کد خبر: ۱۵۵۸۶
۱۴ مهر ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
محمود کریمی

نقش‌ چهل ساله محمود کریمی در استانداردسازی نمک خراسان

محمود‌ کریمی از زمانی‌که خودش را شناخت، در کارگاه نمک کار می‌کرد. حالا خودش دو معدن نمک دارد و انجمن نمک تصفیه خراسان رضوی را به ثبت رسانده است. حالا نزدیک به چهل‌نفر مستقیم و بیست‌نفر غیرمستقیم نمک گیر کارگاه کریمی هستند.

اینجا همه‌چیز طعم شوری نمک را می‌دهد. هوا، لباس‌ها، دست‌ها و حتی خاطره‌هایی که از دل این کارگاه قدیمی بیرون می‌آید. هنوز چنددقیقه از ورودمان نگذشته که ذرات ریز و سفید مثل برف روی مو و لباس‌هایمان می‌نشیند؛ همان ذراتی که روی میزها، دستگاه‌ها و سر و صورت کارگر‌ها هم جا خوش کرده‌است. از کارگاه نمک محمود کریمی حرف می‌زنیم؛ جایی که بیش‌از چهار دهه است در رباط‌طرق فعال است و شصت‌نفر با کار در آن، نان می‌خورند.

کارگاه فقط محل کار نیست. دنیایی است که گذشته و حال در آن گره خورده است و هر گوشه‌اش قصه‌ای دارد. در اینجا سختی کار در هوای غبارآلود نمک با رفاقت‌ها و تجربه‌های مشترک آدم‌ها نرم‌تر می‌شود. همان‌جا که دستگاه‌ها مدام صدا می‌دهد، بار‌ها روی هم می‌ریزد، و آدم‌هایی که سال‌ها کنار هم کار کرده‌اند، با اشاره‌ای ساده، حرف یکدیگر را می‌فهمند. این دنیای سپید، پر از روایت‌هایی شنیدنی است.

کارگاه کریمی از سال ۱۳۶۲ در رباط‌طرق محله ابوذر جاگیر شده و حالا نزدیک به چهل‌نفر مستقیم و بیست‌نفر غیرمستقیم از کنار این سفر نان می‌خورند. به قولی آنها نمک‌گیر این سفره هستند و سال‌هاست در این کارگاه تولید و بسته‌بندی نمک مشغول فعالیت هستند.

محمود‌آقای شصت‌و‌نه‌ساله از زمانی‌که خودش را شناخت، در کارگاه نمک کار می‌کرد. حالا خودش دو معدن نمک دارد و انجمن نمک تصفیه خراسان رضوی را به ثبت رسانده است. او توانسته واحد تولیدی و بسته‌بندی نمک راه بیندازد و از سال‌۱۳۸۵ تا حالا مدیر‌عامل اتحادیه نمک استان خراسان رضوی است. کریمی سال‌۱۳۹۵ انجمن نمک تصفیه خراسان رضوی را تأسیس کرد و تا سال گذشته، دبیر انجمن بود. در حال حاضر هم به‌عنوان عضو هیئت‌رئیسه، انجمن را همراهی می‌کند.

 

استخراج مربع‌های نمکی

متولد روستای سلطان‌آباد در هفتاد‌کیلومتری جاده قدیم نیشابور است؛ روستایی که دو معدن نمک دارد که سابقه آنها به پانصد‌سال قبل برمی‌گردد. دو معدن با فاصله ۴.۵ و ۹ کیلومتری از روستا که نان بیشتر روستاییانش وابسته به همین دو معدن نمک است. آن‌طورکه محمودآقا می‌گوید، این معادن نمک توسط روس‌ها شناسایی شد و برای حمل آن، جاده‌ای به عرض ۳ یا ۴ متر را سنگ‌فرش کردند تا رفت‌وآمد برایشان به‌خصوص در زمستان آسان‌تر باشد. این جاده هنوز هم بین اهالی به جاده روس‌ها شناخته می‌شود.

