دکتر یعقوب دانشدوست بهواسطه پنجدهه خدماتش به شهر مشهد و میراثفرهنگی خراسان، بارها موردتقدیر مسئولان قرار گرفته است. او همان کسی است که مفهوم غدیر را با علم مهندسی درهمآمیخت.
استعداد و تلاش مداوم دست به دست هم میدهد تا آرتین در دوازدهونیمسالگی خود بتواند اکثر ردیفهای موسیقی ایرانی را بنوازد. خودش میگوید: دلیل اصلی پیشرفت من این بود که سازم را درست انتخاب کردم.
سجاد غوریانی از ششسالگی در روضههای خانگی خانواده، مداحی را شروع کرده است. او سال گذشته در مسابقات قرآن و مداحی توانست مقام اول ناحیه۲ آموزشوپرورش را کسب کند.
یک جرقه باعث میشود این جوان خلاق عروسکهای نخودی را بسازد. او تعریف میکند: یکی از دغدغههای من طراحی عروسک ایرانی بود. از عروسکهای دارا و سارا خوشم نمیآمد.
فاطمه خوشدوست از نهسالگی پشت دار قالی نشسته و خاطراتش را با تارهای ابریشم گره زده است.او میگوید: برای من قالی زنده است و با هر رجش خاطرهای دارم. هرروز پای دار مینشینم و چه شاد باشم و چه غمگین!
زندهیاد رضا رضاپور از شرکت در فیلم «میهمان توس» میگفت که برای همه عوامل توأم با برکت و تقدس بود. عنایت امامرضا (ع) آنقدر بود که باعث پیشرفت عوامل شد، بهطوریکه بیشترشان بعدها به پایتخت رفتند.
کریم کاظمی مجموعهدار فرشهای بلوچی میگوید: هر کدام از طایفههای بلوچ طرح و نقش مخصوص به خودشان را داشته اند و فقط همان طرح را روی دست بافته هایشان پیاده میکردند.
امیرمحمد فرزادیمهر میگوید: در اصل، موسیقی، من را به شعر رساند. وقتی در موسیقی با آواز اساتید آشنا شدم، طبع شعرم گل کرد. از قبل زمینه و استعدادش را داشتم، اما موسیقی باعث شد که با حس و حال بیشتری دنبال سرودن شعر باشم.
این مجموعهدار ماکتهای هواپیما میگوید: علاوه بر احساس و اشتیاقی که به هواپیما و پرواز دارم، باید بگویم که دلم میخواست یک مجموعه جمعوجور از تاریخ هوانوردی دنیا را داشته باشم.
این نوجوان که در مراسم آموزشوپرورش، مساجد و حسینیه محلهشان برنامه اجرا میکند، میگوید: خیلی برای اجراهایم تمرین میکنم تا کارم دلنشین باشد.
ابوالفضل مهرزادنیا میگوید: گاهی افراد وقتی متوجه میشوند نابینا هستم، میخواهند بهزور من را از خیابان رد کنند! لباسم را میکشند. بعد هم میگویند «برایمان دعا کن!» از این برخورد ناراحت نمیشوم.
این دانشآموز ۱۱ ساله که دچار آسیب مغزی شده، میگوید: هرزمان فوتبال از تلویزیون پخش میشد، گزارشگری میکردم و عین مجریها درباره بازیها صحبت میکردم. خانم مدیر پیشنهاد کرد خبرنگار مدرسه بشوم.
سالبهسال استعداد هنری فاطمه شکوفاتر میشود، بهطوریکه بهزودی از این هنرش به درآمد میرسد. میگوید: نقاشی باعث میشود ذهن خلاقتر شود و درسها را هم بهتر متوجه شوم.
ناهید مهماندوست دارنده رتبه ممتاز از انجمن خوشنویسان مشهد در کلاسهای خود نهفقط خطاطی، بلکه تجربههای عمر چهلویکسالهاش را با هنرجویان به اشتراک میگذارد.
حامد ودود میگوید: پدرم زمانیکه همسنوسال من بوده، در مسجد محله مکبری میکرده است. او قاری قرآن هم هست و در جلسات قرآن مسجد شرکت میکند. از چند سال پیش تشویقم کرد که مکبری را یاد بگیرم.
فاروق تیموریان هنرمندی است که دستی هم بر آتش ورزشهای رزمی دارد و به همیندلیل خودش را «شاعر مبارز» معرفی میکند. «عشوههای قرن هفتم» کتاب شعر اوست که در سال۱۳۹۴ به چاپ رسیده است.
استاد ایرج خواجوی در دوران کودکی حدود سه سال نزد برخی از هنرمندان روس آموزش دیده بود. این هنرمند معلم بود و بعد از بازنشستگی به آموزش هنرهای تجسمی مشغول شد و شاگردان زیادی در مشهد تربیت کرد.
زمان جنگ که تعداد کمی از مردم امکاناتی مانند ماشین یا تلفن داشتند، مادر ماریا مغازه کوچک جلو خانهشان را به اتاق تلفن تبدیل کرده بود تا همسایهها بتوانند راحتتر از احوال اقوامشان باخبر باشند.
تابلوهای خارجی موجود در موزه مرکزی آستانقدسرضوی، عموما آثار نقاشان ایتالیایی است. اما یکی از مشهورترین آثار خارجی موجود در موزه حرمرضوی، «آبگیر سنمارکو»، اثر ویلیام جیمز، نقاش مشهور انگلیسی، است.
سیدجلیل حسینیزهرایی در گوشه دنج خانهاش یک دنیا عکس دارد که از بعضی از آنها تنها یک نمونه وجود دارد و آن هم همینجاست. بخش زیادی از عکسهای این پیشکسوت به ورود اسرا به مشهد اختصاص دارد.