قحطی مشکل اصلی جنگ جهانی اول در ایران و مشهد بود که بهسبب حضور انگلیسیها و نیروهایشان، وخیمتر شد. کنسولگری بریتانیا که به این امر واقف بود، اقدامات بهظاهر انسانی خود را افزایش داد و روزانه ۶ هزار نفر را در مشهد خوراک میداد.
تا پیش از راهاندازی دانشکده دندانپزشکی، کار دندان مشهد به دست دندانسازها، دلاکها و سلمانیها بود؛ حرفهای که بهمرور قانونمند شد تا دست سلمانیها را از دامان خود کوتاه کند.
تکگزارشهای باقیمانده ساواک از هفته ابتدایی بهمن۱۳۵۷ به «درگیری بین عدهای از مخالفین و موافقین در نزدیکی مسجد قوچان»، «اخلالگران تربتحیدریه» و «وضعیت مشهد» در ۷بهمن۱۳۵۷ پرداخته است.
سیدمهدی سیدقطبی میگوید: مجموعه کتابهای «اخبار خراسان» مفصلترین و مهمترین منبع اطلاعاتی تاریخی درباره خطه خراسان است که در کشور منحصربهفرد است، اما متأسفانه تاکنون موردحمایت قرار نگرفته است.
میرزامحمد آقازاده خراسانی در دوران حضور در مشهد، باشکوهترین درس خارج فقه و اصول روزگار خود را داشت و شاگردان زیادی تربیت کرد. آیتالله قمی در واکنش به شهادت ایشان گفت: «میرزا محمد آقازاده فقط آقای خراسان نبود؛ آقای کل ایران بود.»
غلامحسین ژیان ابراهیمآبادی میگوید: میرفتیم مشهد و از فلکه طبرسی نان میخریدیم. با هر کلکی بود وارد حرم میشدیم و نانها را میرساندیم به شیخ علیمحمد و او هم بین افرادی که در حرم تحسن کرده بودند، تقسیم میکرد.
علیاکبر ظفری یکی از شاهدان عینی واقعه ده دی مشهد میگوید: نیروی ارتش در اسکورتی منظم بهقصد انتقام از روز پیشین بهشکل کارناوال (رژه همگانی) مرگ بهراه افتادند و اینبار برای کشتار مردم تانکها را نیز در خیابانها بهراه انداختند.
در چهارراه استانداری تانک چند زن و بچه را له میکند و نارنجکهای اشکآور و گازهای خفهکن فضا را رنگ میزند. در درگیریهایی که در میدان شاه رخ میدهد، چند ساواکی بهدست عدهای نامعلوم کشته میشوند و اجساد تکهتکه آنها از درختان آویزان میشود.
حوادث پیدرپی مشهد سبب شده است این شهر در طول تاریخ، تبدیل به یک خاستگاه منحصربهفرد فکری در کشور شود. در جریان مبارزات انقلاب، منطقه ما نیز یکی از نقاط پر حادثه در ایام انقلاب است.
دبستان دولتی گوهرشاد در کوچه روشنایی سابق که به کوچه خامنهای نیز معروف است، خاطرات زیادی را از دوران انقلاب در حافظه معصومه شیخبرادران ماندگار کرده است.
مشهد در چند ماه آخر منتهی به پیروزی انقلاب آبستن حوادثی شد که در تسریع پیروزی نهضت، نقش مؤثری داشت. یکی از این حوادث مهم واقعه ۲۳ آذر سال ۱۳۵۷ و حمله رژیم پهلوی، به بیمارستان امامرضا (ع) بود.
سید اسماعیل آموزگار از خاندان مطبوعاتی آموزگار و یکی از روزنامهنگاران باسابقه خراسانی در روزهای اعتصاب دوم مطبوعات، همراه مردم مشهد در مبارزههای داخل شهر شرکت داشت و یادداشتهایی از رویدادهای آن روزها تهیه کرد.
دیهیمی در آخر نامهاش مینویسد: اهالی محترم خراسان میتوانند با نهایت اطمینان امیدوار باشند که ارزاق آنها از هرحیث تا سر خرمن نو تأمین است و هیچ پیشامدی این وضعیت را نمیتواند تغییر دهد.
آسیابهای آبی امروزه یکی از خاطرات فراموششده مشهد قدیماند که روزگاری قوت غالب مردم وابسته به وجود آنها بود و چرخ این آسیابها، چرخ زندگی مردم را میگرداند.
آبان سال۱۳۵۷ در شهر مشهد، ماه مبارزات نرم مردم علیه نظام شاهنشاهی است؛ در این ماه، مردم مبارز به شکلهای مختلفی تلاش میکنند قدرت حاکم بر شهر را تضعیف کنند.
عبدالقدیر سبزواری، معروف به «آزاد سبزواری»، برخلاف اسمش، بیشتر روزگار جوانی را در زندان گذراند. او که روزنامهنگار بود، در اواخر دوره قاجار جریدهای به نام «آزاد» در مشهد چاپ و منتشر کرد.
بازپسگیری جزایر سهگانه در سال ۱۹۷۱میلادی، پس از یک عملیات سری صورت میگیرد؛ عملیاتی که سه شهید دارد و یکی از این شهیدان «رضاسوزنچیکاشانی» بچه کوچهپسکوچههای مشهد است.
خانه تاریخی «الستی» متأسفانه با اینکه ثبتملی بوده، تخریب شده است. مالک این خانه «حاجکاظمالستی» نخستین رئیس اتاق بازرگانی و یکی از بزرگترین تجار مشهد در دوران پهلوی اول و دوم بوده است.
اسناد موجود نشان میدهد که کوچه «مهرآیین»، در سالهای میانی سده۱۳خورشیدی، مسیری شناختهشده در بین مردم شهر بوده است و قدمتش حداقل به سالهای نخست حکومت قاجارها بر ایران میرسد.
هنرستان «سیدجمالالدین اسدآبادی» قدیمیترین مدرسه صنعتی مشهد پس از هنرستان شهیدبهشتی است که در حال حاضر ۶۰ سال قدمت دارد و ۲۱ کارگاه درآن فعال است.