توی موزه دانشکده علوم که می ایستی، نمی دانی کجا را نگاه کنی. قفسه های متعدد، چفت هم ردیف شده اند و توی ویترین هایشان پر از جانوراست، از خزنده و جونده گرفته تا پرنده و پستاندار. بالای این قفسه ها هم تاکسیدرمی پرندگان است و انتهای موزه اسکلت بعضی پستانداران بزرگ جثه به چشم می خورد. در موزه دانشکده علوم دانشگاه فردوسی حدود 10 هزار نمونه از گونه های متنوع نگهداری می شود. این موزه سال 1345 تأسیس رسمی شده است اما شماری از نمونه های آن قدیمی تر و و مربوط به دهه های 30 و 40 است. قدیمی ترین نمونه نیز به سال 1330 برمی گردد.
جهانگرد معروف مراکشی، یعنی«ابن بطوطه» که حدود سال1333 میلادی و در جریان سفرهایش به مشهد رسیده، تقریبا جزو نخستین گردشگرانی است که توانسته به راحتی وارد روضه منوره و حرم امام رضا(ع) شود و توصیفی از آن را در سفرنامهاش بیاورد. توصیفی که البته چندان کامل و جامع نیست و او تنها به نوشتن چند خط از این بازدید چندساعته اش بسنده می کند: «مشهد دهکده بزرگی با درختان میوه ، جویبارها و آسیاب های بسیار بود. گنبد بزرگی به زیبایی بر مقبره ای قرار گرفته و دیوارها با کاشی های رنگی تزیین شده بودند.»
داستان زندگی دکتر دکتر الهام ایمانی و دکتر حمید امانزاده، زوج پزشک ساکن محله رحمانیه بالا و پایین زیادی دارد، به ویژه حمید که حال بد بیماران را به خوبی درک میکند. او در کودکی با بیماری فلج اطفال دست و پنجه نرم کرده و همین موضوع انگیزهای شده تا آینده او به حرفه طبابت و درمان کودکان فلج اطفال گره بخورد. حمید به ما میگوید: «درست است که من یک معلول حرکتی هستم، اما به خودم قول دادهبودم، این معلولیت هیچ خللی در راه پیشرفت و آرزوهایم ایجاد نکند. سال 92 در آزمون تخصص پزشکی شرکت کردم و با تلاش و ممارست فراوان در دانشگاه مشهد پذیرفته شدم.»
«قله معجونی» یکی از قدیمیترین مسیرهای کوهنوردی در اطراف مشهد است. کوهنوردهای حرفهای بسیاری، کارشان را از پاکوبهای قله معجونی آغاز کردند. در گذشته که رفت و آمدها به سادگی امروز نبود، کوهنوردهای علاقهمند، پای پیاده از انتهای سیدی خودشان را به دامنه قله معجونی میرساندند و از آن بالا میرفتند. قله معجونی یکی از نزدیکترین قلهها به شهر هم هست. به ویژه در محلههای جنوب شرقی شهر، این قله را از پشت خانهها و آپارتمانها میتوان دید.
عیدگاه که زمانی از جنوب شهر تا بست مقدس امتداد داشت، امروز در یک کوچه و 14فرعی آن خلاصه میشود؛ محدودهای که ساختمانهای نوشده آن دیگر تصویری از نمای پیشین را ندارند، اما نام قدیمی عیدگاه همچنان در آن زندهاست. همچون گذشته سیروس، زنجیر، باغحسنخان و شمس از فرعیهای معروف آن است.
علی متولد سال1350 در مشهد است. معلولیت جسمی- حرکتی او مادرزادی است و در سمت راست بدنش با انحراف لگن روبهروست. باوجوداین 7ساله که بوده در یک نانوایی مشغول به کار شده است. دیدن رکابزدن دوچرخهسواران در تلویزیون او را به سمت رسیدن به این رؤیا سوق میدهد. میگوید: یک روز پای تلویزیون نشسته بودم چند دوچرخهسوار معلول را دیدم. کار آنها برایم جذاب بود و با خودم فکر کردم چرا من نه؟ تلاش کردم و با کار در نانوایی سعی کردم پول جمع کنم و برای خودم دوچرخهای بخرم.
