دهم ذیالحجه روز ناپدیدشدن ارسلان علینژاد در شهر مکه است. تلاشهای همسرش برای پیداکردن او بینتیجه ماند و معصومهخانم تنها به ایران بازگشت.
در روزگاری که خبری از تلفن همراه و دوربین عکاسی نبود، صدای مرد داخل پیادهرو که میگفت «عکس حرم، عکس حرم»، توجه همه را به خودش جلب میکرد.
زهرا امینی ۲۵ سال است که زیارت هر روزهاش ترک نشده و پاتوق همیشگیاش، مقابل کفشداری شمارۀ ۱۷ است. عملی که از هر زاویهای بخواهی نگاهش کنی، باز نیرویی جز عشق نمیتواند آن را توجیه کند.
سکینه شهیری خادم حرم مطهر رضوی میگوید: بسیاری از مردم شهرهای دیگر درخواست دارند تا اگر میشود، چند ساعتی در یک روز خادم آقا باشند. برایشان هم فرقی نمیکند که کجای حرم به زائران امامرضا (ع) خدمت کنند.
ما روی حرف مادر حرف نمیزنیم. همه موافقت کردیم و به خانه آشنای پدرم رفتیم. در منزل آنها مادرم از وقار و متانت دختر خانواده خوشش آمد و با موافقت من در همان دیدار از دخترشان خواستگاری کردیم.
سالهاست که همه آقای آسمانی را در میانه آسمان و روی بالابرهای بلند حرم رضوی میبینند. حضورش در این صحن و سرا اولینبار افتخاری رقم خورد.
در خیابان شاهنامه31، همانجا که تابلو حاجیآباد هم دیده میشود، از کنار درختهای توت چندصدساله که میگذریم، وارد محدودهای میشویم که چند سالی میشود از حوزه روستا به حوزه شهری وارد شده است، اما هنوز میتوان حالوهوای روستا را در آن دید. این درختها در ابتدای مسیر به هر عابر و سوارهای از قدمت این روستا میگویند و نشان میدهند که در گذر تاریخ چه مکان آبادی در اینجا بوده است.
متاورس ایدهای بود که یکماهه جمع شد ولی بسیار خوب از کار درآمد و «سفر در زمان» نام گرفت. در این ایده فرد میتواند بهطور مجازی دوره تاریخی خاصی را در مکانی تاریخی تجربه کند و در آن دوران تاریخی با شخصیتها، مردمان و حتی حاکمان آنجا صحبت کند. اما اجرای این پروژه خیلی سخت است، برای اینکه خود متاورس یک علم تازه در دنیاست و تعداد محدودی کنفرانس و پژوهش درباره آن شده است.
خاندان دارالضیافهایها که نسلشان به امام جواد(ع) میرسد، از زمان ساخت دارالضیافه تا چند سال پیش در آن خدمت میکردهاند و رابطه عاطفی عمیقی با نام خانوادگیشان دارند.
چند سالیست که پویش چهارشنبههای امام رضایی یا همان طرح «معینالضعفا» حال وهوای عجیبی به شیفتگان امام رضا(ع) داده است. پویشی که همه تلاش میکنند در لابهلای مشکلات روزانه خدمتی به دلدادگان امام رضا(ع) بهویژه سالمندان کنند.مدیریت حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس ارتش در خراسان رضوی نیز تصمیم گرفت به برکت نامگذاری روز زیارتی امام رضا(ع) در روزهای چهارشنبه علاوهبر سرکشی از خانواده شهدا و تکریم والدین شهیدان، خانواده شهدا را به زیارت امام رضا(ع) ببرند و ساعاتی به یادماندنی را برایشان رقم بزنند.
همه چیز از همین مسیر شروع شد. روزی که الهی از بجنورد عزم پیادهروی به مقصد حرم مطهر حضرت رضا(ع) را کرد و بعد از طی مسیری با خواهر و مادر اصغر آشنا شد، آشناییای که منجر به ازدواج او با اصغر نیکویی شد و آغازی بود برای پیادهرویهای مشترک این زوج به مقصد مشهد که در طول این 12سال در زمان شهادت حضرت رضا(ع) تکرار شده است.
اینجا همه چیز نشان از تلاشی شبانهروزی دارد تا استقبال از زائران امامرضا(ع) به بهترین شکل انجام شود و خاطرهای خوب در ذهن مسافرانی که به مقصد مشهد ترک دیار کردهاند ماندگار شود. در میان خادمان این فضای معنوی پسربچهها و دختران کوچک هم در کنار بزرگترها مشغول کار هستند. از شستن ظرفها گرفته تا بستن پایههای علم به داربست.
سی سالی میشود که این خیمه بهیاد امامحسین(ع) و امامرضا(ع) برپا میشود و دویست نفر هم با عشق و علاقهای که به اهلبیت(ع) دارند، رخت خادمی به تن کردهاند و میزبان زائران آقا میشوند. میزبانیشان هم در حد اعلاست؛ چون نام سیدوسالار شهیدان و امام غریبان درمیان است. به همین دلیل است که نمیتوان از چای و نباتش تعریف نکرد، از قهوه عربیاش نگفت و از وعده شام و ناهاری که شکم هزاران نفر را سیر میکند، حرف به میان نیاورد.
