پدر شهید امجدی دوست داشت کاری کند که خانه پدریاش در جوار بارگاه حضرترضا (ع) آباد شود و همیشه زنده و پویا بماند.
بیشاز هزار مستعد حفظ قرآن و حدود دویست حافظ در محله خاتمالانبیا به مساحت ۳۷۰ هکتار زندگی میکنند.
سنت افطاری حسینیه طفلان مسلمبنعقیل عیدگاه از ۲۱ سال قبل با یک نان و تخممرغ ساده سرگرفت و تاکنون تعطیل نشده است.
یکی از این آیینهای هیئت جاننثاران پنج بابالحوائج در ایام فاطمیه برگزار میشود. روز شهادت حضرتزهرا(س) چندصدهزارنفر از جایجای شهر، خود را به این مسجد میرسانند و برای عرض تسلیت محضر امام هشتم(ع) بهسمت حرم مطهر رضوی حرکت میکنند.
پیش از احداث بولوار رضوان در خیابان شهید کاشانی12 و تخریب دهها خانه و کوچه، یک فرعی وجود داشت که سر آن به تهپلمحله میخورد و انتهایش کوچه حمامباغ بود. بخشی از آن در جریان خیابانکشی جدید از بین رفت و بر باقیماندهاش در سه سال گذشته نام شهید قانعی نشست. آنطور که حافظه پیر محله، آقای مؤذنی، یاری میکند، در هفتادهشتاد سال قبل بهنام کوچه مسجد حمامباغ (فاطمیه هراتیها) معروف بود.
غلامحسین ابراهیمآبادی حتی زمان مصاحبه هم طاقت نمیآورد که بنشیند و دستش به قالی بند نباشد؛ دست بر پشت قالی روی دارش میکشد. شصت سال همنشینی با فرش آنقدر به او آموخته است که نتواند در روزگار کهنسالی هم دست از آن بشوید. یک دار قالی 2در3 که از کف تا سقف خانهاش را گرفته، جلو یکی از پنجرههای خانهاش برپا کرده است تا شاید جبران کارگاههای دیجور و نمور کودکیاش بشود.
«باغ عنبر» بخشی از همان محله بالاخیابان است که این روزها پابهپای شهر تغییر شکل داده اما در این میانه یک پلاک باقیمانده که تاریخ بلند و اصیل خود را حفظ کرده است. باغی که در سالهای نخست قرن گذشته تبدیل به حسینیهای تاریخساز شده و این روزها با قدمت 150سال هنوز هم جان دارد و فعال است.
به مردم که اعتماد کنیم، همه چیز درست می شود. حاج آقا علیرضا نظری این را می گوید و از این جریان تجربه های شیرینی به خاطر دارد. تعریف می کند: فرصت خوبی بود که هرکس خودش را محک بزند. مردم اینجا شاید سرمایه دار و پول دار نباشند اما تا دلتان بخواهد مرام دارند. موردی داشتیم یک از اهالی ارثیه ده میلیونی ای را که به او رسیده بود بخشید یا دانش آموزی همه پول توجیبی اش را که داخل قلک جمع کرده بود برای ساخت مسجد اهدا کرد. یکی هم پول درها و پنجره ها را داد. مرحوم محمدعلی نوروززاده خانه اش را وقف کرده بود که از محل فروش آن بخشی از هزینه ها جفت و جور شد.
کوچه برادران شهید محسنزاده7 به علت بوستان و فضای سبزی که در این معبر است تابستان و زمستان خوش آبوهوایی دارد و پاییز آن لطف دیگری. اهالی از کنار پاییز تماشایی این کوچه نمیتوانند راحت بگذرند. قدیمیهای محله میگویند برخی از زمینهای این محدوده موقوفه بیبیجان جان است که اهالی باید بابت آن به اوقاف اجاره بدهند. دسترسی به این معبر از خیابان شهید بابانظر42 است و یکی از مهمترین مزیتهایش همسایگی با ساختمان بزرگ شهرداری منطقه است.
خیابان مجلسی در نزدیکی با خیابان ایثار یکی از بزرگترین بازارهای تولید و فروش مانتو است و از شریانهای محوری منطقه ما. کرایهچیها در ابتدای معبر فضای متفاوتی به خیابانی دادهاند که از یک طرف به چهارراه برق میرسد و از یک سمت به میدان شهید گمنام.عبور قطار و لحظه رسیدن زائران به مشهدالرضا(ع) شاید از زیباترین خاطرات ساکنان این معبر باشد که فاصلهشان با پل گذر قطار چند گام بزرگ است.
خیابان شهدای فاطمیون (سرخس سابق) با مشاغل سنتی و حجرههای قدیمی پیوند خورده است. کوچه شهدای فاطمیون6 (شهید حسن شیخ) که یکی از گذرهای فرعی این راسته هویتی است از این قاعده مستثنا نیست. ورودی این کوچه تا چشم کار میکند با حجرههای قدیمی عطاری، ادویهفروشی و کارگاه چوب محاصره شده است.
مادری مهربان با روی گشاده و دلی بزرگ است. خیّری که مشهدی نیست اما انگار اهل اینجاست. کسی که درد را میفهمد و قدمی برمیدارد تا مشکلات دیگران را حل کند. «امعبدالله مریمبخش »خیری ساکن کشور کویت است.او دو سالی میشود که در محله رضاییه منطقه5 کمکهای خیرانه دارد. خودش و اطرافیانش کمکهایشان را به دست نیازمندان اینجا میرسانند. کمکهایی که گاه خورد و خوراک است و گاه اجاره خانه عقب افتاده یا هزینه دارو.