روز ملی پرندهنگری اولین پنجشنبه آذر هرسال اعلام شده و دلیل انتخاب این زمان، اوج حضور پرندگان مهاجر در کشور است. این روز بهانهای شد تا مدیران مجموعه گردشگری هفتحوض بهدلیل اینکه باشگاه پرندهنگری دارند، برنامههای آموزشی متفاوتی برای گروههای علاقهمند به پرندگان و دوستداران طبیعت برگزار کنند.
چند سالی می شود که این کوه اسطوره ای دارد فرو می ریزد و همراه با خود، میراث هزاران ساله ایرانیان، رزق و روزی فارمدیان، پاتوق کوه نوردی خراسانیان و... را می برد. معدن کاران، نفس مردم فارمد را بند آورده و خواب و آرامش را از آنان ربوده اند. آنان برای برداشت آهک، تخریب را از بخشی از کوه که به «دُم اژدها» معروف است، شروع کرده اند. دینامیت هاشان را بر رگه های سرخ رنگی که نشانه خون اژدهاست، فرود می آورند و هم زمان چندین و چند زخم به پیکر تاریخ، گردشگری، محیط زیست، منابع طبیعی، اشتغال روستایی، ورزش کوه نوردی و... می زنند. آن هم تنها به بهای برداشت آهکی که به خاطر میل ترکیبی شدیدش با فلزات، حتی دیگر در صنعت ساختمان سازی هم کاربردی ندارد و فقط برای زیرسازی جاده ها از آن استفاده می شود.
ناصرالدینشاه یکی از مسافران نامدار تاریخ مشهد است که دوبار توفیق زیارت امامرضا (ع) نصیبش شد. اولین سفر او در سال ۱۲۸۶ ق بود که بعد از چند ماه سفر، وقتی به مشهد رسید ۳۳ روز در این شهر و نزدیک حرم مطهر ماند و دومین سفر او در سال ۱۳۰۰ ق رخ داد.
در اصطلاح عامه، چرک کف دست است اما دنیا روزگار درازی است از کوچکترین تا بزرگترین مبادلات و معیارهایش را بر میزان آن سنجیده است؛ پول، که به هر دو صورت فلزی و کاغذیاش دارای ارزش است، تاریخی خواندنی دارد. در سطرهای بعدی بهمناسبت طرح چاپ اسکناسهای جمهوری اسلامی که در 8آبان1358 به تصویب رسیده است، نقبی زدهایم به تاریخ چاپ اسکناس در ایران و مشهد. البته در این میان اشارهای نیز کردهایم به دارالضرب مشهد و ضرب سکههایی با نام مبارک امامرضا(ع)در این دیار.
آقای مترجم در ادامه میگوید: همانطور که میگویند، همهجا خوب و بد دارد. در هر حرفه و شغلی هم همهجور آدمی وجود دارد، اما دلیل نمیشود که با عینک بدبینی به همه افراد فعال در آن کسبوکار نگاه کنیم. من خودم به مترجمی اعتماد کردم و گروهی از زائران عرب را به او سپردم که به شمال ببرد، اما متأسفانه تا آنجا رسیده بودند، 7میلیون تومان از این بندههای خدا گرفته و رهایشان کرده و برگشته بود. با این حال، دلیل نمیشود که بقیه را هم با همان چوب بزنم!
اعلان فروش خانه تاریخی سالاری بر سردرِ این بنای 100 ساله -و البته ثبتی در پشت باغ نادری مشهد- نصب شده است و سایه تخریب بر سر یکی از خاص ترین بناهای تاریخی مشهد (از نظر نوع معماری سردر) سنگینی می کند و میراث دوستان مشهدی نگران اند که نکند این خانه هم به بلایی که بر سر خانه های حناساب و کوزه کنانی و سایر بناهای تاریخ آمد دچار شود.
قرارگرفتن محله چهاربرج بر سر راه گردشگران داخلی و گردشگران خارجی مجموعه آرامگاه فردوسی به آن موقعیت گردشگری برجستهای داده و در سالیان اخیر به عنوان قطب گردشگری منطقه معرفی شده است.
