کد خبر: ۱۳۹۶۲
۱۴ مهر ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۰
خانه خانواده رزمی کار سیدیان مثل باشگاه است

خانه خانواده رزمی کار سیدیان مثل باشگاه است

سیدرضا سیدیان ۴۶ ساله همان پدری است که سینه‌اش را برای تمرینات دو پسرش ستبر می‌کند. پدری که اگر ورزش رزمی را به خاطر مشکلات زندگی کنار نمی‌گذاشت، حالا باید نامش را به عنوان صاحب سبک یا یک مربی بنام می‌شنیدیم.

زهرا پرند | پدر می‌گوید: «محکم بر سینه‌ام بزن» و سینه‌اش را برای ضربه پسر جلو می‌دهد. پسر بچه، مشت کوچک و محکم خود را حواله سینه پدر می‌کند. پدر که نگاه تحسین‌آمیزش به دنبال حرکات تند و پی در پی پسرش است، می‌گوید: حرکات امیر محمد، قدرتی است و مرا درست به یاد گذشته خودم می‌اندازد.

سیدرضا سیدیان ۴۶ ساله همان پدری است که سینه‌اش را برای تمرینات دو پسرش ستبر می‌کند. پدری که اگر ورزش رزمی را به خاطر مشکلات زندگی کنار نمی‌گذاشت، حالا باید نامش را به عنوان صاحب سبک یا یک مربی بنام می‌شنیدیم؛ البته او حالا قدرت و اندیشه‌هایش را در بازو و ذهن دو پسرش ریخته است. امیر‌محمد هشت ساله مقام اول استان را در رشته ژیمناستیک دارد و امیرحسین ۱۰‌ساله دو رتبه اولی قرآن. در ضمن هر دو پسر در رشته کیک بوکسینگ نیز به طور حرفه‌ای آموزش می‌بینند.

به گفته پدرشان، الان در مشهد کسی نمی‌تواند با امیر‌محمد مبارزه کند. مصداق این حرف را می‌توان در مبارزه امیر‌محمد و امیرحسین که به خواست پدر در برابر ما زورآزمایی می‌کنند، دید. پسر کوچک با گاردی بسته به سرعت ضربه‌ای پیش‌بینی‌ناپذیر می‌زند و امیر حسین را از ادامه مبارزه با این جمله اعتراضی که «بابا ببین داره محکم می‌زنه» باز می‌دارد. پدر می‌گوید که امیرمحمد در ژیمناستیک چند حرکت هم اختراع کرده است. او در برابر ما این حرکات را هم انجام می‌دهد. خلاصه در این خانه هیجان زیاد است.

خانم معصومه سویزی، مادر خانواده هم که زمانی تکواندو کار می‌کرده و حالا در کیک بوکسینگ فعالیت می‌کند، با هیجان می‌گوید: پسرانم دوست دارند مادرشان هم ورزشکار باشد؛ من هم در خانه با همسرم کیک بوکسینگ کار‌ می‌کنم و علاوه بر این همیشه همراهشان هستم و با فعالیتشان مخالفت ندارم. او ادامه می‌دهد: انگار که زمین میخ دارد؛ چون بچه‌ها همیشه در حال تحرک هستند و یک لحظه آرام نمی‌نشینند. خیلی هم خوش‌اشت‌ها هستند و از غذا‌خوردن خسته نمی‌شوند.

بدون شک این دو پسر در آینده‌ای نزدیک با افتخاراتی که به دست خواهند آورد، موضوع گزارش ما خواهند شد. اما شخصیت محوری این گزارش پدر خانواده است. سیدیان می‌گوید که با دیدن فیلم‌های بروس‌لی به ورزش رزمی علاقه‌مند شده است و از سال ۶۰ یعنی در ۱۵ سالگی ورزش را آغاز کرده. در سال ۶۳ در رشته تکواندو کمربند مشکی گرفته و در سال ۷۸، دان سه کاراته شوتوکان. او همچنین ۱۷ سال مربی کاراته شوتوکان بوده است. او دلیل علاقه بچه‌های این منطقه را به ورزش‌های رزمی «همه چیز را با سختی به‌دست آوردن» می‌داند؛ یعنی این سختی روحیه آنها را خشن می‌کند و به سمت این ورزش‌ها می‌کشاند.

۶ مقام نخستین استانی و پنج اولی کشوری

ورزشکار باسابقه محله طبرسی شمالی مشهد تا سال ۷۵ بار‌ها در رقابت‌ها مقام آورده که همه مقام نخست بوده: ۶ مقام نخستین استانی و پنج اولی کشوری. او دراین‌باره مدعی است: من فقط برای اول شدن به مسابقه می‌رفتم. استادان او استاد خندان (ژاپنی‌ها به او لقب سامورایی دادند) و استاد شجاع بوده‌اند. دو استادی که در سال ۶۰ فقط آنها در مشهد کمربند مشکی داشتند؛ البته سیدیان هنوز هم معتقد است که در مقابل استادانش صفر است. او همچنین پایه‌گذار نخستین باشگاه‌ها در رسالت و طبرسی بوده. ادعای او این است که بیشتر استادان محله طلاب زیر دست وی کار کرده‌اند.

از شاگردانش هم از مسلم قنبری که ۱۶ دور قهرمان کشور شده و همچنین هاشم چابک نام می‌برد که آن‌قدر جسور و فرز است که در صد مسابقه یک مشت هم نخورده. سیدرضا سیدیان افتخار حضور در جبهه‌های جنگ را نیز داشته. در این باره توضیح می‌دهد: یک سال بعد از ورود به رشته‌های رزمی، به جبهه رفتم و در مجموع ۱۷ بار در جبهه‌های جنگ علیه دشمن بعثی حاضر شدم و در هفت عملیات هم شرکت کردم. علاوه بر این، هفت ماه نیز در لبنان جنگیدم.

