مجید خدیوی، مسئول خیریه و حسینیه باب الحوائج حضرت رقیه (س)، است. خدیوی میگوید: «خیریه حضرت رقیه (س) 23سال در این محله مشغول به فعالیت است. عمده فعالیتهای خیریه در این مدت برای کودکان بیسرپرست و ایتام بوده است. حسینیه نیز از 13سال پیش و با هزینه شخصی و کمک خیران ساخته شده است. بعد از 13سال و در شبهای ماه مبارک رمضان از بنا استفاده و مراسم احیا را در آن برگزار کردیم.»
خیابان مسلم شمالی 10 به نام شهید مهدی خوشیدطوسی تابلو خورده است. این معبر بعد از پیروزی انقلاب اسلامی آسفالت شد اما مانند خیلی از محلههای دیگرتا یک دهه بعد، اطراف آن پر از باغ تره، مزارع گندم و چاه آب بود. صمیمیت بین ساکنان در زمانهای سختی مثل جنگ، افتخار ساکنان این محدوده است. آنها هنوز هم از رقیهخانم، مادر شهید برات رستگار مقدم گوهری، یادشان نرفته است که با مشارکت ساکنان کوچه، آذوقه و لباس به رزمندهها میرساند یا مرحوم میرزا حسین غلامیپور و محمدتقی ترکمنچه که سحرهای ماه مبارک رمضان در خانهها را میزدند تا کسی خواب نماند.
حدود یکسال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ارتش تصمیم گرفت که کارمندان مشهدیاش را خانهدار کند. آن زمان طبق طرحهای تفصیلی مصوب که معروفترینش طرحی موسوم به خازنی بود، شهر مشهد باید به سمت غرب گسترش پیدا میکرد.
در همان سال فاز اول این اراضی که درست وسط بیابانهای اطراف روستای قاسمآباد بود، به ارتشیها تحویل داده شد. زمینهایی که هرکدام 300تا 350 متر بود. بعد از انقلاب کار ساخت خانهها تمام و شهرکلشکر به صورت رسمی افتتاح شد. آن هم در جایی که به گفته خودِ اهالیاش بیابانی لمیزرع بود و کسی امیدی به آبادی این محله نداشت.
روزگاری در کوچه چمن59 خبری از آسفالت، جوی و جدول نبود و اینجا سراسر باغهای بزرگ انگور، توت، سیب و... بود که کوچکترینش ششهکتاری بود و میوه بسیاری از میوهفروشیهای شهر از همین باغها تأمین میشد. بعدها در انتهای این کوچه کارگاههای کوچک و بزرگ زهتابی، حلاجی، پنبهزنی و دباغی راه افتاد که اکنون اثری از آنها نیست.باغهای میوه و کارگاههای بزرگ صنعتی و سنتی آن دوران در این گذرگاه حالا جایشان را به خانههای مسکونی، خراطی، 15مغازه مختلف تعمیرات لوازم خانگی، دوچرخه، کفش و... داده و راسته مشاغل خدماتی را سر و شکل داده است.
کوچه بهادرخان در محله عیدگاه، یادگار خاطرات ساکن دستودلبازش است؛ کوچهای که براساس گفته احمد نادر، دستکم صدسال است که به نام بهادرخان شناخته میشود. بر اساس شنیدهها، بهادرخان که از ثروتمندان این محله بود ، در این کوچه املاک زیادی داشت. او پیش از فوتش، کاروانسرا را وقف ساخت حسینیه کرد. با کمک مالی خیران، ساختوساز در دهه30 شروع شد. این حسینیه به یاد واقفش به نام بهادرخان شناخته میشود.
کوچه شهید شکرالله خانی دهنوی٨ یکی از شلوغترین معابر محله کشاورز است که فرعیهای آن به نام شهید حسن سالاری است. این شهید یکی از شهدای دفاع مقدس محله است. کوچه شهید شکرالله خانی دهنوی8 مثل بیشتر کوچههای خیابان کشاورز پر از زمین زراعی و کشاورزی بوده است. ساکنان آن هم بیشتر کشاورزان قدیمی بودند. کم کم اما افراد بیشتری به اینجا نقل مکان کردند.
کوچه شهید شفیعی56 یکی از مهمترین معابر محله امیرالمؤمنین(ع) است. این معبر از یکسو به خیابان اصلی شهید شفیعی و از سوی دیگر به مجموعه آبی گلشن، مجموعه ورزشی شهدای مدافع حرم و بوستان گلآرا راه دارد. البته انتهای این کوچه خاکی است و باید از میان زمینهای بایر و کشاورزی عبور کرد. اهالی قدیمی این محله از جوی آب زلال آن در قدیم میگویند که در حال حاضر کثیف و بدمنظره است. درختان قدیمی دوسوی معبر هم نشان از قدیمی بودن کوچه دارد.
