خانم دست به آچار!
یکی از بخشهای پرچالش در شهرداری معاونت شهرسازی است. ارباب رجوعانی که هر روز با عصبانیت و حق به جانب بودن وارد این اتاق میشوند و تمام خشم خودشان را با صدای بلند فریاد میزنند.
اما فقط صدای بلند ارباب رجوع است که شنیده میشود و مهندس کیخا که معاونت این قسمت را برعهده دارد با صبر و شکیبایی صحبتهای آنها را میشنود و موضوع را حل و فصل میکند. شاید اگربه سالهای قبل برگردیم، هنگامی که صحبت از برخی مشاغل میشد بیشک مهندسی را حرفهای مردانه میدانستند و برای بانوان جایگاهی در آن متصور نبودند، اما برخلاف تصور عموم، بانوان با ورود به این عرصه توانستند توانمندیهای خود را ثابت کنند و همه تصورات را برهم بزنند. مانند بانو مهندس سارا کیخا که توانسته در این حوزه خود را به اثبات برساند.
میخواهم کارم دقیق باشد
۱۴ سال سابقه کار در شهرداری را دارد و چند سالی است سکان هدایت معاون شهرسازی منطقهمان را به دست گرفته است. او بیشتر در پست رئیس شهرسازی در مناطق مختلف مشغول به کار بوده است.
هنگامی که میخواهیم از آنچه پشت سرگذاشته تا به این جایگاه برسد برایمان بگوید، او توضیح میدهد: «فرزند وسط خانواده بودم و فردی مستقل. این استقلال سبب شد تا بهتر بتوانم در کار و زندگیام موفق باشم و این شغل به اصطلاح شما مردانه مرا اذیت نکند. هر زمان که در مسابقات شرکت میکردم رتبه استانی را میآوردم.
هر کاری را که آغاز میکردم سعی داشتم در آن موفقیت کسب کنم. در مقطع دبیرستان در رشته ریاضی فیزیک درس میخواندم. آن زمان رشته عمران برای دختران ناشناخته بود، در آن دوران دانشگاه آزاد در این رشته دانشجوی دختر را پذیرش نمیکرد.
به هر حال این رشته برایم جذاب بود، میدانستم که در رشته مهندسی توانایی دارم و این را در خودم دیده بودم به همین دلیل آن را انتخاب کردم و در این رشته فارغالتحصیل شدم.»
اگر بتوانم کاری را انجام میدهم
او در خانه هم اگر وسیلهای خراب شود دست به آچار میشود و سعی میکند آن را درست کند. کیخا با لبخندی که به لب دارد دراینباره برایمان میگوید: «از همسرم دست به آچارترم، البته این از خصوصیات برخی از ما خانمهاست که دوست داریم اینجور کارها را هم انجام دهیم.
بههر حال اگر ببینم وسیلهای در خانه خراب است یا مشکل دارد بدون ترس و نگرانی آن را باز میکنم، ابتدا نگاهش میکنم اگر بتوانم آن را درست میکنم درغیر این صورت آن را میبندم تا متخصصش آن را درست کند.»
او هیچوقت جنس کارش را سخت یا مردانه ندیده و نمیبیند و دراینباره توضیح میدهد: «هیچوقت این احساس را نکردهام که جنس کارم سخت است یا اینکار مردانه است، از نگاه من تنها کارهایی را میتوان گفت مردانه که نیروی مردانه نیاز دارد وگرنه کارهای فکری زنانه و مردانه ندارد.
من از طریق اطلاعیه جذب شهرداری شدم. هر چند دوست داشتم در قسمت عمران مشغول به کار شوم، اما کارم را در حوزه شهرسازی آغاز کردم و در همین زمینه هم ادامه دادم.
ابتدا این حوزه خیلی من را راضی نمیکرد. وقتی آمدم مناطق با توجه به افزایش فعالیتهای اجرایی به علایق من نزدیکتر شد. از زمانی که در حوزه شهرسازی مشغول به کار شدهام سعی میکنم با مطالعه دانش خودم را بهروز کنم.
در رشته عمران بیشتر سازههای داخل ساختمان را بررسی میکنند، دیگر نگاه نمیکنند با بیرون تناسب دارد یا نه، اما شهرسازی متفاوت از عمران است. در شهرسازی نکات اجتماعی، فرهنگی، معماری و... را در نظر میگیرند.
فردی که در این حوزه کار میکند باید شمهای از حقوق، شهرسازی، ساختمان و معماری را بداند. باید طرحهای تفصیلی را بفهمد، جنس معماری و شهرسازی را بفهمد تا دچار مشکل نشود. تجربه به من اثبات کرده که خواستن توانستن است. در هر حوزهای که بخواهید میتوانید موفق شوید.»
او کارش را بسیار حساس میداند و اشتباه در کارش را برابر با ضایعشدن حقوق همسایهها میداند دراینباره میگوید: «اشتباه در شهرسازی برای همه مشکلساز میشود.
اولین بازخوردش ضایعشدن حقوق مجاوران و همسایه هاست که باید در دادگاه پاسخگو باشیم و جبران کنیم. البته در شهرداری شخص تصمیم نمیگیرد من میتوانم هدایتگر باشم، تصمیمگیری در شورایی با حضور نمایندگان حقوقی، املاک، رؤسای نواحی، ترافیک و... انجام میشود.»
