روزهای برگزاری مراسم تشییع پیکر رهبر شهیدمان، مسجد جوادالائمه (ع) میزبان بیشاز شصتبانویی بود که کنار ششتنور گازی و سه تنور گِلی بیوقفه نان میپختند و نان عزاداران را آماده میکردند.
احسان شوکتیان میگوید: جایی که الان درمانگاه ولیعصر (عج) در خیابان آزادگان است، یک زمین بزرگ بود که تعمیرگاه شورلت بود. اسم احمد خیامی را که مالک آن بود، بارها شنیده بودم. تاکسی و خط اتوبوس اینجا، توقف میکرد و به «ایستگاه شورلت» معروف بود.
حسینعلی چنگیزی به یاد همه سالهایی که صرف نانرسانی به سفرههای اهالی شهر کرده، هنوز هم ساعتی از روز را در نانوایی سپری میکند. میگوید: باید خوب بپزیم و نگذاریم نعمت خدا، اسراف شود. با این کار برکت میآید توی کارَت.
بهرهبرداری از یک نانوایی و یک زمین چمن مصنوعی به نام شهیدمولایی در رسالت ۸۱ در محله سیسآباد جلوه تازهای به محله بخشیده است؛ این زمین ورزشی قرار است به پاتوقی برای کودکان و نوجوانان محله تبدیل شود.
بعد از آغاز جنگ تحمیلی سوم، فاطمهخانم در خانه کوچک و پرمهرش نزدیک شلوغبازار، تصمیمی شیرین و خوشمزه گرفت. او خواست که نان و کلوچههایی را برای مردم و به نیت شهدای این جنگ بپزد و در تجمعات مردمی توزیع کند.
«غلامحسین آشنا» از ساکنان محله کشاورز است. آشنا ۲۶ سال از ۴۷سالی را که از خدا عمر گرفته نان سفره زن و بچهاش را از تنورِ تنورمالی بیرون آورده است. او میگوید: قبلترها «تنور» سرجهازی هر خانه بود.
فاطمه شافق متصدی نانوایی محله سعدآباد است که با خانواده در این حرفه فعالیت دارند. این نانوایی از سال ۱۳۴۹ پابرجا شده و حال با ۶کارگر روزی ۴ هزار نان به دست مشتری داده میشود.
ازدحام جمعیت در معبرِ شناختهشده «مزینانی»، با چهارصدمتر طول و بیستفرعی، آنقدر زیاد است که تردد در آن برای عابران و خودروها، با دشواریهایی همراه است. میانبر بودن و ساختوسازهای غیرمجاز، از دلایل این تراکم به شمار میرود.
مرتضی عظیمی، مدیر یکی از مجتمعهای نان محله احمدآباد در منطقه یک، از پنج سال پیش به خاطر علاقه و رشته تحصیلیاش که صنایع غذایی است، به پختن نان روی آورد. سال گذشته هم جزو چهار نانوایی نمونه شهر شده و به خاطر رعایت نظافت از او تقدیر شد.
خاطرات حمید صادقیان با بازارمحله حجاب۷۹ بیشتر از هرچیز، از جنس کسبوکار است. به قول خودش از ۸ صبح تا ۱۰شب با کسبه و مردم این محل معاشرت داشته و این همنشینی خاطرات مختلفی برایش رقم زده است.
ربابه حسینیزرگری، به واسطه اشتغال همسرش در شرکت رازی، از نخستین ساکنان خانههای سازمانی، میگوید: آن زمان، محله تربیت، بیابان و برهوت بود و بهمرور و با سکونت افراد در شهرکهای همجوار، رنگ آبادی گرفت.
حاج محمد حسینقنبری از همان ۴۰ سال پیش که نخستین نانوایی تنوریاش را در محله طلاب مشهد راه انداخت هنوز محکم، قوی و با اراده است.
فرق این نانوایی با بقیه نانواییها همین است؛ اینکه پشت تنور گرم نانوایی خیابان ظفری یک خانواده حضور دارند، شریک و همدل هم هستند و هرروز، صبحشان را با هم و پای تنور آغاز میکنند.
نانوایی خانواده تفقدرُخی در جای شلوغ و توی چشمی نیست، بااینحال هم مشتری دارد؛ هم نان خوب دست مردم میدهد. میگوید: نانوایی خوب را هرجا باشد، پیدا میکنند و حتی ساعتها در صفش میایستند.
قاسم عبداللهیشکیب با تخلیه روزانه ۳۰۰ کیسه آرد ۴۰ کیلویی، واسطه پخت نان در منطقه ۳ و ۴ است. او باید هرچه زودتر کار را تمام کند و سراغ دیگر نانواییهایی برود که چشمانتظار سهمیهشان هستند.
سیدرضا رضوی که عطر خوش نانهایش دریادل را پر میکرد و خیلی از قدیمیهای محل به عشق خوشوبشکردن با او صبحها تا نانوایی سنکگ رضوی میآمدند، هم ریشسفید محل بود و هم دست بهخیر داشت.
«محمد فیوجی» مسئول نانوایی کاظمی و «علی بخشیپور» شاطر این نانوایی در محله وحید هستند. آنها از ۳۰ سال گذشته نان میپزند و به دست مردم میدهند.
پدرم همیشه وقتی در نانوایی بود میگفت، مراقب باش نان حلال برای خانواده ببری، در شغل ما یکی از مصادیق نان حلال این است مردم نانی که سر سفره میبرند، با خدابیامرزی بخورند.
یحیی اخلاقی ۶۲ ساله مدت ۴۵ سال است که در حرفه نانوایی کار میکند. او از سال۷۸ به محله بهشتی و در این مدت تغییری در کیفیت نانش ایجاد نشده است.
علیآقا از وقتی به یاد دارد، پای تنور بوده است. او بین در و همسایه، معتمد محله و کاسبی خوشبرخورد به حساب میآید که انسانیتش را از کسی دریغ نمیکند. نمونه آن هم دیوار مهربانی نانواییاش است.