۱۸ آذر سال ۱۳۵۷ به میدان جلوی شهرداری رسیدیم که ملاحظه شد مجسمه رضاشاه که مدت چهل سال در میدان، سوار بر اسب همچنان استوار بود، با همه استحکامش همچون موم، به دست مردم خرد شد.
علی رجبی مقدم متخلص به سالار، حدود ۲۵ سال است که در عرصه مجسمهسازی بهخصوص ساخت سردیس فعالیت میکند و سردیسهای بسیاری از مشاهیر ایرانی را ساخته است.
قاسم فتحی، میزبان ما، هنرمند ساکن محله بهارستان است که حالا ۵۰ سال عمر دارد و دیگر دلیل سپیدی موهای سرش از رنگ گچ مجسمههایی که میسازد، نیست.
«پردههای الوان» و المان «ساعت» از معروفترین کارهای مریم مکرم از هنرمندان هممحلی ماست که در طراحی و اجرای تعدادی از المانهای نوروزی سطح شهر، نقشی بسزا داشته است.
نام ابوالحسن خان صدیقی که ایتالیاییها به او لقب میکلآنژ ثانی شرق را دادهاند، در ذهن مشهدیها با مجسمه فردوسی در آرامگاه فردوسی و مجسمه نادرشاه در باغ نادری گره خورده است.
از نظر علی غلامی، صداقت داشتن و استفاده از مواد اولیه خوب و باکیفیت، دلیل ماندگاری کارگاههای مجسمهسازی قدیمی است زیرا مشتری تفاوت کار و جنس خوب را میشناسد.
بهزاد صاحبکار که تولیدکننده مجسمههایی در ابعاد کوچک است درباره تفاوت کارش با خارجیها میگوید: در نمونههای خارجی، رنگ مجسمه هم چاپ میشود، اما ما در شرکتمان چند مینیاتوریست داریم که بادقت، مجسمه را رنگ میزنند.
محمدرضا عصار کار خود را با تزیینات ساختمان آغاز کرده و معماری ۴۰ سازه از پایه و تزیین ۵۰ ساختمان را در کارنامه خودش ثبت کرده، اینک به ساخت صنایع دستی روی آورده است.
مهدیار عرب یکی از کم سن و سالترین مجسمهسازان دنیا است. در سه سالگی استعداد او کشف شد و در شش سالگی برای اولین بار در جشنواره مجسمه سازی ونیز شرکت کرد.
قرار شد در آموزشگاه خودم، ترم اول را برگزار کنیم تا ساخت و تجهیز دانشگاه فردوسی تمام شود. در همین احوالات انتخابات مجلس شد و رئیس دانشگاه تغییر کرد.
«زهرا غزنوی»، بانوی ۵۰ سالهای است که با عشق و علاقه، مجسمههای چینی میسازد؛ از برۀ ناقلا گرفته تا عروسکهای روسی و مگنتهای زیبا و پرفروش.
از محمدحسین ماموریان ۳۰ اثر بزرگ شهری در شهرهای مختلف ایران نصب شده که بیشترین آنها در مشهد است. سردیس زنده یاد تختی در میدان تختی، یا مجسمه خیام در ابتدای بلوار خیام را احتمالا بیشتر مشهدیها دیدهاند.
دیدهشدن مشهد بهعنوان یکی از مراکز هنرهای سنگی در سطح کشور، در علاقه مردم به هنر حکاکی روی سنگ، مؤثر بود. رسانهها هم در معرفی این رشته نقش داشتند.
علی اسدی تندیس حجمی رستم که برای مدتی در آرامگاه فردوسی قرار داشت را بیآنکه سفارشی از بنیاد و مؤسسه و نهادی گرفته باشد، ساخته بود.
میان صحبتهای شهروندانی که سرگرم روزمرگیها شدهاند بهسختی میتوان چند عبارت مستند از زندگانی پهلوانی بیرون کشید که نخستین اهداکننده بازوبند پهلوانی به حرم امامرضا (ع) بود.
هم زمان با غروب روز سه شنبه بود که آفتاب عمر استاد سیدمیرحسن ارژنگ نژاد (به اختصار حسن ارژنگ خوانده می شد) هم غروب کرد؛ یکی از چهره های بنام هنر مجسمه سازی ایران که آشنایان، او را به عنوان یکی از پیشگامان هنر مجسمه سازی ایران و از پیشکسوتان «هنرشهری» می شناسند.
مردی که یک قرن و یک سال در این جهان باقی بود تا فرصت هنرنمایی بیشتری داشته باشد برای خلق یادگارهایی که این روزها حکم نوستالژی و نمادهای خاطره ساز را برای بسیاری از ایرانیان دارد.
بیگمان یکی از خاطرهانگیزترین عکسهای آلبوم مشهدیها، شیرهای یالدار کوهسنگی است؛ محافظان طلایی این بوستان محبوب مشهدیها که ۸۵ سال است روی پلههای سنگی ایستادهاند.
مشهدِ 50-40 سال پیش یک میدان اعدام داشت که هنوز هم هست. جایی در دروازه پایین خیابان که الان به نام میدان عدالت مشهور است، اما قدیمیهای مشهد هنوز هم وقتی میخواهند آدرس بدهند، به همان نام قدیمیاش وفادار هستند. میدان اعدام مشهد اما سالها بعد جابهجا شد و سر از قاسمآباد درآورد.
هرجا ردپایی از هنر باشد این بانوی هنردوست ساکن محله رضاشهر خودش را می رساند. روی دیوارهای شهر هم نقاشی های او دیده میشود. چند سالی است مجوز چاپ کتاب های هنری اش را هم گرفته تا از هر روشی برای کمک به شاگردانش استفاده کند. برای یادگرفتن هنر حتی سختی غربت را هم به جان خریده و چند سالی را در اصفهان زندگی کرده است.
به گفته سعیده صفار شرق، تولید این عروسکها ظریف، سخت و وقتگیر است اما وقتی ساخت آنها تمام میشود، کلی لذت میبرم. آنها را با عشق درست میکنم و خوشحالم که همبازی بچهها میشوند. ذوق بچهها وقتی عروسکها را در دست دارند خیلی زیباست. تازه همه عروسکهای من اسم دارند. اگر لباس کردی برتن داشتهباشند، نام آنها روژان و روناک است و اگر تنپوش لری یا شمالی داشتهباشند، میشوند گلنسا و گلپری. احساس میکنم کودک درونم همچنان فعال است.