چندصدسالی میشود که خاندان اقوامشکوهی را با نقارهزنی و طبلزنی در حرم امام رضا (ع) میشناسند.
زائری که به زیارت میآید باید ابتدا از بازار عبور کند. از زنجیر بگذرد تا وارد بست شود. سپس از گذرگاه طاقدار بلندی عبور کند و به محوطۀ وسیع چهارگوشی که از آثار شاهعباس کبیر است، برسد.
هرچند رسم بر این نبوده است که آنها میراثدار پدرانشان باشند، مگر اینکه خودشان بخواهند؛ بخواهند روزی دو نوبت، صبح و عصر صدوششپله را بالا بروند و بیستدقیقه نقاره بزنند.
مردم ۱۸ تیر در اعتراض به لباس متحدالشکل که مقدمه وضع قانون کشف حجاب است، راهی حرم مطهر میشوند، اما در فلکه حضرت، مأموران انتظامی، آنها را محاصره میکنند.
با امامرضا (ع) عهد کردم، اگر دستم را بگیرد تا از این گرفتاری رها شوم، چهارشنبۀ هر هفته کسانی را که نمیتوانند به زیارت آقا بیایند؛ به حرم ببرم.از همان چهارشنبه هم تصمیمم را عملی کردم.
عباسعلی عباسزاده آنقدر به خودش دستمال بسته تا خونریزی نکند مثل یک درخت لته شده اما با خودش میگوید: اگر اینجا بمانی یا اسیر میشوی یا شهید و زن و پنج بچهات بی کس و کار میمانند.
سادات موسوی در قرن چهارم به بلاد توس آمدند و امور بقعه شریف رضوی و نقابت سادات را برعهده گرفتند.
محمدحسن یعقوبنژاد یکی از خادمهای قدیمی حرم مطهر رضوی است. سالها فعالیت و مربیگری در عرصه ورزش همگانی و تأسیس و مدیریت یکی از موفقترین و پرعضویتترین گروههای ورزش همگانی در بوستان ملت از او شخصیتی شناخته شده ساخته است.
زهرا برداش، متولد ۱۳۳۲روستای فارمد و بزرگ شده سمزقند است. خداوند به او هشتپسر میدهد که یکی از آنها را در همان سنین کودکی به خاطر بیماری از دست میدهد.
«ابوالقاسم قربانزاده» خادمی که در آستانه پنجاه سالگی، خادمت گزاریاش به پانزده سالگی رسیده است. او که از زمان ورودش به حرم معجزه را باور کرده است.
خیابان طبرسی شمالی۴ را که یکی از معابر شلوغ و پرتردد محله عباسآباد است، هنوز خیلیها به نام «کوی امامرضا (ع)» میشناسند و دلیل آن هم نزدیکبودن این خیابان به حرم مطهر است.
حالا میگویند مسائل امنیتی و بهداشتی خانههای زائرپذیر باید رعایت شود و به حق هم هست، اما بزرگترها میگویند قدیم این حرفها نبوده است سنتی دیرینه در رضائیه هست که زائر آقا را نمیگذارند بیجا و مکان بماند.
اولین سنگ مزار حضرت، مربوط به سال ۵۱۶ قمری، عهد سلطانسنجر سلجوقی است با ابعاد سی در چهل و قطر شش سانتیمتر.
هر سال خودم به مشهد میآمدم. سال ۱۳۹۷ شب قدر یکباره و از ته دل از امامرضا (ع) خواستم که مرا با همسایهها و دوستانم بطلبد.
جواد سیمریز میگوید: وقتی کارم را شروع کردم ورودیها زنجیرهای هلالی داشت. ماشینها تا نزدیک ورودی صحنها میآمدند. مجبور بودیم همه را کنترل کنیم.
«حسین آقا میآی حرم پیش ما کار کنی؟ نیرو لازم داریم.» این جمله کافی است تا حسین مرادی که همیشه حرم امام رضا (ع) برایش پناه خوشی و ناخوشی بود، از خداخواسته راهی شود.
خیابان تهران نخستین خیابانی است که در مشهد با نام امام رضا(ع) تابلو خورد و خاطره ساز شد.
مطهره صدقی میگوید: دوست دارم روزی بتوانم در حرم رضوی مجری شوم و برنامه اجرا کنم. این جشنواره فرصت خوبی بود تا خودم را محک بزنم.
امسال مشهدیها در شب ولادت امامهشتم (ع) بزرگترین جشن خیابانی تاریخ شهر را با نام آقا و در کنار زائران و ارادتمندانش برگزار کردند.
مراسم سلام که یک مجلس رسمی بود، از دوره قاجار در ایوان طلای صحن عتیق یا گنبدالله وردیخان و با حضور متولیباشی، والی خراسان و سایر صاحبمنصبان آستانه برگزار میشد.