محمودآقا از وقتی چشم باز کرد، خانواده‌اش را دید که به‌صورت سنتی نمک را از معادن استخراج می‌کردند و می‌فروختند. حتی زمانی را به یاد می‌آورد که با اسب یا قاطر این نمک‌ها را برای فروش به روستا‌های اطراف می‌بردند.

کریمی می‌گوید: آن زمان ابزاری برای استخراج نمک نبود. حتی موادی برای انفجار کوه دردسترس نبود. با ابزار‌های ابتدایی کوه را می‌شکافتند و نمک را بیرون می‌آوردندبا ابزاری به نام «دیلم یا لَرزن» روی کوه نمک. مربع‌های بزرگی رسم می‌کردند بعد با آهنی مثلثی‌شکل که بسیار تیز بود با قدرت به سنگ فشار وارد می‌کردند تا بتوانند آن مربع‌های نمکی را از کوه جدا کنند. این کار حدود دو تا سه ساعت زمان می‌برد. آن روز‌ها سنگ نمک از عمق سی‌سانتی‌متری معدن برداشت می‌شد و به دست مردم می‌رسید.

سال‌۴۲ پدر محمود توانست تراکتوری بخرد؛ «به انتهای تراکتور باربر نصب می‌کردیم و با آن، نمک‌ها را از معدن تا روستا‌های اطراف برای فروش می‌بردیم.»

او در ادامه می‌گوید: نمک در آن روز‌ها بسته‌بندی نبود و شاید یادتان باشد که نمک به‌صورت فله‌ای و سنگ نمک فروخته می‌شد. در دهه ۴۰ و ۵۰ نمک از معدن، کیلویی یک‌قِران برایمان تمام می‌شد و به مردم ۶ قران می‌فروختیم. از درآمدم راضی بودم. آن وقت‌ها این رقم‌ها برای خودش پولی بود.

 

جای خواب درقبال تدریس

محمودآقا دوست داشت درسش را هم درکنار کار ادامه بدهد. برای همین سال ۱۳۵۰ برای ادامه تحصیل در کلاس دوم راهنمایی به مشهد آمد. چون بعداز مهر و شروع مدارس برای ثبت‌نام رفته بود، مدیر مدرسه در خیابان ضد، او را قبول نمی‌کرد. اما معاون مدرسه تا نمره‌های عالی او را در کلاس پایین‌تر دید، واسطه شد که مدیر ثبت نامش کند.

حالا که خاطره‌های آن زمان را برایمان نقل می‌کند، لبخند کم‌رنگی روی صورتش می‌نشیند و می‌گوید: در مشهد کسی را نداشتیم؛ اصلا به این فکر نبودم که شب را کجا بمانم. شیفت دوم مدرسه که تعطیل شد، کنار دیوار مدرسه خوابیدم. این وضعیت سه روز ادامه داشت.

یکی از دانش‌آموزان مدرسه به مادرش گفته بود پسری از روستا آمده که درسش خیلی خوب است، اما جای خوابیدن ندارد و جلو مدرسه می‌خوابد. مادر آن پسر هم به محمود نوجوان پیشنهاد کرد در‌قبال درس‌دادن به پسرش به او جای خواب بدهد. اما بعد‌از مدتی، یکی دیگر از هم‌کلاسی‌هایش پیشنهاد بهتری به او داد.

او تعریف می‌کند: هم‌کلاسی‌ام به نام علی جعفرزاده پیشنهاد داد در‌مقابل جای خواب و لباس، درس‌دادن به او و سه خواهرش را به‌عهده بگیرم. این شد که چهارسال پیش آنها ماندم. در حال حاضر هم با آنها ارتباط دارم. هر چهارنفرشان ادامه تحصیل دادند و برای خودشان کسی شده‌اند.

