مهمترین ویژگی خانه تاریخی علیزاده تزیینات آجر و کاشی بسیار زیبای آن است که هم در نمای ساختمان و هم در فضاهای داخلی یعنی دیوارهای حیاط وجود دارد.
اولین مراسمی که بهطور رسمی و دستوری ممنوع میشود، رسم تعزیه و شبیهخوانی، قمهزنی و زنجیرزنی [ازجمله زنجیرهای تیغدار]است.
ساخت موزه و کتابخانۀ قدیم آستان قدس با طراحی «آندره گدار» فرانسوی از سال ۱۳۱۶ آغاز شد و در آذرماه ۱۳۲۴ به بهرهبرداری رسید.
سرای امیرفخریان با خاک یکسان شد؛ به این عبارت که ابتدا برای خروجش از لیست آثار ملی، رای دیوان عدالت گرفته وبلافاصله تخریب شد تا جای خود را به یک پروژه اقامتی جدید بدهد.
صدا از داخل مسجد گوهرشاد و حرم میآمد، آن قدر بلند که میگفتی اتفاق در خانه خودمان دارد رخ میدهد. جرئت نداشتیم بیرون برویم.
خانه امینی در حال حاضر محل تجمع معتادان شده و با ریزش جبهه شمالی ساختمان، خانههای اطراف نیز دچار صدمه و آسیب شدهاند.
کوچه شوکت الدوله در بازه زمانی بین دو جنگ جهانی اول و دوم، وضعیت بسیار خاصی پیدا میکند.
درباره آخوند خراسانی ۶ که نام قدیمش را وامدار یکی از چهرههای معروف سیاسی دوره قاجار و پهلوی است.
آصفالدوله، والی وقت خراسان، نیز در گزارش ۲۹محرم ۱۳۰۳قمری به وجود چند معدن زغالسنگ در هر گوشه کوهها اشاره میکند، ولی بهخاطر مخارج و اطمینان نداشتن، کسی اقدام نمیکند.
درحالیکه بیشتر مردم، کوچه را با نام حوضمونس میشناسند، بر تابلوی نصبشده ازسوی شهرداری، دو عبارت «آخوندخراسانی ۵» و «شهید محمد رواقی» ثبت شده است.
لولهکشی گاز که از زمستان ۱۳۴۹ از خانگیران آغاز شد، باید از زمینهای مردم بگذرد برای همین از پاییز ۱۳۵۰ تا پایان بهار سال بعد خرید زمینها نیز برای عبور خط لوله گاز صورت میگیرد.
فتحعلی شاه قاجار دستور میدهد سربازانش، خاک چهارباغ که محل استقرار بناهای حکومتی خاندان افشاری در مشهد بوده است را به توبره کشند.
شواهد امر نشان میدهد عزاداری که حاج عباس قدیری قصابان و حسن اردکانی برگزار کردند نخستین عزاداری رسمی مشهدیها در دوران ممنوعیت رضاخانی است.
مصطفی برومند، پیرمرد هشتادو چندساله محله حاجیآباد، پدر یکی از سربازان کشتهشده در جنگ ظفار است که حتی موفق به دیدن جنازه فرزندش نشد.
یکبار به عنوان نیروی گارد شاهنشاهی انتخاب شدم تا برای گذراندن دورهها بروم، ولی نماینده هنگامی که متوجه بینایی کم چشم چپم شد، من را کنار گذاشت.48روز به همین شکل میگذرد و دوستانش هر کدام برای گذراندن دوره آموزشی او را ترک میکنند. حالا تعداد کمتری از داوطلبان باقیمانده بودند. روزی فرمانده پادگان به محوطه خوابگاهی آنها میآید و میگوید که نیروهای سرباز امسال تکمیل شدهاند و باید به شهرهایشان بازگردند.
درباره واقعه 22آذر میگوید: سال57 رئیس بخش زنان و زایمان بودم. در آن روز یک صندلی برداشتم و جلو در اتاق رئیس بیمارستان دکتر «خسرو آروند» گذاشتم تا تحصن کنم. او هم فردی انقلابی بود و از جریانهایی که در شهر میگذشت، اطلاع داشت. هنگامی که متوجه شد جلو در اتاقش نشستهام، علت را جویا شد. به او گفتم متحصن هستم. او با تعجب پرسید: یعنی چی متحصن هستی؟؛ گفتم با توجه به اتفاقهای اخیری که در شهر و بیمارستان افتاده است ناراحتم و میخواهم که با این حرکت از مردم و انقلاب حمایت و خشم و ناراحتیام را از رفتارهای چماقداران حکومتی نشان بدهم.
محمدتقی بهار مقالاتی در روزنامه «توس» می نوشت با امضای «م. بهار» که آن ها هم تأثیری زیاد بر افکار عمومی مردم خراسان داشت. «م. بهار» برای مردم مجهول بود تا روزی که ملک الشعرا دوباره رخ نمود و شد «محمدتقی ملک الشعرا بهار». آوازه آزادی خواهی و شعرهایش تا تهران و رشت و تبریز هم رسیده بود.
حرم مطهر رضوی به عنوان آخرین پناهگاه مردم این دیار همیشه کانون وقایع و رویدادهای مهم و سپر بلای آنها بوده است. این را میتوان در گلولهباران و حملههای مکرر به آن در بزنگاههای مهم تاریخی دید. در جنگ جهانی اول و پیش از آن، در قیام مسجد گوهرشاد، در سال 1314 و روزهای مبارزاتی مردم به سال1357 که تلخترین آنها 29آبان همان سال رخ داد و نهتنها مشهد که همه ایران را تا چند روز بعد در عزای عمومی فرو برد.
شروع به کار خیریهها در مشهد، گویی با تاریخ پزشکی این شهر و حمایتهای درمانی ارتباط تنگاتنگی دارد. تاریخ پزشکی مشهد هم با فعالیتهای آستان قدسرضوی از دوره صفوی گره خورده است، آن هم با موقوفاتی که هدفش دستگیری از زائر، مسکین، بیمار و درراهمانده بوده است. شهری که همیشه و در همه دورانها آخرین پناه مردم دردمند است؛ بهویژه به وقت آمدن بلایی که در برابرش از خود دفاعی نداشتهاند.
این شهر افقی که همه راه ها و کوچه پس کوچه های تنگ و باریکش به سمت حرم مطهرختم می شده و مقصد همه گذرهایش، کوی رضا(ع) بوده، معماری بسیار زیبایی داشته که ساباط ها یکی از نمونه های آن است. از ساباط های مشهد که نام و نشانشان در متون و اسناد تاریخی اندک است، حالا دو ساباط باقی مانده که نخستین آن ها در کوچه آیت الله سیستانی قرار دارد که مثل پیری دیرسال، خاطرات جوانی اش را دوره می کند؛ دقیق تر که بخواهید، در خیابان اندرزگوی۱۷، از کوچه پنجه به سمت کوچه آیت الله قمی را که قدم بگیرید، بعد از گذر از خانه تاریخی کوزه کنانی در امتداد حسینیه قماش فروشان، کوچه ای قرار دارد که مردم مشهد آن را با نام سیدجواد سیستانی می شناسند؛ زیرا منزلش در این محدوده است و تا هنوز یکی از قدیمی ترین روضه های مشهد در آن برگزار می شود.