همه به فکر خودشان هستند
قبول دارد که معاونت شهرسازی یکی از پرچالشترین معاونتهاست و درباره درگیریهایی که بین ارباب رجوعها و او اتفاق میافتد توضیح میدهد: «معاون شهرسازی با حوزههایی مانند املاک، درآمد، شهرسازی و پلیس ساختمان سروکار دارد.
بسیاری از درگیریهای ما بهدلیل این است که مالکان فکر میکنند در منزل خودشان هر کاری را میتوانند انجام دهند غافل از اینکه باید مجوز بگیرند. دعواهایی که هر از گاهی از اتاقم شنیده میشود بهدلیل صبور نبودن ارباب رجوع است.
تاکنون دوبار درگیری جدی با ارباب رجوعانم داشتهام که هر دو نمونه خانم بودند. هر دو بار هم مادرانی بودند که به همراه پسرشان آمده بودند تا کار آنها را انجام دهند.
خانمی که اول آمده بود حق هم با او بود فقط خواستم بنشینند تا نوبتشان بشود و صحبت کنیم، که ناگهان شروع کردند به داد و بیداد، مجبور شدم از اجرائیات بخواهم تا او را بیرون ببرند.
همان خانم دو روز بعد آمد و با هم صحبت کردیم بعد از نیمساعت دوباره به اتاقم آمد. اینبار با دسته گل و شیرینی، به او گفتم حلالت کردم و به دل نگرفتم.
تجربه این سالهای کاری ام نشان میدهد که مردم ما صبر و طاقت کمی دارند بهویژه وقتی به شهرداری میآیند با این تصور که حقشان توسط شهرداری ضایع شده، شروع پرخاشگری میکنند. در این سالها درک کردهام که گاهی ارباب رجوعها با آنکه میدانند حکمشان درست است، اما برای چانهزنی میآیند یا دوست دارند کارشان خارج از نوبت رسیدگی شود و بهنوعی پارتیبازی در حقشان شود.»
خودم، جای ارباب رجوع
«هنگامی که قرار است تصمیمگیری کنیم خودم را جای مردم میگذارم. وقتی خودم به ادارهای میروم به این فکر میکنم چه توقعی از آن کارمند دارم.
دو دفعه نه بگوید، کار من را پیگیری نکند یا برود صبحانه بخورد به طور حتم ناراحت میشویم پس ارباب رجوعانی که نزد ما میآیند همین طور است به همین دلیل در تصمیمگیریهایم بسیار دقت میکنم تا ظلمی در حق کسی نشود و در سریعترین زمان به کارشان رسیدگی شود حتی گاهی از آنها میپرسم اگر شما جای من باشید و من این درخواست را داشته باشم شما چه تصمیم میگیرید یا چه برخوردی میکنید.
همیشه خودم را جای نفر مقابل گذاشتهام. احساس خستگی نمیکنم. خدا ناظر برکار من هست. روزی جواب پس بدهم حقی را ناحق نکنم. هیچ وقت بابت جایگاه و پستم فخرفروشی نکردم و به هیچ عنوان اینکار را نمیپسندم زیرا تصور میکنم هر کس میتواند جایگاهم را داشته باشد.»
خانواده همراه من است
اگر بالاترین مقام اداری را هم داشته باشید باز هم وظایف خانه و خانهداری را نمیشود کنار بگذاریم. این را مهندس کیخا با لبخند میگوید و در زمینه کارهای روزمرهاش بهعنوان یک بانوی خانه میگوید: «کسی که کارمند است روز تمام انرژیاش را در اداره میگذارد. مردها وقتی به خانه میروند استراحت میکنند، غذا میخورند و...، اما بانوان باید کارهای خانه را ا نجام دهند.
به محض اینکه به خانه میرسم تمام تنشهای محیط کار را بیرون میگذارم سریع مشغول به رتق و فتق امور خانه و خانوادهام میشوم. با آنکه روز پرتنشی داشتم و از نظر جسمی هم خستهام، اینها مانع نمیشود که با دخترم درسهایش را مرور نکنم یا کارهای خانهام را انجام ندهم.
در تمام این سالها همسرم مرا همراهی کرده و حتی خانوادهام حمایتم کردند و در این سالها مشوق اصلیام بودند به نظرم این حمایتشدن بسیار مهم است. آنها کمک کردند تا فردی مستقل تربیت شوم، من هم همین را برای دخترم میخواهم.»
مدیریت زندگی و کار بیرون دو امری است که بانوان کارمند باید آن را انجام دهند. هنگامی که این موضوع را با مهندس کیخا در میان میگذاریم او میگوید: «هر زندگی تنشهای خاص خودش را دارد و آرامش چیزی نیست که بهراحتی به دست بیاید.
باید تمرین کنیم. آدمیزاد ساخته فکر خودش است. پس باید سعی کنیم مثبتاندیش باشیم. تلاش کردهام در این سالها کارهای اداره را به خانه نبرم. بعد از اینکه کارهای خانه را انجام میدهم و فرزندم خواب است مینشینم کارتابلم را کنترل میکنم.»
یک فرم از یک مهندس
روحیه زنانه: هنر، موسیقی و ورزش را دوست دارم. خیاطی حرفهای را یاد ندارم، اما برای تشکهایم روتشکی میدوزم. با دخترم لباس میدوزم مانند دیگر مادران. درباره آشپزیام فامیل همسر و خودم آشپزی مرا قبول دارند. یک زن و یک مادر وظایفی دارد که در هر مقام و جایگاهی باشد باید آنها را بهدرستی انجام دهد.
این گزارش سه شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۷ در شماره ۳۲۵ شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.