زیارت - صفحه 2

چندسالی است نام «شهیده زنگویی» بر تابلو شهید‌کامیاب ۶۰ نقش بسته است. او در حج تمتع سال۱۳۶۶، زمانی‌که با مشت‌های گره‌کرده در راهپیمایی برائت از مشرکین حضور داشت، به دست رژیم سعودی به شهادت که آرزویش بود، رسید.
کنار زائرانی که وضو می‌گیرد، کودکانی هم هستند که فرصت را برای آب‌بازی غنیمت می‌شمارند؛ ترکیبی دل‌نشین از آرامش عبادت و نشاط کودکی. بچه‌ها در‌حالی‌که قطرات آب بر صورتشان می‌پاشد، با خنده‌ای معصومانه شادی می‌کنند.
در ورودی‌های مختلف حرم امام‌رضا (ع)، معمولا زائران پیش از آنکه پا به صحن‌ها بگذارند، زمزمه‌ای از سلام و اذن ورود با خود دارند. در آستانه هر ورودی، تابلوی «اذن ورود» یادآوری دل‌نشینی است که پیش روی زائران قرار گرفته است.
۲‌مهر‌۱۳۹۴، هم‌زمان با عید قربان در مراسم رمی‌جمرات در منطقه منای شهر مکه اتفاق تلخی رخ داد که منجر به جان باختن دست‌کم ۲ هزار‌و‌۲۳۶ زائر خانه خدا شد.یکی از آنها «محسن حاجی‌حسنی‌کارگر»، قاری مطرح مشهدی بود.
معصومه اعظم‌زاده که یکی از خیابان‌های محله رازی به نام اوست، دهه ۶۰ و در سرزمین وحی، شهید شده است.
مرحوم غفوری‌فرد تعریف می‌کرد: یک‌بار دعوتمان کردند به نخست‌وزیری برای شام. گفتیم امشب می‌رویم و شام نخست‌وزیری می‌خوریم؛ وقتی موقع توزیع غذا شد، دیدیم یک عدد کتلت و تکه‌ای نان سنگک دادند؛ همین!
پدربزرگ احمدآقا شنیده بود اتوبوسی به‌شکل کاروان شخصی، زائران را تا کربلا می‌برد. خانواده هم وسایل مختصری برداشت و همراه این کاروان راهی شد. مسیری که اتفاقات عجیبی همراه شد.
مرداد سال‌۸۸، دو اتوبوس قدیمی پر از زائران مشتاق محله می‌شود. رضا و همسرش هم با همه سختی‌هایی که در مسیر رسیدن به کربلا تحمل کردند، راهی شدند و حتی خرابی اتوبوس هم آنها را از شوق زیارت ناامید نکرد.
فاطمه غفاریان وصیت کرده بود خانه‌اش هم محل برگزاری روضه باشد، هم پناهی برای زائران. حالا چهارسال است به همت عروس و پسرش محمدتقی ضیایی، زائران در این خانه اسکان داده می‌شوند.
حسین وثوقی می‌گوید: از میان خاطراتم، آن دفعه که به‌خاطر خادمی حرم، اسمم در فهرست خادمان اعزامی به این سفر به‌عنوان حاملان پرچم حرم رضوی به کربلا درآمد، از همه سفر‌ها برایم متفاوت‌تر بود.
فرهنگ‌سرای خانواده چهارشنبه هرهفته، برنامه رفت و برگشت به حرم مطهر رضوی را برای اهالی قاسم‌آباد اجرا می‌کند.
سید‌مرتضی اخلاقی می‌گوید: اینجا خانواده‌هایی هستند که به‌خاطر بیماری فرزندشان نمی‌توانند به هیئت بروند. این خیمه برایشان مثل یک حسینیه کوچک است؛ جایی که اشک می‌ریزند، دلشان را سبک می‌کنند.
محبوبه حسین‌زاده می‌گوید: هشت‌ماهه بودم که پزشکان جوابم کردند. پدرم نذر کرد اگر عمرم به دنیا باشد، هر‌سال دهه آخر صفر برای زائران هر‌کاری که از دستش برمی‌آید، انجام بدهد.
احمد زارع‌زاده می‌خواست بانی خیر شود و مسافر جامانده را به اتوبوسی برساند که از محله عازم کربلا بود، اما دست بر قضا زیارت امام‌حسین(ع) نصیب خودش و همراهانش هم شد.
سهم پاکبانان در زیارت اربعین، چیزی فراتر از کار روزمره است: جارو‌زدن در اوج گرما، جمع‌آوری زباله در ازدحام جمعیت، و حفظ بهداشت مسیری که زائران از آن عبور می‌کنند. آنها معتقدند طلبیده شده‌اند!
بتول بهرامی از سال‌۱۳۸۱ که روزگار، همسرش را از او گرفت، قرار شبانه‌اش با حرم ترک نشده است. او نیمه‌شب راهی زیارت می‌شود و تا بعد‌از طلوع خورشید آنجا می‌ماند.
صباغ می‌‌گوید: بچه‌های نوجوان دلشان می‌خواست از آقا علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) تبرکی داشته باشند. لحظه خروج از حرم‌رضوی اتفاقی بسته‌های تبرک برایشان جور شد و بعد هم به صرف شام هیئت دعوت شدند.
محمد نباتیان نجار قدیمی محله طلاب است. او سال‌ها بعد، درست پس از جانبازی حرفه نجاری را کنار می‌گذارد و خادم افتخاری حرم امام رضا (ع) می‌شود. او درحال حاضر بانی تور‌های زیارتی برای هم محله‌ای هایش است.
تاکنون ۹ طومار زیارتی در کتابخانه‌ها، موزه‌ها و مجموعه‌های خصوصی به‌دست آمده و در این میان طومار آستان‌قدس‌ به‌عنوان سومین طومار زیارتی خطی جهان یک سفرنامه تصویری از مکه تا مشهد است.
محمدطا‌ها رمضانی توانسته است در یک سفر زیارتی به کربلا مسیر خود را پیدا کند و به‌عنوان یکی از مداحان خوب محله شناخته می‌شود. او در مسابقات «قرآن و عترت» منطقه تبادکان و استان، مقام اول و دوم را کسب کرده است.