حالم با نام حسین(ع) و دیدن گنبد و بارگاهش خوب می‌شود.
مسجد صاحب‌الزمان(عج) در محله خلج دو هفته‌ای است که میزبان بیش از 50بانوی دغدغه‌مند محله‌ شده است که برای تهیه و تدارکات اربعین گردهم جمع شده‌اند. هر یک به نیتی آمده‌‌اند، آن‌ها جاماندگان قافله زائران پیاده اربعین هستند. حسرت و نگاه غم‌آلودشان به آن‌هایی که چمدان سفر بسته‌اند و راهی دیار کربلا شده‌اند را می‌توان مشاهده کرد. در بین صحبت‌هایی که با هم دارند، مکرر روایت‌های جاماندشان که خاطرشان را مکدر می‌کند؛ برای هم تعریف می‌کنند. اینجا کسی برتری به دیگری ندارد. هر کاری باشد بانوان آن را با جان و دل انجام می‌دهند، نمی‌گذارند کار روی زمین بماند.
کلثوم فاروقی از سال‌۹۸ می‌گوید. اولین باری که تصمیم به راه‌اندازی کاروان خانم‌های محله گرفتند؛ نه راه را بلد بودیم نه جایی را می‌شناختیم اما دلمان می‌خواست یک قدم کوچک برداریم برای برآورده شدن آرزوی زیارت اولی‌های محله. خانم‌های مسنی که زیرپوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) بودند و بیشترشان یک بار هم به کربلا نرفته بودند. بعضی‌ها عصا به دست بودند و بعضی‌ها به سختی مسیری کوتاه را طی می‌کردند. با همه این ها ۴۸ نفر را صحیح و سالم بردیم و برگرداندیم. هنوز که هنوز است ما را که می‌بینند به جانمان دعا می‌کنند.
فاطمه می‌گوید:به‌طور اتفاقی در گروهی مخصوص حافظان قرآن عضو شدم. می‌خواستم از گروه بیرون بیایم اما ماندم. مدتی گذشت و خانمی از تبریز به نام خانم نوظهور که اسم کوچکش یادم نیست فایل‌های صوتی در گروه گذاشت و روند حفظ قرآن خودش را توضیح داد. صوت‌های آن خانم را گوش دادم و علاقه‌مند به حفظ قرآن کریم شدم. همین که صوت ها را گوش دادم با خودم گفتم این خانم توانسته پس من هم می‌توانم. دوست شیرازی من هم خیلی انگیزه داد و شروع کردم.
گرمای هوا 40 درجه بود و لباس به تنمان می‌چسبید. یک مسیر را برای نظافت مشخص کرده بودند و در قالب چند شیفت خدمتگزاری می‌کردیم. اصلا تعارف نیست. این همه محبت را یکجا ندیده بودم. وقتی دیگران را می‌دیدم که با چه ذوق و شوقی دارند به زائر امام حسین(ع) خدمت می‌کنند، شرمنده می‌شدم. کف پای خیلی از زائرها آبله و تاول بسته بود اما می‌گویند عشق که باشد، حریف همه چیز می‌شود. فقط عشق این معجزه را می‌کند. هیچ‌کدام دوست نداشتیم زمان خدمت به پایان برسد.
علی اشکذری متولد 1326بود و در سال‌ 1346 چراغ روضه را ‌در خانه کوچکش حوالی‌ کوچه سرآسیاب روشن کرد و 10 سال بعد بیت الرقیه را در خیابان نکاح راه انداخت. حاج‌علی اشکذری، خادم‌الرقیه‌ کوچه نکاح سال 1396 در شب اربعین‌حسینی(ع) از دنیا رفت و میراث تا ابد ماندگارش را به همسر و پسرها و دخترها سپرد که دوتایشان نابینا هستند.از حاج‌علی اشکذری پنج پسر و دو دختر به یادگار مانده که دو‌ پسرش مداح و نوحه‌خوان ائمه(ع) هستند.