فاطمه شوشتری دانشآموز پایه دهم رشته علوم انسانی در محله فرهنگیان و حافظ 27جزء از قرآن کریم است. پدرش بازنشسته نظامی و مادرش فرهنگی است. او در سی و چهارمین دوره مسابقات قرآن، عترت و نماز که آموزش و پرورش چناران برگزار کرده است در مرحله شهرستان رتبه اول را در رشته حفظ کسب کرده است و در مسابقات حفظ قرآن طرح بشارت استان خراسان رضوی نیز امتیاز93 را به دست آورده است
نمیدانیم از تأثیر قرآن بر زندگی اوست یا ذاتا دختری آرام و صبور است. زهرا مخیر دوازدهساله، ساکن محله سیسآباد و حافظ کل قرآن است. قدمگذاشتن او در این مسیر پرافتخار به پشتیبانی مادرش، فاطمه رضایی، برمیگردد. فاطمهخانم که همیشه آرزو داشته است دخترش حافظ قرآن بشود، هنوز باور نمیکند این توفیق نصیب زهرا شده است.
زهرا سادات حسینی بحر از همان هجدهسالگی که به حاجآقا محمد انور حسینی بحر بله میگوید، حافظ کل قرآن بوده و دلش میخواسته است آموزههای این کتاب آسمانی را در محلهای که زندگی میکنند جاری و ساری کند. این میشود که تصمیمش را با همسرش که طلبهای جوان اما شناختهشده در محله بوده است در میان میگذارد و با استقبال او روبهرو میشود. حاجآقا محمد سرور، پدر همسرش که روحانی و معتمد محله بوده است، نیز کمکشان میکند. هردو کمر همت میبندند که پا در راهی سخت اما شیرین بگذارند. اینطور میشود که در سال 91، وقتی دو فرزند هم دارند، توفیقاتشان بیشتر و موفق میشوند فعالیت قرآنی را در مسجد امیرالمؤمنین در خیابان کشمیری، بین کشمیری42 و 44 شروع کنند.
سید مرتضی معتقد است سختی حفظ قرآن در ماندگاری آن است و خود اینکار سخت نیست. میگوید: اگر حافظان قرآن مرورها را درست انجام دهند و بتوانند قرآن را روان بخوانند، حفظ سخت نیست اما بعضیها این نکات را رعایت نمیکنند و کار برایشان سخت میشود. خیلیها میگویند یاد دارند. همین کلمه کار را خراب میکند. از جایی که میگوییم یاد داریم، دیگر تلاشی برای مرور نمیکنیم و این شروع خرابشدن حفظ است. ذهن بینظم میشود و حافظ دیگر علاقه خود را برای حفظ از دست میدهد.
فاطمه جهانپناه» توانسته در مدت چهار سال حافظ کل قرآن شود و مدرک درجه3 سازمان تبلیغات را که معادل کارشناسی است در نوجوانی بهدست بیاورد.
انجمن نخبگان قرآنی افغانستان (نُقا) سال1392 با همت تعدادی از قاریان قرآن مهاجر تشکیل شده است. این انجمن فعالیتهای گسترده و خوبی دارد.از سال92 تا به امسال در این انجمن قرآنی فعالیتهای زیادی انجام شده است. تمام قاریان مهاجر و بیشتر استادان حداقل چندباری اینجا حاضر شدهاند و برای بهتر شدن کارگاهها و رشد قاریان قرآنی نظرات خوبی ارائه دادهاند. عدهای هم کارگاههای خوبی برگزار کردهاند. استادانی همچون حمید شاکرنژاد , مرحوم حمیدرضا عباسی در اینجا کارگاههایی تشکیل دادند.
امیرحسین بابایی متولد سال1385 و ساکن محله شهیدقربانی است. علاوه بر اینکه مسئول امور فرهنگی مسجد امام حسن مجتبی(ع) است، بهدلیل فعالیتهای زیاد و همچنین مکبری در مسجد، عضو هیئتامنای آن هم شده است. برنامههای فرهنگی و مذهبی بسیاری مانند کلاس احکام، قرائت و مکبری را برای همسنوسالانش در محله برگزار میکند و حالا بیشتر مسجدیها و بچههای محله او را میشناسند. علاوه بر اینها جزو مکبران نوجوان حرم است. او حتی در عکاسی هم رتبههایی در ناحیه 5 آموزش و پرورش دارد که همه اینها را از الطاف قرآن میداند.