در محله ایثارگران زوج عاشقی هستند که چشم انتظار مهمان هستند. محمدرضا قمری مقدم و ملیحه ماکوکار درب خانهشان را در دهه اول و آخر صفر به روی عزاداران باز میکنند. آن دو که دخترخاله و پسرخاله هستند، رسم دیرینه مادربزرگ را زنده نگه داشتهاند و روضه دهه اول صفر را که قدمتی پنجاهساله دارد برگزار میکنند. هر دلشکستهای میتواند به این روضه بیاید. سخنرانی، خواندن زیارت عاشورا و مداحی از برنامههای دهه اول صفر است.هشتسالی میشود که روضه خانوادگی حاج محمدرضا و ملیحه خانم گره خورده است به میزبانی از زائران پیاده امام رضا (ع).
حسینآقا یک باربر ساده است که درآمد چندانی ندارد، اما به پشتوانه ارادت و عشقی که به امام مهربانیها دارد، دلش به دریای بیکران محبت به زائران تبدیل شده است.
تعریف میکند: بارها با مسافرانی روبهرو شدهام که در طول سفر پولشان سرقت یا گم شده است. خودم هزینه فیش حمل بارشان را دادم. بعضیها قبول نمیکردند. میگفتم: بگیرید. آقا خودش با من حساب میکند. این را هم بگویم که زائرها خوشحساب هستند و بلافاصله بعد از برگشت به شهرشان پول را واریز کردند. خیلی از زائران شماره من را گرفتهاند و گاهی تماس میگیرند و میخواهند سلامشان را به امام برسانم و من را به شهر خود دعوت میکنند.
پویش عروسکهای «رضا» و «رضوان» نخستین بار امسال از میلاد امام هشتم(ع) به کوشش بانوان در اداره انتظامات حرم مطهر شروع شد. «رضا» و «رضوان» دو عروسکی هستند که قرار است فرهنگ رضوی، رضایت و عفاف را با خودشان به خانه کودکان ببرند. سه هفته است که حدود دوازده نفر از خادمیاران رضوی در حال ساخت عروسکهای اربعین هستند.
کلثوم فاروقی از سال۹۸ میگوید. اولین باری که تصمیم به راهاندازی کاروان خانمهای محله گرفتند؛ نه راه را بلد بودیم نه جایی را میشناختیم اما دلمان میخواست یک قدم کوچک برداریم برای برآورده شدن آرزوی زیارت اولیهای محله. خانمهای مسنی که زیرپوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) بودند و بیشترشان یک بار هم به کربلا نرفته بودند. بعضیها عصا به دست بودند و بعضیها به سختی مسیری کوتاه را طی میکردند. با همه این ها ۴۸ نفر را صحیح و سالم بردیم و برگرداندیم. هنوز که هنوز است ما را که میبینند به جانمان دعا میکنند.
داستان هیئت توانیابان متوسل به حضرت رقیه(س) که ادعا دارند بزرگترین هیئت مذهبی این گروه در ایران هستند گاهی روایت شده است اما شاید کمتر کسی بداند این گروه وسیع و گسترده بهواقع از یک جمع دوستانه چهارنفری در محله گاز پا گرفته است.
پاییز است و سه جوان که معلولیت دارند، میهمان یکی از دوستان خود به نام سید محسن نیرومند میشوند. سید قرائت دعای توسل را به میهمانانش پیشنهاد میدهد. سپس خودش پیشقدم میشود و آن را قرائت میکند. دعا خوانده میشود. همه سکوت میکنند. معلوم است به دل جمع نشسته است. همه در حال خودند که سید محسن این سکوت را با پیشنهاد دلنشین دیگری میشکند: «به دلم افتاده است این جمع کوچک آینده خوبی دارد.»
برای رسیدن به این زیارتگاه باید وارد جاده فریمان شوید. در محوطه بیرونی آن تعدادی غرفه تجاری فعالیت میکنند که برای رسیدن به داخل آرامگاه باید از آنها گذشت. اجناس بیشتر این غرفهها محصولات صنایع دستی است و مشتریان آنها اغلب زائران خارجی هستند.
به علت قرار گرفتن آرامگاه در دل کوه باید از یک مسیر شیبدار گذر کرد که همین امر سختیهایی را برای زائران سالمند فراهم میآورد. این زیارتگاه به دلیل بودن در دل کوه بسیار زیباست به همین دلیل در ابتدا بیشتر مراجعان به گرفتن عکسهای متعدد از گوشه و کنار آن اقدام میکنند.
بعد از گذر از پل کشف در بولوار پنجتن، راه را که ادامه دهی و 4روستای شترک، شیرحصار، امرغان و گوشهکنار را در جاده هلالی پشت سر بگذاری، به روستای برزشآباد میرسی؛ روستایی در 14 کیلومتری مشهد. روستایی که بنا به نقلها و روایات، روزگاری یکی از نوادگان امام چهارم(ع) در آنجا زندگی میکرده و امروز آستانه امامزاده سیدعبدالله اسحاق(ع)، محلی برای زیارت اهل دل است. در روستا از هر که سراغ صحن و سرای این امامزاده را بگیری، مسیر تنها قبرستان ده را نشان میدهد.