نبود انگیزه، کمک داور مشهدی را بازنشسته کرد
چهاردهسال پیش که وارد فهرست کمکداوران لیگبرتری شد، هنوز برادرش، رضا سخندان، پرچم میزد؛ برادری که با کولهباری از افتخارات در این عرصه، ورودش به این وادی را سخت کرده بود. آنموقع سؤال بسیاری از اهالی ورزش این بود که آیا یعقوب سخندان میتواند پا جای پای برادرش بگذارد؛ برادری که با چهاردهبار حضور در شهرآورد پایتخت و پرچمزدن بزرگترین بازی لیگبرتر فوتبال در کانون توجهات بود و حالا یعقوب باید برای بهدستآوردن نام و اعتباری برای خودش، دوچندان تلاش میکرد.
یعقوب سخندان چهاردهسال کمکداور لیگبرتری بود و حالا سرانجام پرچمش را آویخت و از دنیای قضاوت خداحافظی کرد. او در سمینار پیشفصل داوران فوتبال استان رسما تصمیمش را اعلام کرد و حالا دیگر باید به دوران بازنشستگی از داوری و نظارت در لیگبرتر بیندیشد. او در گفتوگو با شهرآراورزشی از دلایل این تصمیم و اتفاقاتی که طی این سالها بر او گذشت، سخن میگوید.
چه تصمیم ناگهانیای! چه شد که از دنیای داوری خداحافظی کردید؟
راستش را بخواهید، دیگر انگیزه نداشتم و گفتم بگذار چهارتا جوان بیایند و کیفش را ببرند.
نوع بیانتان مشخص است که بدجور دلخورید.
دلخور که نه، اما دیگر انگیزه نداشتم. از طرفی، وضعیت شغلی و خانوادگی هم مزید بر علت بود تا تصمیم به این خداحافظی بگیرم. واقعا برای دختر پنجششسالهام سخت بود که دائم از خانه دور باشم.
فکر میکنید در داوری به آنچه حقتان بوده است، رسیدهاید؟
من آنچه در توان داشتم، عرضه کردم. جاهایی که میخواستم، رفتم و قضاوتهایی را که باید، انجام دادم. این شد که تصمیم گرفتم یکیدو سال زودتر خداحافظی کنم تا جا برای جوانترهایی که استعدادی دارند، باز شود. وقتی گام بعدی برای آدم وجود ندارد، باید کنار برود دیگر.
چرا گام بعدی در داوری برای شما وجود نداشت؟ آیا مانعتان شدند؟
خسته شدم. وقتی انگیزهات را از دست بدهی، دیگر بعضی چیزها برایت مهم نیست. من در اوج کار خود دو بار در فهرست نهایی بینالملل بودم، اما....
اما چه؟
حتی رئیس وقت کمیته داوران به من زنگ زد و تبریک گفت، اما فردا صبحش دیدم نام کسانی دیگر در فهرست است و من را خط زدهاند. در همه تستها نمرههای بالا گرفتم، ولی متأسفانه معیارها و پارامترهای انتخاب نهایی چیز دیگری بود که ظاهرا بر اساس شایستگی نبود.
در همه تستها نمرههای بالا گرفتم، ولی متأسفانه معیارها و پارامترهای انتخاب نهایی چیز دیگری بود
یعنی به ناحق بینالمللی نشدید؟
صددرصد. یکبار حتی رفتم پاسپورتم را هم گرفتم، اما در دقیقه آخر باز نامم را از فهرست خارج کردند و گفتند شما هنوز جوانید و بگذارید داوران باتجربهتر بینالملل شوند تا نوبت به شما هم برسد. از سیودوسالگی تا سیوپنجسالگی هر سال میتوانستم در فهرست بینالملل باشم، اما ادعاهای کذبی مطرح کردند که بعدا فهمیدم همهاش دروغ بوده است.
چه ادعایی؟
دوستان میگفتندایافسی نامه داده است که داوران بیش از ۳۲ سال را بینالملل نکنید؛ درحالیکه بعد فهمیدم تا سیوپنجسالگی هم فرصت بوده و اساسا چنین توصیهای از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا، دروغ بوده است.
چند سال داور لیگبرتر بودید؟
چهاردهسال در سطح لیگبرتر پرچم زدم که دو سال از این دوران، نامم از خارج از استان برای فدراسیون اعلام شد.
یعنی چه؟
بهعلت کودتا و اتفاقاتی که در هیئتفوتبال افتاده بود، آقایان دوسال نامم را از استان خراسانرضوی به فدراسیون ندادند و من هم مجبور شدم از طریق هیئتفوتبال خراسانشمالی به فهرست داوران لیگبرتری معرفی شوم.
امسال چطور؟ آیا امسال هم قرار بود از بجنورد در فهرست داوران لیگبرتر باشید؟
نه، امسال حمید متینمقدم، رئیس کمیته داوران هیئتفوتبال استان که از رفقای خوب من است، با من تماس گرفت، اما دیگر قسمت نشد و تصمیم به خداحافظی داشتم. اصلا من سال گذشته میخواستم از داوری خداحافظی کنم و قرار بود بازی خداحافظی هم برایم گرفته شود، اما یکباره جنگ شد و مسابقات نیمهتمام ماند.
سال گذشته چند بازی را در لیگبرتر پرچم زدید؟
فکر میکنم هفت یا هشت بازی.
در این سالها بارها تجربه کمکداوری دیدار سرخابیهای پایتخت با حریفان را داشتهاید. کدام بازی برایتان سختتر بود؟
من از یک بازی دیگر بهعنوان سختترین بازی این سالها یاد میکنم. یادم میآید یکیدو سال پیش دیداری بین سپاهان و آلومینیوم اراک را مرتضی منصوریان قضاوت کرد و من هم کمک آن بازی بودم. بازی بسیار جنجالی و پرحاشیهای بود و به همین دلیل از آن بازی بهعنوان سختترین و خفنترین بازیای که پرچم زدم، یاد میکنم.
* این گزارش ۵ مرداد ۱۴۰۵ در صفحه ورزش روزنامه شهرآرا شماره ۴۸۱۸ منتشر شده است.