فاطمه باقرزاده درکنار داشتن استعداد هنری در خیاطی، پشتکار و ممارست بیش از اندازهاش و بزرگ بودن هدف در ذهنش بوده که اکنون به الگویی برای بیشتر خانمهای محله تبدیل شده است.
امیرطاها توحیدی توانسته مقام اول مسابقات مداحی آموزشوپرورش ناحیه ۲ مشهد را در سال ۱۴۰۱ کسب کند. میگوید: دلم میخواهد بتوانم در حرم امامرضا(ع) و امامحسین(ع) مداحی کنم.
علی اکبر عباسنژاد اولین کار مستقل خود را با کاشی کاری رواقهای اضلاع مختلف صحن گوهرشاد آغاز کرد و بعد از آن کاشی کاری داخل آرامگاه فردوسی را به دستش سپردند.
نویسنده مشهدی یکی از آثار پرفروش سینماهای کشور میگوید: «پول وپارتی» شبیه هیچ کدام از فیلمهای درحال اکران یا آثاری که در چند سال گذشته در سینمای ایران دیده ایم، نیست.
نسیم و نجمه خواهران دوقلو هستند که هر کدام به تنهایی ۵۷ رشته هنری را از کودکی تاکنون آموختهاند که بیشترشان ابداعی خودشان است و حالا این هنرها را در اختیار هنرجویانشان میگذارند.
فاطمه بارویی میگوید: از همان بچگی که دائم با مدادرنگیهایم سرگرم بودم. توی اینترنت میگشتم و تصویر موردعلاقهام را دانلود میکردم، میگذاشتم مقابلم و میکشیدم.
کارگاه علیزاده، یکی از دهها موردی است که چراغ انگشترسازی در خیابان شهید مفتح را پرفروغ نگه داشته و نام محله طلاب را بهعنوان قطب این هنر، سر زبان هنردوستان ایرانی و خارجی انداخته است.
دلچسبترین کار قدیر منوچهری هنرمند مجسمه ساز و پیکیرتراش محله بهشتی ، طرح «ضامن آهو» است که الهامگرفته از اثر استاد فرشچیان است و در کوهسنگی و روی تنه درخت خشکی کار کرده است.
بچه کوچه جوادیه ۳ سال است که شروع کرده به ثبت مفاهیم و مصادیق «همسایگی» در محله قدیمیاش؛ از جمعآوری اسناد و عکسها گرفته تا مصاحبه با قدیمیهای محل.
پدر ماریا آقاپور، اهل نقاشی و خوشنویسی و ساز بود و استادان بزرگ هنر در خانهشان رفتوآمد داشتند. به همیندلیل از کودکی گوشش با انواع نواها و چشمش با انواع رنگها آشنا شد.
همه آنهایی که اسبی دارند، وقتی بخواهند از فردی نام ببرند که نعلبندیاش حرف ندارد، اسم آقاعزیز ابراهیمی را میآورند؛ مردی که چند سالی است کارش را به جوانترها سپرده و خودش رفته است سراغ آهنگری.
نوجوانان مناطق۳ و ۴ برای اینکه جوایز مسابقه «افتخار محله من «را از آن خود کنند، کافی بود قدری به محلهشان و آدمهایش توجه کنند، کسی را که آبروی محله میدانند به ما معرفی کنند و بگویند چرا او را افتخار محله میدانند.
مداح سرشناس مشهدی، خدمت به اهل بیت (ع) را با آموزش به نوجوانان کامل کرده است و از میان ۱۵۰ شاگردش تاکنون حدود بیست نفر مداح و دکلمهخوان و ده نفر خادم حرم مطهر شدهاند. میگوید: روش آموزش، تقلیدی است.
حسین دانش تبریزی یکی از عکاسان قدیمی ساکن محله بهشتی میگوید: آقایی به عکاسخانه آمده بود، موقع عکس گرفتن دیدم دهانش را باز کرده و میگوید از این دندانم عکس بگیر!
فاطمه ستایش، زهرا زندهدل و زینب اخوت، از محلات فردوسی و چهاربرج، خبرنگاری را بهصورت غیرحرفهای از حدود سهچهار سال قبل ضمن ارتباط با مردم و انجام گفتگوهای عادی شروع کردند.
عشق و علاقه به دانستن درباره جزئیات زندگی فوتبالیستها باعث میشد همیشه یک علامت تعجب بزرگ در ذهن جواد باشد که چرا کسی داستان زندگی فوتبالیستها را مستندنگاری نمیکند.
خواندن یکی از حکمتهای کتاب نهجالبلاغه در دهسالگی، زهرا خیابانطلب، نوجوان پانزدهساله را علاقهمند به این کتاب کرد.
نرگس مشیری میگوید: آرامش، سهم بزرگ من از انس با آیههای قرآن است؛ آرامشی که وصفکردنی نیست. در شرایط بحرانی زندگی، من نسبتبه بقیه آرامتر و صبورترم و این برایم نعمت بزرگی است.
جواد حجتی میگوید: در گذشته میل سرمهدان برنجی بود و از پاکستان وارد کشور میشد. پدرم به فکر تولید آن افتاد. او در انبارهای چوب اطراف مشهد، چوبهای سپیدار را برای کار انتخاب میکرد.
این نوجوان با تشویق خانواده و مسئولان مدرسه گزارشگر برنامههای مختلف شده است. میگوید: بین خانواده و اطرافیانم و حتی در مدرسه، همه از بیان و روابطعمومی من تعریف میکردند.