زهرا رجعتی با ۶ ماه تمرین مقام سوم کاراته کشور را به دست آورد
بلوک ۹ مجتمع هماکاردر محله نقویه مشهد، محل زندگی نوجوان ۱۵ سالهای است که با اتکا به قدرت خداوند و رحمت او، توانسته با کمربند نارنجی، یعنی ابتداییترین کمربندی که به یک کاراتهکا ارائه میشود، پس ازتنها ۶ ماه تمرین، به مقام سوم کاراته در رده نوجوانان کشور دست یابد.
برای کسب مقامی کشوری در ورزشهای رزمی، باید حداقل کمربند قهوهای داشته باشی که چندین کمربند بین آن و کمربند اولیه، یعنی نارنجی فاصله است؛ اما زهرا رجعتی توانسته تمام این فاصلهها را با انگیزه و اعتماد به نفس قویای که داشته، طی کند. او میگوید: وقتی ضربات را خوب میزدم، مربی باشگاهام تشخیص داد توانایی شرکت در مسابقات را دارم و من با هزینهای که خانوادهام به سختی تهیه کرده بودند به این سفر رفتم تا به پاس زحمات مربی و پدر و مادرم، مدرسهام و محلهام که زیاد شناخته شده نیست، افتخار کسب کنم.
اول خدا و بعد پدر و مادرم
تمام موفقیتم را در هر عرصهای اول مدیون خدا هستم و بعد پدر و مادرم. به اینجای صحبتاش که میرسد. آقای رجعتی پدر زهرا میگوید: ما وضعیت مالی خوبی نداریم و به سختی توانستیم زهرا را به کلاس کاراته بفرستیم، اما به دلیل اینکه میخواهم فرزندانم در آینده به جایی برسند، این امکانات را در اختیار زهرا و فرزندان دیگرم میگذارم.
زهرا نه تنها صاحب مقام سوم کشوری در رشته کاراته است، بلکه در اخلاق و درس هایش هم ممتاز است
چون میبینم فرزندم قدر امکاناتی که برایش مهیا میکنم، میداند و از انجام هرنوع خدمتی، هر چقدر هم اندک و در حد بضاعتمان، به بهترن نحو استفاده میکند. زهرا نه تنها صاحب مقام سوم کشوری در رشته کاراته است، بلکه در اخلاق و درس هایش هم ممتاز است و همیشه نمرههای خوبی در کارنامهاش دارد.
اطمینان داشتم مقام میآورم
همیشه از گوشه و کنار میشنویم آدمهایی که در شرایط سخت زندگی میکنند، خیلی سریعتر از سایران میتوانند به پیشرفت برسند، چون قدر امکاناتی که دارند، میدانند. زهرا مصداق یکی از این آدمهاست که به گفته خودش، اعتماد به نفساش در مدرسه راهنمایی مریم توکلیزاده که محل تحصیل اوست و زیاد با منزلش فاصله ندارد، زبانزد همه است.
شاید او از خیلیها شنیده باشد که با نداشتن برخی امکانات، نمیشود به پیشرفت رسید؛ ولی زهرا آینده روشنی برای زندگی کاری و ورزشیاش ترسیم کرده و میگوید: با مشخص کردن هدفهای کوتاه مدت و بلند مدتی که برای خود تعریف کردهام، سعی دارم در راستای آنها با قدرت تمام پیش بروم و هیچ گاه از اینکه پشت محکمی، چون خدا دارم، غافل نشوم.
من حتی خیلی پیش از اینکه مسابقه شروع شود، میدانستم و یقین داشتم که حتما مقام میآورم، چون خیلی تمرین کرده بودم و دلم به خدا و انگیزهای که پدر و مادرم به من داده بودند، محکم بود و اطمینان داشتم مقام میآورم که سوم شدم و وقتی مدال را برگردنم انداختند، اولین کسانی که این خبر را به آنها دادم تا خوشحالشان کنم، پدر و مادرم بودند.
تلاش، هدف و توکل
او در ادامه به رشته تحصیلی مورد علاقهاش که فیزیک هستهای است اشاره میکند و یادآور میشود: اگر کسی بخواهد در زندگی موفق شود، نباید محدودیتها زیاد فکرش را به خود مشغول کند، بلکه باید تلاش کند و هدف مشخصی داشته باشد و بعد به خدا اطمینان داشته باشد که هیچ وقت پشت بنده پرتلاشش را خالی نمیکند.
به نوجوانان هم سن و سال خودم هم پیشنهاد میکنم برای اینکه در درسشان موفقتر باشند، بهتر است که ورزش را در برنامههایشان ببینند، چون آدمی که بدنش سالم باشد، فکر و ذهناش هم بهتر کار میکند.
*این گزارش بهمن سال ۹۰ در شماره شش شهرآرامحله منطقه ۱۲ چاپ شده است.