روز‌ها درس می‌خواندم و شب‌ها با پدرم نمک برای مشتری‌هایمان می‌بردیم. دیگر لازم نبود پدرم در روستای اطراف نمک‌ بفروشد

محمودآقا در‌کنار درس، برای فروش نمک هم بازاریابی می‌کرد. پدرش نمک را از روستا می‌آورد و به رستوران‌ها، نانوایی‌ها و... می‌فروخت. محمودآقا می‌گوید: روز‌ها درس می‌خواندم و شب‌ها با پدرم نمک برای مشتری‌هایمان می‌بردیم. دیگر لازم نبود پدرم در روستای اطراف نمک‌ها را بفروشد.

در دوران دبیرستان هم به دلیل اینکه درسش خوب بود، چند شاگرد خصوصی پیدا کرد و به آنها درس می‌داد. او می‌گوید: پول‌هایم را چه از فروش نمک و چه از درس‌دادن، به مادر دوستم، عالیه‌خانم، می‌سپردم تا برایم جمع کند.

 

خرید کامیون با دوراندیشی عالیه‌خانم

بعد از اتمام دوران دبیرستان در کنکور شرکت کرد و در رشته الکترونیک دانشگاه علوم و فنون تهران قبول شد. با وقایع سال ۵۷ و انقلاب فرهنگی از درس دور شد و به کار روی آورد؛ به‌همین‌دلیل زمانی که دوباره دانشگاه باز شد، دنبال درس نرفت. دوسالی هم در قسمت آزمایشگاه فنی و مکانیک خاک مشهد فعالیت کرد، اما باز هم کار در زمینه نمک را ترجیح داد.

مدیرعامل شرکت نمک ادامه می‌دهد: سال‌۱۳۶۰ بود که تصمیم گرفتم برای ارتقای کارمان کامیون بخرم و نیاز به ۳۰۰ هزار‌تومان پول داشتم. به صاحب‌خانه‌ام گفتم که پول‌هایم را می‌خواهم. در کمال ناباوری دیدم آن خانم پول‌هایم را تبدیل به طلا کرده است و فراتر از تصورم پول داشتم. با کمک پدر و عمویم توانستم کامیون بخرم.

سال‌۱۳۶۱ مجوز استخراج نمک از معدن را از اداره صنایع گرفت و واحد تولیدی و بسته‌بندی نمک را تأسیس کرد. زمین این واحد تولیدی را هم سال‌۱۳۶۲ در رباط‌طرق خریداری کرد. بدین‌شکل اولین کارخانه نمک در استان خراسان بزرگ را پایه‌گذاری کرد.

او می‌گوید: کارم را با یک کارگر شروع کردم. کارمان به‌شدت سنگین بود. از ساعت‌۳ تا ۸ صبح بسته‌بندی می‌کردیم و سپس با نیسان نمک‌ها را بار می‌زدم و به روستا‌های اطراف می‌بردم.

او درباره ۲۵ سال فعالیتش می‌گوید: سال‌۱۳۶۲ به‌عنوان تولید‌کننده نمونه استان انتخاب شدم و یک دستگاه پیکان به من هدیه دادند. آن را فروختم و یک دستگاه نیسان آبی قدیمی خریدم تا در کارم بتوانم از آن استفاده کنم.

دهه‌۷۰ در سازمان غذا و داروی تهران، جلسه هم‌اندیشی با موضوع اهمیت اضافه‌کردن ید به مواد خوراکی برگزار شد. در این جلسه تصمیم گرفتند ید را به نمک اضافه کنند. محمود‌آقا داوطلب شد تا به‌عنوان اولین کارخانه تولید نمک، ید را به نمک‌هایش اضافه کند. بدین شکل از سال ۱۳۷۳ نمک یددار را به بازار ارائه کرد. به‌همین‌دلیل از این سال، مسئول فنی در کارخانه استخدام کرد تا نمک به‌شکل استاندارد به دست مردم برسد.

بعد از شش‌سال دوباره جلسه‌ای در تهران تشکیل شد و در آن جلسه به‌دلیل ناخالصی‌های نمک، تصمیم گرفتند که آن را شست‌شو بدهند. بار دیگر محمودآقا پیش‌قدم شد تا دستگاه‌هایش را برای این منظور ارتقا بدهد و بتواند آنچه از او خواسته شده است، اجرا کند.

