معامله «مظلوم» با خدا
شهرکهای شهید رجایی و شهید باهنر هرچند بهعنوان مناطق کمبرخوردار شهر شناخته میشوند و بهراستی هم اهالی آن اکثرا کمبرخوردار از یک سفره پر از نان هستند، اما در میان آنها افرادی پیدا میشود که باوجود داشتن شرایط مالی مساعد، زندگی در این منطقه را هنوز ترک نگفته و ماندهاند تا با تمام آنچه در توان دارند به اهالی خدمت کنند و باری از روی دوش آنها بردارند و درحقیقت با خدا معامله کنند.
الیاس مظلوم هم از همین دست افراد است که هرچند لباس روحانیت برتن دارد و امام جماعت مسجد است، اما به وقتش که میشود آستین بالا میزند و از خاک و گچکاری ساختمان گرفته تا لولهکشی خانههای اهالی نیازمند محل را هم انجام میدهد. البته به قول خودش همه این کارها را از اول بلد نبوده، اما از آنجایی که نمیخواهد کار مردم روی زمین بماند خودش کمر همت را بسته و هرکاری که نیاز بوده است برای کمک به مردم آموخته است.
این طلبه جوان محله که حدود ۳۰ سال دارد خودش بزرگ شده همین محلات است و باز هم به قول خودش فراتر از رنج کشیده، رنج چشیده است و حال نداریهای مردم را میفهمد و هوای آنها را دارد.
او به همراه اهالی و جوانان محل، البته آنهایی که همسو با او به دنبال حل گرهی از زندگی نیازمندان هستند کارهای مختلفی در محله انجام میدهد، از ساخت حمام گرفته تا تأمین جهیزیه و اقلام خوراکی برای آنهایی که آبرو دارند، ولی دخلشان به خرجشان نمیرسد.
فعالیتهای این جوان جهادی از حدود ۲ سال پیش در مسجد حضرت زینب (س) در کوچه حمام شروع شده است و حالا در مسجد جوادالائمه (ع) محله کشاوزر بهعنوان مدیر مسجد، امام جماعت شب مسجد و مسئول پایگاه بسیج شهید قاضیطباطبایی فعالیت میکند و تا آنجایی که بتواند گره از کار اهالی میگشاید.
قرار ما برای گفتگو با او در مسجد جوادالائمه (ع) است. مسجدی که برای سرپاکردن و سرپا نگهداشتن آن حاج آقای مظلوم با همراهی اهالی محل زیاد تلاش کردهاند. از آنجایی که قبل از ظهر است و هنوز وقت نماز نشده درهای مسجد بسته است. با زدن زنگ مسجد پسری حدود ۵ ساله که هنوز مدرسه نمیرود به اسم حسین در را برای من و حاج آقا باز میکند تا در اتاق جلسات به گفتگو بنشینیم.
حسین از آنجایی که زیاد احساس مسئولیت میکند، در غیاب پدرش کارهای مسجد را با همین سن و سال کمی که دارد به همراه مادرش سامان میدهد. او برهمین اساس نهتنها تا دفتر که حتی در زمان مصاحبه نیز ما را همراهی میکند و هر از چند گاهی کتابهایش را میآورد و چیزهایی که از حاج آقا یاد گرفته برای من میگوید و سورههای حمد و توحید و کوثر را دست و پا شکسته با همان لحن کودکی برایم از حفظ میخواند.
این آموختههای او هم یکی از فعالیتهایی است که حجتالاسلام جوان مسجد انجام میدهد البته مادر حسین آقا هم در به خاطر سپردن آیات کم نقش نداشته است.
درد چشیدهایم
حاج آقای مظلوم که دغدغه اصلیاش پررنگکردن نقش مسجد در محله است صحبتهایش را اینگونه شروع میکند: ما خودمان بزرگ شده همین مسجد هستیم. از نزدیک با مردم محله در ارتباط بوده و هستیم و به فرمایش اساتید درد کشیده نه که درد چشیدهایم. قبل از اینکه شبکههای مجازی وجود داشته باشد ما شبکه مساجد را داشتیم و در همین شبکه بزرگ شدیم.