 

در والفجر۳۰ کیلومتر دویدم

به نظر او یک رزمنده فقط باید دل و جگر داشته باشد؛ البته او برایمان تعریف می‌کند که فرزی ورزشکاری در جبهه به کمک او آمده. سیدیان می‌گوید: در عملیات والفجر یک وقتی خاکریز دشمن را گرفتیم، فرمانده ۷۰ نفر را در سنگر گذاشت و برای پاتک‌نخوردن به بقیه گفت عقب بکشند و به سرعت برای رسیدن به قرارگاه بدوند. من هم ۳۰ کیلومتر دویدم؛ بدون اینکه بدانم این‌قدر دویده‌ام.

یکی از حسرت‌های سیدیان این است که چرا ورزش‌های رزمی را بدون داشتن حامی ادامه داده. چون همین قضیه موجب شده که نتواند به جایی که حقش بوده، برسد. برای ما تعریف می‌کند: سال ۷۲ از ما دعوت شد با هزینه ۱۲۵ هزار تومان برای چهار ماه گذراندن دوره کیوکوشین به ژاپن برویم، اما من فقط ۵۰  هزار تومان داشتم و نتوانستم بروم. یکی از آخرین مسابقاتی را که در سال ۷۵ در ایتالیا برگزار می‌شد، باز هم به خاطر نداشتن پول از دست دادم. شرط رفتن ما به ایتالیا گذاشتن ۸۰۰ هزار تومان ودیعه بود تا پناهنده نشویم.

سال ۷۲ از ما دعوت شد با هزینه ۱۲۵ هزار تومان برای چهار ماه گذراندن دوره کیوکوشین به ژاپن برویم

این ورزشکار پیشکسوت اضافه می‌کند: پدرم مخالف این ورزش بود و همیشه می‌گفت که چرا این‌قدر «جفتک لَغَتَک» می‌زنی. ضمن اینکه با فوت پدرم در سال ۸۲ و یک سال بعد مادرم، ورزش را به طور کامل کنار گذاشتم و تا چهار، پنج سال تمرین نکردم. حکم‌هایم را هم دور ریختم؛ چون در آن زمان به دلیل زمین‌گیر‌شدن مادرم فشار زیادی روی من بود؛ البته ناگفته نماند که تاثیر خدمتی را که به آنها کردم، حالا در زندگی‌ام می‌بینم.

 

خانه خانواده رزمی کار سیدیان مثل باشگاه است

 

جرئت نداشتم به استادم مشت بزنم

او به شدت معتقد به تفاوت تکنیک‌ها و شیوه‌های آموزش ورزش‌های رزمی این دوره با دوره‌های گذشته است. به نظر او ورزش، علمی و ظریف شده است و قدرت قدیم را ندارد. همچنین حرکات ورزشکاران این دوره، بیشتر نمایشی است، نه تکنیکی و پیچیده. می‌گوید: نگاه به ورزش تجاری شده و با پارتی هر کاری می‌توانی بکنی. ضمن اینکه اگر دقت کنید، متوجه خواهید شد که همه رئیس سبک‌ها کم‌سن و‌سال هستند؛ جوانان امروز با زور بازو مسابقه می‌دهند، نه با تکنیک.

این ورزشکار محله تعریف می‌کند: آن زمان رفتن من از دان یک به دان دو، یازده سال طول کشید. در امتحان کمربند قهوه‌ای نیز، باید ۷۰۰ بشین‌و‌پاشو و ۱۲۰۰ درازنشست می‌رفتیم. تمرینات با الان فرق می‌کرد. ما عشق ورزش بودیم و اگر در باشگاه پنجاه تا مشت و لگد نمی‌خوردیم، روزمان شب نمی‌شد.

سیدیان اضافه می‌کند: وقتی پیش استادم فولادی می‌رفتم، جرئت نداشتم به او مشت بزنم. ما در برنامه‌های مختلف، چوب‌های آبدار می‌شکستیم و حالا چوب‌ها را در فر می‌گذارند. الان هم گاهی که به عنوان میهمان به باشگاهی می‌روم، نان استاد‌ها را آجر می‌کنم؛ چون هنرجویان از حرکات من استقبال می‌کنند و فکر می‌کنند مربی‌شان بسیاری از تکنیک‌ها را به آنها یاد نداده است!

 

هادی ساعی فراوان داریم

جای خوشحالی است که ورزشکار محله ما دو سال است تمرین‌هایش را به طور شخصی از سر گرفته و علاوه بر این، به شدت پیگیر آموزش پسرانش است. او می‌گوید: در زندگی، نفر اول که ضربه بخورد، دومی گرگ می‌شود! اگر آن زمان حامی نداشتم، الان با اعتباری که دارم حق بچه‌هایم را می‌گیرم و می‌دانم برای آموزش دیدن کجا بگذارمشان. ضمن اینکه خودم نیز در خانه مرتب با آنها تمرین می‌کنم.

سیدیان به این سؤال ما که نیاز‌های ورزشی منطقه‌شان چیست، این‌طور جواب می‌دهد: مسئولان باید توجه کنند که بزرگان ورزشی مثل هادی ساعی از پایین‌شهر بلند شدند که امکانات ورزشی بسیار ضعیفی دارد. حالا اگر امکانات بیشتر شود و مثلا شبی دو مسئول به باشگاه‌های اینجا بیایند و استعداد‌ها را شناسایی کنند، فراوان هادی ساعی خواهیم داشت.

 

*این گزارش یکشنبه، ۱۹ شهریور ۹۱ در شماره ۲۰ شهرآرامحله منطقه ۳ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
05:00
03:04
اینستاگرام