کوچه رسالت 55/3 که تا اوایل دهه 70 محل کشت و زرع و کشاورزی بوده است، اکنون در حصار دیوارها و خانههای امروزی، فضای شلوغ شهرنشینی را تجربه میکند. گرچه هنوز زمینهای رها و افتادهای بین خانهها فاصله انداخته است، خبری از چاهموتورهای آب و باغ حاج کربلایی علی که در این کوچه معروف بود نیست. خیلی از ساکنان میگویند این کوچه یکی از آبادترین نقاط محله دروی از نظر ساختو ساز است. پلیس+10 در محل ورودی معبر است.
هیئتی ده ساله که حالا توسط چند جوان فعال اداره میشود، جوانانی که ده سال پیش خودشان این هیئت را تشکیل دادند و بزرگترهای این گروه محسوب میشوند. آنها برای پیداکردن مکانی برای عزاداریهایشان به هادی هنرپیشه میرسند؛ فیروزهتراش محله که همان اول پیشنهاد استفاده از زیرزمین خانهاش را میدهد. از همان روز به بعد اینجا تبدیل به حسینیه کوچک بچههای محله میشود. به این ترتیب در همین مساحت کم کارهای بزرگ کردهاند. هر چهارشنبه جلسه هفتگی خودشان را دارند، به مناسبت اعیاد و شهادت ائمه اطهار(ع) برنامه دارند، عدهای از آنها حالا به کمک هادی هنرپیشه در کارگاه مشغول به کار شدهاند و... این حسینیه کوچک داستانهای بیشماری دارد.
رضا رستمی که مؤسس هیئت منتقمالحسین(ع) است، میگوید: هیئت ما، هیئت مادر است، یعنی نوجوانها را جمع میکنیم، هیئتداری را به بچه شیعهها یاد میدهیم و بعد میفرستیم بروند در کوچهپسکوچه محلهشان موکب و هیئت برپا کنند.او وقتی تنها 16سالش بود، هیئت «منتقمالحسین(ع)» را بهعنوان هفتمین هیئت سازمان تبلیغات ثبت کرده و به گفته خودش تاکنون بیش از بیست هیئت از آن منشعب شدهاست.
علی اشکذری متولد 1326بود و در سال 1346 چراغ روضه را در خانه کوچکش حوالی کوچه سرآسیاب روشن کرد و 10 سال بعد بیت الرقیه را در خیابان نکاح راه انداخت. حاجعلی اشکذری، خادمالرقیه کوچه نکاح سال 1396 در شب اربعینحسینی(ع) از دنیا رفت و میراث تا ابد ماندگارش را به همسر و پسرها و دخترها سپرد که دوتایشان نابینا هستند.از حاجعلی اشکذری پنج پسر و دو دختر به یادگار مانده که دو پسرش مداح و نوحهخوان ائمه(ع) هستند.
گذر زمان سر و شکل کوچه را تغییر داده، اما هنوز هم قصه نشستن نام حسنقلیخان روی این معبر در خاطر چند خانواده قدیمی مانده است. طبق گفتههای جعفرنیا که خانه پدریاش در این کوچه وقفنامه 150ساله دارد، این محدوده زمین و باغهای این مرد ثروتمند مشهدی بوده که در دوره صفوی میزیسته است.
مسعود بهروزیان حدود سال89 که نوجوانی هجدهساله و از اعضای فعال هیئت بود، با خانوادهای آشنا شد که اهل روضه و روضهخوانی بودند. از آنها خواست اجازه دهند مراسم هفتگیشان را در منزل این خانواده برگزار کنند. آنها هم موافقت کردند اما بهمرور آنقدر تعداد شرکتکنندگان جلسه زیاد شد که دیگر این خانه هم برایشان کوچک بود. چندی نگذشت که پدر خانم مالک خانه که زمینی هزار متری در حاشیه بولوار وکیلآباد داشت، 500متر از زمینش را وقف حسینیه کرد و در اختیار این هیئت قرار داد.
کوچه خواجهربیع23 مزین به نام شهید دفاع مقدس محمدرضا بختیاری است که پیش از آن «کوچه باغوحش» شناخته میشد. دلیل این نام وجود «باغ وحش خراسان» در این معبر بوده که در فاصلهای کوتاه از آرامستان خواجهربیع احداث شده بوده است.
در گذر زمان، به جای باغ وحش و نهرهای آب مرکز فرهنگی، تجاری، درمانی و... احداث شدهاست. گفته میشود باغ وحش خراسان به همت مرحوم رستمی در سال 1338 پایهگذاری شد و پس از تعطیلی در سال 1371، حیوانات آن به باغوحش وکیلآباد انتقال یافتند.
مشهد بهدلیل وجود بارگاه مقدس رضوی، هرسال میزبان زائران از نقاط گوناگون کشور است. این میزبانی قدمتی دیرینه دارد و باعث شده است تا ساکنان هر شهر و دیاری خانه دومشان را در مشهد و اطراف حرم مطهر رضوی بنا کنند. مثل حسینیهها و هیئتهای مذهبی که نام شهرها و روستاهایشان خبر از اصالت و قدمت حضورشان در مشهد میدهد.