زیارت - صفحه 2

بارگاه امام‌رضا(ع) به عنوان یکی از برجسته‌ترین فضا‌های هنری و مذهبی ایران، مجموعه‌ای از بیش از صد نوع هنر اصیل ایرانی اسلامی را در خود جای داده است. هنر در این مکان، از سطح تزیین و بنا فراتر رفته است.
حاج‌مهدی بهنامیان ۳۶ سال هرروز با لباس اتوکشیده، مرتب و تمیز به خدمت آقا رسیده، تا زمانی که بازنشسته شده است. می‌گوید: «در جوار امام‌رضا (ع) باید پاکیزه و مرتب برویم.»
بانوی شهید، بتول جلیلی‌هواخواه، یکی از شهدای حج خونین سال۱۳۶۶ است؛ مادری که خواب ناتمام‌ماندن زیارت را دید و چند هفته بعد، در راهپیمایی برائت از مشرکین به شهادت رسید. نام او امروز بر تابلو خیابان «قاضی طباطبایی یک» حک شده است.
هجوم تیمورلنگ به ایران مصیبت‌بارتر از هجوم چنگیز بود. هنگامی که تیمور تصمیم به آغاز هجوم گرفت، ایران به‌تازگی زیر بار ضربات سهمگین اجتماعی و سیاسی دوره چنگیزی کمر راست کرده بود اما هجوم تیمور، همان مختصر بازسازی‌ها را هم از بین برد.
این گروه کارشان این است که بگردند توی محله و مشکلات را حل کنند؛ انگار اولویت زندگی‌شان همین شده است که گره‌های زندگی دیگران را با همان کم‌وزیادی که خودشان دارند، باز کنند؛ از تهیه جهیزیه تا جمع‌وجور کردن دورریختنی‌ها.
عباس اسماعیلی‌گلابگیر، مردی که زندگی‌اش از حجره قنادی و مغازه آهن‌فروشی گرفته تا کفشداری حرم و برپایی موکب‌های صلواتی، همیشه رنگ خدمت و عشق به اهل‌بیت (ع) داشته. درِ خانه او برای روضه‌های دهه فاطمیه سیاه‌پوش شده است.
چندسالی است نام «شهیده زنگویی» بر تابلو شهید‌کامیاب ۶۰ نقش بسته است. او در حج تمتع سال۱۳۶۶، زمانی‌که با مشت‌های گره‌کرده در راهپیمایی برائت از مشرکین حضور داشت، به دست رژیم سعودی به شهادت که آرزویش بود، رسید.
کنار زائرانی که وضو می‌گیرد، کودکانی هم هستند که فرصت را برای آب‌بازی غنیمت می‌شمارند؛ ترکیبی دل‌نشین از آرامش عبادت و نشاط کودکی. بچه‌ها در‌حالی‌که قطرات آب بر صورتشان می‌پاشد، با خنده‌ای معصومانه شادی می‌کنند.
در ورودی‌های مختلف حرم امام‌رضا (ع)، معمولا زائران پیش از آنکه پا به صحن‌ها بگذارند، زمزمه‌ای از سلام و اذن ورود با خود دارند. در آستانه هر ورودی، تابلوی «اذن ورود» یادآوری دل‌نشینی است که پیش روی زائران قرار گرفته است.
۲‌مهر‌۱۳۹۴، هم‌زمان با عید قربان در مراسم رمی‌جمرات در منطقه منای شهر مکه اتفاق تلخی رخ داد که منجر به جان باختن دست‌کم ۲ هزار‌و‌۲۳۶ زائر خانه خدا شد.یکی از آنها «محسن حاجی‌حسنی‌کارگر»، قاری مطرح مشهدی بود.
معصومه اعظم‌زاده که یکی از خیابان‌های محله رازی به نام اوست، دهه ۶۰ و در سرزمین وحی، شهید شده است.
مرحوم غفوری‌فرد تعریف می‌کرد: یک‌بار دعوتمان کردند به نخست‌وزیری برای شام. گفتیم امشب می‌رویم و شام نخست‌وزیری می‌خوریم؛ وقتی موقع توزیع غذا شد، دیدیم یک عدد کتلت و تکه‌ای نان سنگک دادند؛ همین!
پدربزرگ احمدآقا شنیده بود اتوبوسی به‌شکل کاروان شخصی، زائران را تا کربلا می‌برد. خانواده هم وسایل مختصری برداشت و همراه این کاروان راهی شد. مسیری که اتفاقات عجیبی همراه شد.
مرداد سال‌۸۸، دو اتوبوس قدیمی پر از زائران مشتاق محله می‌شود. رضا و همسرش هم با همه سختی‌هایی که در مسیر رسیدن به کربلا تحمل کردند، راهی شدند و حتی خرابی اتوبوس هم آنها را از شوق زیارت ناامید نکرد.
فاطمه غفاریان وصیت کرده بود خانه‌اش هم محل برگزاری روضه باشد، هم پناهی برای زائران. حالا چهارسال است به همت عروس و پسرش محمدتقی ضیایی، زائران در این خانه اسکان داده می‌شوند.
حسین وثوقی می‌گوید: از میان خاطراتم، آن دفعه که به‌خاطر خادمی حرم، اسمم در فهرست خادمان اعزامی به این سفر به‌عنوان حاملان پرچم حرم رضوی به کربلا درآمد، از همه سفر‌ها برایم متفاوت‌تر بود.
فرهنگ‌سرای خانواده چهارشنبه هرهفته، برنامه رفت و برگشت به حرم مطهر رضوی را برای اهالی قاسم‌آباد اجرا می‌کند.
سید‌مرتضی اخلاقی می‌گوید: اینجا خانواده‌هایی هستند که به‌خاطر بیماری فرزندشان نمی‌توانند به هیئت بروند. این خیمه برایشان مثل یک حسینیه کوچک است؛ جایی که اشک می‌ریزند، دلشان را سبک می‌کنند.
محبوبه حسین‌زاده می‌گوید: هشت‌ماهه بودم که پزشکان جوابم کردند. پدرم نذر کرد اگر عمرم به دنیا باشد، هر‌سال دهه آخر صفر برای زائران هر‌کاری که از دستش برمی‌آید، انجام بدهد.
احمد زارع‌زاده می‌خواست بانی خیر شود و مسافر جامانده را به اتوبوسی برساند که از محله عازم کربلا بود، اما دست بر قضا زیارت امام‌حسین(ع) نصیب خودش و همراهانش هم شد.