از همان اول دبستان با حمایتهای پدر و مادر و تشویق معلم و مدیر مدرسه قرائت و حفظ قرآن را شروع میکند. حالا 17جزء قرآن را از حفظ است. در مسابقات زیادی شرکت کرده و جوایز استانی دارد. زهرا رضایی دانشآموز پایه یازدهم در رشته علوم انسانی است. خودش میگوید: از کودکی پدر و مادرم من را تشویق به خواندن و حفظ قرآن میکردند. ابتدا علاقهای به شرکت در مسابقات قرآنی نداشتم چرا که استرس زیادی به من میداد اما به مرور و با کسب تجربه این اضطراب کم شد.
سمتوسوی زندگی خانواده حسنیکارگر فقط یک مقصد و هدف دارد، آن هم ترویج قرآن و آموزههای قرآنی است. به همین دلیل هر سه پسر خانواده گرایش عجیبی به کتاب خدا و تلاوت آیات نور پیدا کردهاند. اما فرزند دوم و آخر، یعنی آقامصطفی و آقامحسن، این علاقه و ارادت را بهصورت ویژه ادامه دادهاند.
تفریحشان رفتن به جلسات قرآنی بوده است. پدر و مادرشان هم در این مسیر نقش بسزایی داشتهاند؛ بهویژه تشویقها و حمایتهای مادر و مادربزرگی که خودش از مفسران قرآن در دورهمیهای زنانه بوده است
والدین محمد سبحان ضامنراز یازده ساله به این مهم اشراف دارند. اهمیتش را درک کردهاند و تدابیر درستی برای آینده فرزندشان در نظر گرفتهاند تا بتوانند یک جوان موفق به جامعه تحویل بدهند. محمد سبحان قبل از اینکه به مدرسه برود حفظ کردن قرآن را شروع کرده و تاکنون توانسته دو جزء قرآن را حفظ کند. البته که دانشآموز ساعی و کوشایی است و علاقه خاصی به ریاضی دارد. با این کودک قرآنی محله طرق گفتوگو کردیم.
مسعود لعلاول یکی از دلباختههای کلام الهی است که اول دلش پیش صوت خوش قرائت قرآن گیر کرد و بعد کمکم حس کرد جرعهجرعه این کلام دست از سر دلش برنمیدارد و پا پیشتر گذاشت و حافظ کل قرآن شد. بعدها خانوادهاش هم در این مسیر قدم برداشتند. میگوید: حفظکردن تجربیات قشنگی دارد. گاهی به آیاتی میرسی که دوست داری بیشتر روی معانیاش تمرکز کنی. مسعود لعلاول میگوید: بهتدریج که در تلاوت قرآن پیشرفت کردم، با معانی آن هم آشنا شدم. خیلی از آنها جذاب و دلنشین بود. آیه آخر سوره مبارکه عنکبوت از همان آیات راهگشاست.
از پنجسالگی شروع به حفظ و تلاوت قرآن کرد، اول مادرش با خواندن سورههای کوچک قرآن او را تشویق به اینکار میکرد اما مدت زیادی نگذشت که دلش میخواست بیشتر از چند سوره کوچک را حفظ کند، بنابراین مادر او را در کلاسهای قرآن حرم امام رضا(ع) ثبتنام کرد، هفت سال از آن زمان میگذرد و الان «فائزه قربانپور» در دوازدهسالگی، علاوه بر اینکه حافظ کل قرآن است توانسته برای پنجسال مقام اول مسابقات حفظ قرآن مدارس ناحیه2 مشهد را کسب کند.
سیدسجاد فیروزی، نوجوان محله زرکش میگوید: عمو همزمان با حمله داعش راهی سوریه شد و در چندین عملیات شرکت داشت. هر وقت به مشهد میآمد و یا نامه مینوشت از من میپرسید که چند جزء قرآن را حفظ کردهام. به عمویم قول داده بودم کل قرآن را حفظ کنم. سید سجاد فیروزی بعد از شهادت عمویش حفظ 20جزء باقیمانده قرآن را تکمیل و با حفظ کل قرآن به قولی که به عمویش داده بود عمل میکند.