جلسات مذهبی و مراسمی که شرکت میکردم باعث شد عاشق این فضا شوم و الان علاوه براینکه فارغالتحصیل دانشگاه رضوی هستم، طلبه سطح ۲ حوزه نیز هستم. از بچگی در همین مسجد نماز میخواندم و فکر نمیکردم یک روز امام جماعت اینجا شوم.
قبل از اینجا امام جماعت مسجد حضرت زینب (س) بودم و فعالیتهایم را از آنجا شروع کردم. آنجا گروههای مختلف ورزشی را راه انداختیم و با بچهها کوه میرفتیم. صندوق قرضالحسنه داشتیم و گروه خیریه راه انداخته بودیم که با کمک اهالی و کسبه تأمین هزینه میشد. حتی طرحی را راهانداخته بودیم که هر ماه کسبه مقداری پول میدادند و با آن به خانوادههای نیازمند کمک میکردیم. کمکها هم شکلهای مختلف داشت از خرید دارو بگیرید تا تأمین جهیزیه و دادن خرج دامادی.
در مسجد جوادالائمه (ع) هم فعالیتهای مختلفی مانند برنامههای تابستانی و کلاسهای تکواندو و مهد قرآنی داشتیم ولی مشکل اصلی که در این منطقه وجود داشت این بود و البته هست که خیلی اهالی محله پای کار مسجد نیستند و از طرفی مهاجر در منطقه زیاد است و مکان مسجد هم کمی پرت است و زمینهای اطراف مانع میشود افراد راحت رفت و آمد کنند.
حدود یک ماه پیش مسئولیت پایگاه بسیج مسجد را هم به من دادند که همین مسئولیت شروع فعالیتهای جهادی را در بر داشت چراکه میخواستم اهالی بدانند بسیج فقط گشتزنی نیست و محرومیتزدایی از اولویتهای آن است.
به همراه آقای غزنوی که قبلا فرمانده پایگاه بودند و آقای تیرانداز که هردو عضو هیئت امنای مسجد هستند با اولویت محرومیتزدایی از جیب خودمان شروع به فعالیتهای جهادی کردیم. متأسفانه در این زمینهها امام جماعت مساجد حمایت نمیشوند و حتی خیلیها به خاطر بهروزنبودن نمیتوانند بصیرت افزایی داشته باشند. برای اینکه کار مردم زمین نماند خودم بنایی و دیوار چینی میکردم و حتی بعد که در این کار افتادم لولهکشی را هم یاد گرفتم.

هیچ پولی نداشتیم
خدا را شکر در این مسیر خداوند متعال همیشه یاریگر ما بوده است. یادم هست برای موزائیک کف حیاط و سنگکردن دیوارهای مسجد، داربست بستیم و هیچ پولی هم برای هزینه داربست نداشتیم. همان روز یکی از دوستان زنگ زد و گفت میخواستم برای پدرم مجلس ترحیم بگیرم ولی بهنظرم رسید در راه خیری هزینه شود بهتر است.
همان ۲ سال پیش که در مسجد حضرت زینب (س) بودم پوشههایی را برای شناسایی اهالی نیازمند محله ایجاد کردیم و در دستهبندی خانوادههای بدسرپرست، بیسرپرست، مزدوجین و دیگر نیازها و نیازمندان منطقه را شناسایی و فهرست کردیم تا در مناسبتهای مختلف بتوانیم بستهها را برحسب نیاز توزیع کنیم. این فهرست به ما خیلی کمک کرد. حتی در آن تمامی درآمدها و هزینهها را یادداشت میکردم.
البته بنای ما فقط سیر کردن شکم نیازمندان نبود بلکه به دنبال آموختن ماهیگیری به آنها و پایگاه کردن مسجد در حوزههای اقتصادی بودیم. به عنوان مثال یکی از برنامهها این بود که هرکدام از نمازگزاران در شغلی که هستند بعد از نماز بیایند و چند دقیقهای کار خود را معرفی کنند.
اگر شاگرد میخواهند از همان جمع انتخاب کنند یا اینکه میخواستیم با کمکهایی که از کسبه جمع میشد چرخ خیاطی تهیه کنیم و در اختیار یکی از نیازمندان برای کار بهطور امانت بگذاریم یا حتی با دستگاه پرس برای یکی از اهالی کار ایجاد کنیم. این طرحها در مسجد حضرت زینب (س) مطرح شده بود ولی در مسجد جوادالائمه (ع) چندان پای کاری برای اجرای آنها نبود.
