روایت ایستگاه شورلت خیابان آزادگان
همه ما محلههایی را میشناسیم که در گذر زمان تغییر کردهاند، اما کمترافرادی هستند که بدانند پشت هر تغییر، چه آدمها و چه داستانهایی نهفته است. جستوجو در تاریخ شفاهی محله شریف، ما را به همین هویت محله و تغییرات کوچه و خیابانهایش پیوند میزند و احسان شوکتیان کسی است که راوی ما در این مسیر است. او از دهه ۷۰ ساکن این محله شده است و حالا که با او در محله قدم میزنیم، خاطرات گذشته را برای ما مرور میکند.
۱۶ سال بیشتر نداشتم که آرایشگر محله شدم. یکیدوسالی مستأجر بودم و بعد، در سال ۷۲، این مغازه را در خیابان دادگر به مبلغ یکمیلیونو ۲۰۰ هزارتومان خریدم.، چون سنم کم بود، اوایل کسایی که به مغازهام میآمدند، میپرسیدند استاد کی میآید. بعد که میفهمیدند خودم کار را انجام میدهم، با دودلی روی صندلی مینشستند.

این محدوده در مقابل آزادگان ۶ در دهه ۷۰ یک پادگان نظامی بود. یک روز ساعت ۲ ظهر در خانه مشغول استراحت بودم که صدای زنگ بلند شد. پشت در ۳۰سرباز بودند که قرار بود سر آنها را من بتراشم. تابهحال این تعداد مشتری یکجا نداشتم. بعد آن، تا مدتها هرماه برنامه تراشیدن سر سربازهای پادگان برقرار بود.

قبل ساختهشدن پل صیاد، من شاگرد مغازه آرایشگری ابتدای سهراه زندان بودم. اوایل دهه۷۰ یک روز که در مغازه مشغول کار بودیم، بوی دود، فضای محله را برداشت و بهدنبالش آژیر ماشینهای آتشنشانی بلند شد. آتشسوزی زندان وکیلآباد و فرار بعضی زندانیها، تا یکهفته، محله را ناامن کرده بود و مأموران شبانهروز در محله گشت میزدند.

جایی که الان درمانگاه ولیعصر (عج) در خیابان آزادگان است، یک زمین بزرگ بود که تعمیرگاه شورلت بود. اسم احمد خیامی را که مالک آن بود، بارها شنیده بودم. تاکسی و خط اتوبوس اینجا، توقف میکرد و به «ایستگاه شورلت» معروف بود. وقتی با مادرم بودیم و تاکسی میگرفتیم، او میگفت: «میرویم شورلت.»

عباسآقا استاد آرایشگری من بود که چموخم کار را پیش ایشان یاد گرفتم. من از سیزدهسالگی برای شاگردی به مغازه استاد میرفتم. از خوبیهای ایشان این بود که همه ریزهکاریها و به قول معروف فوت کوزهگری این حرفه را به من آموخت. خاطرم است همان زمان تشویق و ثبتنامم کرد که درکنار کار، ادامه تحصیل بدهم و حتی کتابهای درسیام را خودش گرفت.

نانوایی بازارچه تجاری «دادگستر» اولین نانوایی محله ما بود. این نانوایی که اولین نانوایی شورای آرد و نان مشهد بود، سال۷۲ در این محله راهاندازی شد. خاطرم هست آن زمان شاطر فیش کاغذی میداد و با دستکش، پول را از مردم میگرفت. بهقدری کیفیت نان این نانوایی خوب بود که برای خرید نان از محلات دیگر به اینجا میآمدند.
* این گزارش پنجشنبه ۱۸تیرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۴۴ شهرآرامحله منطقه ۱۱ و ۱۲ چاپ شده است.