خیابان سردار شهید خادمالشریعه یکی از اصلیترین معابر محله قدیمی خاتمالأنبیا(ص) است که به دلیل دارا بودن مراکز اجتماعی، محل تردد روزانه بسیاری از شهروندان ساکن در این محله است. این خیابان بین دو جاده قدیم و جدید مشهد به قوچان قرار دارد، یعنی بولوار توس و بزرگراه پیامبر اعظم(ص). گره ترافیکی ابتدای این خیابان از سمت بزرگراه پیامبر اعظم(ص) اواخر سال گذشته با اصلاح هندسی برطرف شد. این مشکل ترافیکی ناشی از قرارگیری این خیابان در محل ورودی تقاطع غیرهمسطح شاهد بود. همچنین بخشهایی از این خیابان از سمت بولوار توس به دلیل قرار گرفتن چند ملک معارض در مسیر، دوطرفه و بخشهایی از آن یک طرفه بود که سال گذشته یکپارچه و دوطرفه شد.
داستان حسینیه ممد(محمد) سرخه شنیدن دارد. حسینیهای که 100سال پیش ساخته شده و یکی از حسینیههای بهنام محله عیدگاه است. دلیل انتخاب این حسینیه معماری آن نیست، چرا که این حسینیه معماری خاص یا معمار بهنامی ندارد، بلکه دلیلش به خاطر نام حسینیه است. حسینیهای که تا دلتان بخواهد، حرف و روایت دارد. روایتها از بانی و خیری که اتفاقا مشهدی هم نبوده و در این شهر غریب بوده است
مسجدالزهرا(س) که در خیابان جلال40 واقع شده اولین و قدیمیترین مسجد منطقه11 است. کلنگ ساخت آن سال1355 بر زمین خورده است. آنزمان فقط 10خانوار در محله آزادشهر سکونت داشتند و باقی زمینها یا بایر بوده یا در آن کشاورزی میکردند. حدود سالهای68 یکی از بزرگترین هیئتهای عزاداری مشهد، هیئت این مسجد بوده و چند بار توسط مسئولان وقت قدردانی شده است.
نام «شهدای حج» که از هفت سال پیش روی بخشی از شارستان در محله عیدگاه گذاشتهشده، برای هریک از ما زندهکننده خاطره کبوتران خونینبال حرم امن خداست؛ کبوترانی که در سفر حج سال1394 و پیشتر از آن، سال1366، آسمانی شدند. در یادبود این حجاج، شهرداری منطقه ثامن اواخر سال1394 بولواری را در خیابان 17شهریور9 به نام «شهدای حج» تابلوگذاری کرد.
20دی1362 آخرین دیدار تنها فرزند و همسر جوانش به وداعی بیبازگشت تبدیل شد.
این بخشی از سرگذشت همسر شهیدمسلم وظیفهدان است که یکسالونیم بیشتر از زندگی مشترکش نگذشته بود که خبر مفقودالاثرشدن همسرش را به او دادند و سالها در انتظار خبری برای دیداری دوباره نشست. گفتوگوی این هفته را با صفیه عشقیان 58ساله در ادامه میخوانید که بعد از آمدن خبر مفقودالاثرشدن همسرش در همه سالهای انتظار و تنهایی قرآن مونسش شد.
اینجا راسته قماشفروشیهاست. به هر سمت که سر میگردانی، انواع و اقسام پارچههای رنگی نگاهت را میدزدند. داخلی و خارجی بهخصوص چینی، افغانستانی،پاکستانی و هندی. حتی بیشتر کارگرها هم افغانستانی و پاکستانی هستند.
بازاریهای این بازار که از بازار عباسقلیخان منشأ گرفته اند، بیشتر کلیفروشاند و در معماری از آن محدوده خاصترند. تعدادی از مغازهها نقلی با سقف گنبدی هستند و ورودیهای کوچکی دارند. برخلاف خیلی از کاسبهای دور حرم، بازار قماش این کوچه در روزهای شهادت ائمهاطهار(ع) تعطیل است.
کوچه شهیدهاشمی نژاد20/1یکی از کوچه های قدیمی محله راه آهن است؛ کوچه ای که چند پلاک از خانه هایش به قاب عکس شهدا مزین است. قدیمی ها هنوز این کوچه را به نام «دیده بان» می شناسند.اهالی می گویند حاجی دیده بان خادم حرم بود. هم خانه اش بزرگ بود و هم دستش بخشنده. حالا نه او هست و نه خانه اش، اما نامش هنوز دهان به دهان می چرخد.