روستای «کلاته پایه» که درمیان اهالی به روستای «پایه» مشهور است، روستایی سرسبز و طبقاتی در یکی از درههای بینالود است. هوای این روستا در روزهای تابستانی گرم مشهد، خنک و در شبها بسیار سرد است.
در روزهای زیارتی و شلوغ گاهی چادر تمام میشود و زائران باید کمی منتظر بمانند تا چادرهای شستهشده و تمیز برسد.از این رو از مجاوران حضرت رضا(ع) درخواست میکنیم در ایام شلوغ سال، چادر همراه خود بیاورند.
«حاجاحمد اسکویینیا» موسس هتل آپارتمان و موسسه خیریه «موسسه راهیان نور آسمان هشتم» است. او پذیرای زائرانی است که دستشان خالی است و تابهحال حرم را ندیدهاند.
از حدود یکماهونیم پیش شروع کردهایم به جمعکردن کمکها. همهجورهاش را داریم؛ از ۱۰ هزار تومان تا ۵ میلیونتومان. هرکس به قدر وسعش همراهی میکند. یک خانواده داریم که پذیرایی چای را به عهده گرفتهاند.
کیف و کولههایشان را بسته بودند تا زودتر برسند به اتوبوس. بچههایی که همه زیارتاولیهایی هستند که از روستای سرچاهان شهر حاجیآباد استان هرمزگان راهی مشهد و مهمان ساکنان محله سرافرازان شدهاند.
۵۷ نفر وقفشان را به محرم و صفر گره زدهاند تا همزمان با این ایام سوگواری، بهنیت واقف روضهای خوانده شود. در این بین ۵ نفرشان کرمانی هستند.
مادر زینب تعریف میکند: یک روز یک سهچرخه عراقی با دخترم برخورد کرد و ناخن پای دخترم کنده شد و راننده فرار کرد. وقتی بیمارستان رفتیم راننده را پیدا کردند.
حامد طاهریفر میگوید: در یکی از شبهایی که برای عزاداری به هیئت رفته بودم، یکی از دوستانم گفت «اگر کربلا میخواهی، در مجالس امامحسین (ع) دم در مجلس بایست و کفش عزاداران را تحویل بگیر.»
حسینیه بیتالجواد(ع) محلی برای اسکان زائران نوجوان و جوان است. مهدی اسلامزاده میگوید: سال۹۳ تعدادی از خیران به بانی پیشنهاد کردند با خرید زمینی در محدوده حرمرضوی، مکانی برای اسکان زائران بسازد.
حسینعلی آهنگری، امامجماعت مسجد میگوید: دو خواهر افغانستانی در این محله بودند که از بین آنها حاجخاور بچهدار نمیشد. او قبل از فوتش این خانه و مغازه جلو آن را که تنها داراییهایش بود، وقف مسجد میکند.
محمدعلی مسئلهگو ساکن محله سرشور متولد سال۱۳۰۱، مدت ۶۰ سال امام جماعت مسجد سهله بوده، پدرش هم از عالمان زمان قدیم بود و همین سبب شده بود تا نام فامیل آنها «مسئلهگو» باشد.
علیرضا اکرامی از شروع خدمتش تا یک سال بعد را در بخش آرایشگری حرم میگذراند و همزمان برای کمک به افراد ناتوان و دارای مشکل جسمی محله که مشتاق زیارت هستند، پیشقدم میشود.
قاری رحمتالله واضح اهل سنت است؛ بااینهمه عاشق امامان شیعه است، آنچنانکه پس از زیارت مشهد به عتباتعالیات میرود و چند صباحی را هم در جوار کربلا، نجف و سامرا گذرانِ عمر میکند.
بعد از طواف اول، درست در پشت مقام ابراهیم از شدت گرما و ازدحام جمعیت روی زمین افتادم. خیلی سریع برادران بنگلادشی و مصری دور من حلقه زدند. آب روی سر و صورتم ریختند.
ساعت۱۴:۲۶ بعدازظهر، صدای مهیب انفجار به گوش میرسد، اما حیرت از چنین جنایتی آن هم در زمین مقدس مشهد و در روز عاشورا سبب میشود تا همه دیر و سخت باور کنند که در حرم بمبی منفجر شده است.
ناهید پورعباس میگوید: با امکانات موجود، هر توانیاب حداکثر ماهی یک بار نوبتش میشود. برخی از زائرانمان ماهها و حتی برخی دو سال است که رنگ حرم را ندیدهاند و بهشدت دلتنگ هستند.
دخترم دو ساله بود که به دلم افتاد برای اجابت خواستهای ۴۰روز به زیارت حرم بروم و در همان روزها با دختری آشنا شدم که او نیز مرا با دورههای قرآنی که در حرم برگزار میشد آشنا کرد.
بنعیسی ۳۵ سال دارد و زینب ۲۶ سال و هر دو اهل شهر بندری «دوالا» از کشور کامرون هستند. بنعیسی با گرفتن بورسیه برای تحصیل در رشته علوماسلامی به ایران آمده است.
علی دلیری درباره سختی کار میگوید: یکی از تفاوتهای مشاغل داخل حرم این است که برخلاف دیگر شغلها ما در تعطیلات و مناسبتها حجم کارمان چندبرابر بیشتر میشود.
سالها پیش، وقتی جوان بودم یکی از سحرهای ماه رمضان که دلم گرفته بود، رفتم زیارت امامرضا (ع) و سحر روز بعدش هم رفتم و روز بعدی و این قرار بعد از سی سال همچنان ادامه دارد.