پرندهشناسان میگویند سارها پس از سالها غیبت و حضور کمرنگ امسال با این جمعیت در مشهد حضور یافتهاند. در سالی که کرونا درهای مشهد را به روی زائران و گردشگران بسته، حضور مشهود این میهمانان شلوغ آسمان شهرمان را زیبا کرده است. سیدهاشم حسینی از قدیمیهای محله قائم که به طبیعت و محیطزیست علاقه و دغدغههای محیط زیستی دارد با من همراه میشود تا نشان دهد چرا امسال در منطقه ما و شاید مشهد تعداد سارها بسیار زیاد است؟
اینجا زندگی به رویتان لبخند میزند. یاد سیزده بهدرها میافتم. چنین جمعهایی را آخرین بار سیزده بهدر سالی دیده بودم که هنوز خبری از کرونا نبود ولی حالا فضای باز این زمینها انگار شهروندان را قانع کرده است که می توانند ساعتی بیدغدغه کرونا، کاغذبادهایشان را به باد بسپارند و لبخند به لب بیاورند. بیشتر جمعیت حاضر ماسک دارند و این زمینها آنقدر وسیع هستند که به آنها اجازه دهد فاصله اجتماعی را رعایت کنند. از کنار هر جمعی که رد میشوم صدای خندهشان را میشنوم. گل میگویند و گل میشنوند.
کافی است از پلیسراه که خارج میشوی از بریدگی کوچکی که باز شده است به سمت مشهد دور بزنی تا خودت را به مرکز تحقیقات جهاد کشاورزی برسانی. حدود 200متر پایینتر از جایی هستیم که مردم از مشهد خارج میشوند و چشممان به تابلوی مرکز تحقیقات میافتد. از همان بدو ورود متوجه میشویم اینجا به گستردگی یک شهر اما با ساکنان متفاوت است. زمینهای کاشته شده که هر کدام برچسب خاص خودشان را دارند، میگویند: «اینجا شهر گیاهان است.»
«مریم بهروان»، یکی از تهیه کننده های ارشد صدای خراسان، است که بیست و چند سال در عرصه رادیو با این امکانات تلاش کرده و سال 76 تهیه کننده نمونه کشور شده است. او در نویسندگی، پژوهش، گویندگی، تهیه کنندگی، نمایش و اجرا در رادیو و تلویزیون کارنامه موفقی ارائه داده است. آنچه ما را پای صحبت او می نشاند، 2 برنامه محبوب رادیو است. برنامه «دیار اندیشه و هنر» و بعد از آن «مشاهیر خراسان» که به مدت 10سال روی آنتن می رفتند و هر ظهر جمعه طرفداران خود را پای رادیو می نشاندند.
آن زمان امیرعلیشیرنوایی تصمیم میگیرد آب چشمه گلسب را که حالا ما بهنام «چشمه گیلاس» میشناسیم، به مشهد منتقل کند؛ چشمهای جوشان که در سهفرسنگی مغرب شهر تابران توس قرار داشته و یکی از چند چشمه پرآب و مشهور ولایت توس در آن زمان بوده است و تا پیش از خرابی و ویرانی نهایی تابران در سده نهم، تأمین عمده آب شهر برعهدهاش بوده است. امیر همتش را بر انتقال این آب میگذارد تا یکی از مشکلات اساسی مشهدیهای آن زمان را رفع کند.
با یک جستوجوی کوتاه میفهمیم که این روستای خوشنام هنوز در میان سایتهای گردشگری جایگاه دارد. در جستوجوهای اینترنتی نوشته شده چشمهاش همیشه خروشان است، اما کسی از وضعیت کنونی آن خبر ندارد. خاطرات و تصویر خوبی که در حافظه تاریخی مشهدیها از چشمهگیلاس وجود دارد، میتواند روزی پای آنها را به آنجا باز کند، اما وقتی به مقصد برسند، با چه تصویری روبهرو میشوند؟ قرار است آن تصویر تاریخی زنده شود یا همانجا در خاطرات دفن میشود؟
هر شب به استثنای روزهای بارندگی چراغ این بازار در ساعت 21 روشن و ساعت 1 بامداد خاموش میشود. اجناسی که در غرفههای این بازار عرضه میشود اغلب از کارگاههای تولیدی شهرمان تهیه میشود و شامل اقلامی همچون پوشاک، کفش، زیور آلات، اسباب بازی، دکوری و ... هستند. تا پیش از شیوع کرونا تعداد غرفهها در این بازار به 100میرسید، اما حالا به دلیل رعایت شیوهنامههای بهداشتی و ایجاد فاصله بین غرفهها این تعداد به 72 غرفه کاهش پیدا کرده است.