 

محمود کریمی

 

دنیای بانمک نمک

در گذشته، نمک کالای لوکسی محسوب می‌شد؛ زیرا یخچال خیلی کم بود و این وسیله کاربرد درست‌کردن بستنی و نگهداری مواد غذایی کاربردداشت. با گذشت زمان و افزایش تولید، نمک از حالت لوکس خارج شد و دردسترس همگان قرار گرفت. در نگاه عوام نمک تنها خاصیت طعم‌دهندگی دارد، این درحالی است که در صنایع غذایی، شیرینی‌پزی، شست‌وشو، صنعت پوشاک و... کاربرد‌های متفاوتی دارد.

درباره کاربرد نمک، محمودآقا می‌گوید: حتی از پودرنمکی که معلق در هوا‌ست و ته‌نشین می‌شود، می‌توان استفاده کرد. به‌عبارتی نمک دور‌ریز ندارد. بخشی از آن نمک خوراکی است، بخشی در کارخانه‌ها و قنادی‌ها استفاده می‌شود. بخشی از نمک تولیدی ما را دامداران استفاده می‌کنند و بخشی دیگر از آن زمستان برای باز‌شدن یخ در جاده‌ها استفاده می‌شود. گرد‌های معلق در هوا را هم که روی وسایل می‌نشیندجارو و بسته‌بندی می‌کنیم و بخشی از آن را به آجیل‌پزی‌ها می‌فروشیم. آنها به نمک خیلی نرم نیاز دارند. شاید بتوان گفت نمک مانند عسل جزو معدود خوراکی‌هایی است که هیچ وقت فاسد نمی‌شود، اما به گفته این تولید‌کننده اگر از زمان مصرفش بگذرد، خاصیت اولیه‌اش کمتر می‌شود.

برخلاف تصور عموم مردم، او در این سال‌های سروکله‌زدن با نمک، نه به بیماری فشارخون مبتلا شده و نه بیماری‌های دیگر.

 

از نمک رنگی تقلبی تا نمک آلوده دریا

گلایه این ساکن محله ابوذر از افرادی است که این روز‌ها از فضای مجازی استفاده می‌کنند و نمک‌های رنگی و قلابی را با این توجیه که باعث درمان بیماری می‌شود، به فروش می‌رسانند. کریمی می‌گوید: این افراد، رنگ خوراکی را از کشور‌های دیگر وارد و به نمک اضافه می‌کنند. این نمک ویژگی خاصی ندارد و تبلیغ آن نوعی کلاهبرداری و سوءاستفاده از مردم است.

او می‌گوید: خاصیت نمکی که از معدن استخراج می‌شود از خاصیت نمک دریا بیشتر است؛ زیرا نمک دریاچه‌های ایران مقداری آلودگی و میکروب دارد. محمود‌آقا دهه‌۷۰ روی خواص نمک دریاچه‌های ایران در شهر‌های مختلف تحقیق کرد، اما در هیچ‌کدام از آنها نه‌تنها خاصیتی ندید، که بیشتر آلودگی و میکروب را تشخیص داد.

او می‌گوید: عبور آب از کنار زباله‌های بیمارستانی و کارخانه‌ها آن را بیشتر از آنکه دارای خاصیت کند، مسموم و آلوده می‌کند و نمک حاصل هم پر از آلودگی خواهد بود. نتایج تحقیقاتم را به سازمان‌های مرتبط اعلام کردم، اما مسئولان به آن توجهی نکردند.

 

مقاومت نسل جدید خانواده در‌مقابل تعطیلی کارگاه

هر کاری و شغلی چالش‌هایی دارد و تولید و بسته‌بندی نمک هم از این قاعده مستثنا نیست. نم و رطوبت، باران و برف آفت کار نمک است. کریمی آهن‌های سقف کارگاهش را نشانم می‌دهد و می‌گوید: باران که می‌بارد، خاصیت نمک به روند زنگ‌زدگی آهن‌های سقف سرعت می‌دهد. به همین دلیل هر‌چند‌سال یک بار باید سقف‌ها را ترمیم کنیم.