در این مسجد خودم سراغ خانوادههای نیازمند رفتم و با کمک چند نفر از اهالی کارهایی انجام دادهایم. کار اخیری که در دست داریم ساخت حمام و دستشویی برای یک پیرزن و پیرمرد است که به خاطر نداشتن حمام و دستشویی در داخل خانه مجبور بودند در هوای سرد داخل حیاط بیایند و از همه بدتر اینکه، چون حاج آقا مشکل دارند و با آب سرد تنظیف میشدند، بیماریشان را تشدید میکرد.
احتمالا تا یکی دو روز آینده کار این خانه تمام شود. کاری که قرار است برای دیگران انجام دهم احساس میکنم که برای خودم است و خیلی وقتها بیشتر از صاحبخانهها خودم جوش میزنم و نگرانم.
آقایان عباسی، یوسفی، تیرانداز و خسروی از اهالی همین محله هستند که در انجام کارها خیلی کمک میکنند. در ساخت همین خانه فقط یک مقدار در حد کاشی و سرامیک سپاه به ما کمک کرد و همه هزینهها از جیب خودمان بود. حتی جالب است که شن را هم یکی از اهالی که بنایی داشت مشارکت کرد و داد.
کمکهایی که به اهالی کردهایم متفاوت بوده است مثلا جوانی فوت کرده بود و مادرش هزینه دفن و مراسم را نداشت که کمکش کردیم یا اینکه خانمی بود و میخواست ترک کند که ما هزینه اردوگاه را دادیم. درکل وقتی اهالی مشکلی را مطرح میکنند بررسی میکنم و اگر صحت داشته باشد کمک میکنیم.
زندگی روی کارتن
یک نمونه هم خانمی بود که با دخترش روی مقوا و کارتن زندگی میکردند و ما برای آنها فرش و بخاری خریدیم. البته بهزیستی به خاطر شرایط بدی که داشتند دختر را برد ولی به هرحال کمکی که از دست ما برآمد، انجام دادیم.
یک نمونه هم خانوادهای بودند که در این دهه با پیشرفت تکنولوژی، چون یخچال نداشتند گوشتی اگر از این طرف و آن طرف به آنها میرسید، خشک میکردند یا غذایی اگر داشتند در یخچال همسایه میگذاشتند که برای آنها هم یخچال تهیه کردیم. در همین محله خانمی زندگی میکرد که، چون در خانه حمام نداشت در روستای پدریاش حمام میرفت.
به عبارت بهتر پول حمام عمومی رفتن در شهر را هم نداشت. با کمک سپاه برای این خانم هم حمام ساختیم. این خانم شوهرش سرطان داشت و از بیمارستان جوابش کرده بودند و ۲ دختر هم داشت که البته همسرش فوت کرد و به رحمت خدا رفت.
به خانوادههایی که بیماریهای خاص دارند یا در بیمارستان هستند هم بهصورت قرضالحسنه و بلاعوض سعی میکنیم کمک کنیم، اما متأسفانه هزینه این بیماریها آنقدر زیاد است که چندان کاری نمیتوانیم بکنیم و پیش آمده است که خیلیها به همین خاطر از دنیا رفتهاند. الان هم یک کانال تلگرامی زدهایم که همه کسانی که دستی در کارهای خیر دارند در آن عضو هستند.
در کل مناطقی که ما در آنها زندگی میکنیم ظرفیتهای زیادی دارند که نیاز است به این ظرفیتها توجه شود. جوانها بهدلیل شرایط منطقه پدر و مادرهایشان را مجبور به کوچ میکنند و آرزو دارند که حداقل آن طرف صدمتری بروند. با رفتن اهالی هویت این منطقه کم کم از دست خواهد رفت، اما اگر حداقل توجهی ایجاد شود و همین مساجد به یک پایگاه اقتصاد مقاومتی و مهارتآموزی تبدیل شوند، میتوان بسیاری از معضلات اجتماعی را حل کرد.
آرزویم این است که در آینده بتوانم در این منطقه کارآفرینی و اقتصاد مقاومتی را که مدنظر مقام معظم رهبری نیز هست راه بیندازم.
*این گزارش دوشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۷ در شماره ۳۲۴ شهرآرامحله منطقه ۶ چاپ شده است.