دو و نیم ساله که بود داشت بازی میکرد که مادرش متوجه شد هنگام بازی آیات قرآن را زمزمه میکند. بیشتر که دقت کرد فهمید فرزندش همان 15سورهای را که برایش میخوانده حفظ شده است. از همین موقع پی به استعداد قرآنی علی کوچولوی نابینا برد. اکنون علی بیاتی در هفتسالگی، یکو نیم جزء قرآن و تعدادی از داستانهای شاهنامه، مولانا و کلیله و دمنه را حفظ است.
ریحانه نوری همه موفقیتهایی را که در همین مدت کوتاه از زندگیاش کسب کرده است، مدیون قرآن کریم میداند و تعریف میکند: از روزی که به خاطر دارم، مادرم ویدئوهای قرائت قرآن قاریان برتر جهان اسلام را میگذاشت تا تماشا کنم و اینطور بود که با قرآن مأنوس شدم. او این روزها خود را برای شرکت در رقابتهای استانی تفسیر قرآن آماده میکند.
یکی از بزرگترین آرزوهایم خادمی امام رضا(ع) بود، اما تحصیل و درس مانع رسیدنم به این آرزو بود، از طرف دیگر ساکن مشهد نبودم و نمیتوانستم افتخار خادمی حرم را داشته باشم. سالهای تحصیل در دانشگاه با سرعت گذشت، روزهای پایانی تحصیل و فارغالتحصیلی از دانشگاه برایم سخت و ناراحتکننده بود، چون بعد از پایان تحصیل ناچار باید به شهر زادگاهم برمیگشتم و این یعنی فراق و دوری از امام رضا(ع). دلکندن و دورشدن از همجواری ایشان برایم سخت و حتی دردآور بود. دوباره به حرم رفتم و به امام رضا(ع) متوسل شدم و به زبان تضرع و التماس به او گفتم:«حالا که مجاورت شدهام، من را از خود مران، بگذار که در همسایگی تو بمانم، ای امام مهربان که ضامن آهو شدی، ضمانت من را هم بکن.» خوشبختانه اینبار نیز امام رضا(ع) کمکم کرد و در سال 1375 به استخدام شهرداری مشهد درآمدم و اندکی بعد ساکن شهر مشهد شدم.
بیشتر قلههای ایران را فتح کرده و بیش از 40بار به دماوند صعود کرده است. سالهای 89 و 95 و 96 به قرقیزستان و تاجیکستان سفر کرده و سه قله از قلههای 7هزار متری این کشورها را نیز فتح کرده است که این صعودها از لحاظ درجهبندی مدالی فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی کشور، حکم مدال برنز آسیا را دارند.
از ششسالگی با شرکت در جلسات حفظ و تفسیر قرآن با معجزه وحی آشنا میشود. در دهسالگی تصمیم میگیرد در کنار تحصیل و فراگیری قرآن، ورزش هم بکند؛ تصمیمی که موفقیتهای زیادی برایش بههمراه آوردهاست. او از همه مسابقاتی که در آن شرکت کرده، با دست پر بیرون آمده. سحر توانستهاست در 2سال 7مقام به دست بیاورد و حالا به پوشیدن لباس تیمملی کشورمان فکر میکند. سحرسادات سیدی در چهاردهسالگی موفقیتهای زیادی دارد که میتواند به آنها تکیه کند. در ششسالگی جزء30 قرآن را حفظ کرد و پس از آن 4جزء دیگر قرآن را به حافظهاش سپرد و در ادامه از یادگیری قرائت و تفسیر قرآن غافل نماند.
زینب و فاطمهزهرا دهقان 2خواهر ده و چهاردهساله محله فارغالتحصیلان هستند که در عرصه حفظ کلامالله مجید پا گذاشتهاند. آنها در خانوادهای مذهبی متولد شدهاند، اما هیچوقت پدر و مادرشان آنها را به حفظ قرآن مجبور نکردهاند. علت علاقهمندشدن این خواهران به حفظ آیات الهی، برمیگردد به زمانی که زینب ششساله بوده است.