این روز‌ها او کارگاه تولیدی‌شان را به دست نسل جدید خانواده یعنی پسرش و پسر برادرش مجتبی کریمی سپرده و بیشتر، کار‌های اجرایی را به عهده دارد. او می‌گوید: ایده‌های جدیدی درخصوص ترکیب نمک با مواد دیگر داشتیم. اما مقابلمان آن‌قدر سد گذاشتند که از انجامش منصرف شدیم.

آنها برای انجام کارهایشان آن‌قدر با مشکلات ریز و درشت مواجه شده‌اند که در مقطعی به این نتیجه رسیده‌اند کارگاه تولید‌شان را جمع کنند. اما نسل جدید خانواده به هر زحمتی کارگاه را سر پا نگه داشته است.

 

محمود کریمی

 

مردی که چم و خم کار را می‌داند

مهدی مشعوف وارد دهه پنجم زندگی‌اش شده و نزدیک به دو دهه است که با کار در کارگاه نمک آشناست. او از هشت‌سال قبل با محمود‌آقا کار می‌کند. حالا هم مدیریت صنعتی این کارگاه را به عهده دارد.

ایده‌های جدیدی درخصوص ترکیب نمک با مواد دیگر داشتیم. اما مقابلمان آن‌قدر سد گذاشتند که از انجامش منصرف شدیم

مهدی‌آقا می‌گوید: کارخانه‌ای سمت فریمان اجاره کرده بودم و نمک به افغانستان می‌فرستادم. همان وقت‌هایی که کارم به مشکل خورد، با محمود‌آقا آشنا شدم و از مشکلات و موانعی که در کار وجود داشت، با او صحبت کردم. بعد از مدتی هم محمود‌آقا با شناختی که از کارم پیدا کرده بود، به من پیشنهاد همکاری داد. صادقانه فوت و فن کار را یادم داد و حالا کنار هم سال‌هاست با مشورت و همفکری کار را پیش می‌بریم.

او درباره کار با محمود‌آقا می‌گوید: کار را می‌شناسد. به قول ما چم‌و‌خم کار دستش است. سود و ضرر کار را می‌داند. بدون اینکه به حساب‌های دفتر نگاه کند، می‌داند که چه میزان تولید داشته‌ایم، چه مقدار برای فروش به شهرستان‌ها ارسال شده است و....

 

نمک‌گیر کارگاه نمک

سعید توکلی ۲۵ سال دارد و متأهل است. او ۱۰ سال است از این کارگاه نان به خانه می‌برد. وارد‌شدنش به کارگاه نمک را هم این‌طور برایمان نقل می‌کند: خیلی بچه بودم که دور‌و‌بر کارگاه بازی می‌کردم. محمودآقا من و دوستانم را مشغول بازی دید. دوستانم تا او را دیدند، فرار کردند، اما من ایستادم. محمودآقا صدایم زد و گفت بروم کار‌های خرده‌ریزه کارگاه را انجام بدهم. وقتی پول کف دستم گذاشت، انگار دنیا را به من داده بودند. از فردا هر‌روز می‌رفتم به کارگاه تا کمک‌خرج خانه باشم. بزرگ‌تر که شدم، هم به مدرسه می‌رفتم و هم فوت‌و‌فن کار را یاد می‌گرفتم.

او با همین پشتوانه و کاری که آرام‌آرام یاد گرفت، زندگی مشترک تشکیل داد. سعید علاوه‌بر اینکه در این کارگاه فعالیت دارد، کار‌های دیگری هم انجام می‌دهد، از کار‌های ساختمانی تا سایر کارها. هر کاری را که انجام می‌دهد، بازهم کار کارگاه نمک را تعطیل نمی‌کند. او می‌گوید: نمک‌گیر این کارگاه شده‌ام و نمی‌توانم از آن جدا شوم.

 

* این گزارش سه‌شنبه ۱۴ مهرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۷ شهرآرامحله منطقه ۷ و ۸ چاپ شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
05:00
03:04
اینستاگرام