هنرمند - صفحه 65

علی آقاپور، عکاس قدیمی محله گلشور، معتقد است عکس‌ها هیچ زمانی کهنه نمی‌شوند و هرلحظه که نگاهشان کنی، انگار شکاری تازه است و با آدم حرف می‌زند. خیلی‌ها این روزها دست‌به‌دوربین هستند و با موبایل عکس می‌گیرند، اما تجربه قدیمی‌های این کار چیز دیگری است.
فائزه شیروانی، دختر ورزشکار و هنرمندی است که در هجده‌سالگی در رشته رزمی کاراته کاتا افتخارآفرینی کرده است. او همین ۲ ماه پیش در رقابت‌های بین‌المللی ترکیه و گرجستان شرکت کرد. شانس ورزشکار جوان محله به این بود که رقابت‌ها به‌صورت مجازی برگزار شد، وگرنه او فرصت حضور در این مسابقات را مانند مسابقات بین‌المللی سال‌های پیش، به‌دلیل هزینه‌های سفر از دست می‌داد. فائزه ساکن محله ایثار است.
چند سال پیش من را به‌عنوان هنرمند به سالن اجلاس سران بردند که تقدیر کنند. در نقشه ایران به‌جای عنوان مشهد، نماد سنگ گذاشته بودند. ولی الان چی؟ ما حتی یک موزه سنگ از کار‌های استادان قدیم و جدید نداریم. چند وقت پیش برای یکی از مجموعه‌های میراث‌فرهنگی کاری انجام دادم، الان آن کار غیب شده است! ما هنوز یک موزه هنر‌های معاصر در شهرمان با این همه هنرمند نداریم.
در خانه و مدرسه روی دکتر یا مهندس شدنش حساب باز کرده بودند، اما امروز همه دوستان و آشنایانش ‌او را در‌ کسوت یک هنرمند می‌شناسند. مهدی محروقی متولد1380 است؛ کسی که یک رخداد شیرین در سیزده‌سالگی، مسیر زندگی‌اش را چنان تغییر داد که در کوتاه‌مدت در عرصه هنر خوش درخشید و میان هنرمندان هم‌ردیفش پرآوازه شد. انتخاب برای بازی در نقش‌اول برخی تئاترها،‌ اجرا در شبکه استانی و ملی، اجرای تئاترهای خیابانی در شهرهای مختلف استان و کشور و... بخش مهمی از ‌موفقیت‌های هنری‌ محروقی است.
مادرم مربی قرآن است. از همان کودکی قرآن را با ترتیل برایم می‌خواند و من هم مانند او حفظ می‌کردم.از هر فرصتی برای آموزشم استفاده می‌کرد و من هر چه رشد می‌کردم علاقه‌ام به این حوزه بیشتر می‌شد. به این ترتیب از کلاس اول تاکنون در مسابقات قرآن، عترت و نماز دانش‌آموزی شرکت کرده‌ام و موفق به کسب رتبه‌های اول در ناحیه و استان شده‌ام.
حسن وظیفه 12آلبوم عکس و 2000 عکس سیاه و سفید و رنگی دارد که تمام عکس‌هایش را خودش گرفته است. او با دوربین به جاهای بسیاری سفر کرده است. گاهی در محل کار همراهش بوده و گاهی در جبهه و جنگ. هریک از عکس‌ها حرفی برای گفتن دارند. او ما را با هر عکسی به همان زمان می‌برد و ادامه می‌دهد: «تمام روزهای جنگ برایم خاطره است هم تلخ و هم شیرین. هرگاه می‌توانستم از آن صحنه‌ها عکس می‌گرفتم. هنوز هم بعضی از عکس‌ها را برای افراد داخل عکس ارسال می‌‌کنم.»
اگر به 4 یا 5 دهه قبل برگردیم، می‌رسیم به خانه‌هایی که دختران (شاگرد) وردست مادرانشان(استاد) پای دار مشغول به قالی‌بافی، ابریشم‌بافی و... هستند. مادر تمام تلاشش را به کار می‌بندد تا فوت‌وفن حرفه‌ای را که بلد است به فرزندش بیاموزد. با این کار دختر توانمندی تحویل جامعه می‌دهد. دخترخانم وقتی سر خانه و زندگی رفت افزون بر اینکه برای خانواده لباس، فرش و... با دستان خودش تهیه می‌کند می‌تواند از این راه منبع درآمدی هم داشته و کمک‌خرج خانواده باشد. خدیجه بابایی، شهروند محله سیس‌آباد، حدود 35سال است ابریشم‌بافی می‌کند. او این هنر را از مادرش به ارث برده است.
یک‌بار یکی از اعضای شورای اسلامی شهر در دوره چهارم در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم اعلام کرد که فلانی بدترین شهردار مشهد در طول 40سال بعد از انقلاب بوده است! ما هم این خبر را با همین تیتر کار کردیم و خبرگزاری‌های دیگر هم از روی دست ما این خبر را کار کردند. واقعا با این خبر شهر به هم ریخته بود. خبر دیگری هم داشتیم مبنی بر تعدیل نیروی یک از هتل‌های بزرگ مشهد که حدود 200نیروی خود را از کار بیکار کرده بود، این خبر هم جنجال‌آفرین شد و کار به شکایت و شکایت‌کشی رسید.
شاید در سال84 که مسئولان سازمان مسکن و شهرسازی استان سنگ بنای ساخت مسجد امام رضا(ع) را قرار دادند گمان نمی‌کردند قسمتی از این مسجد روزی خانه امید تعدادی از بانوان محله الهیه شود، جایی که بیش از 100بانوی محله در روزهای مختلف سال در آنجا مشغول دوخت لباس هستند تا گرهی از مشکلات اقتصادی خود را باز کنند.
30، 40 سال قبل سحرخوان‌ها یک‌وقت‌هایی، در کنار آوازهایی که می‌خواندند نقاره هم می‌زدند. رسمی که بیشتر متعلق به مشهدی‌هاست. رضا جعفرزاده تعریف می‌کند: سحرخوان محله ما اکبر آقا نامی بود که صدای خوشی داشت. نمی‌دانم چه سری بود که ماه مبارک، یکی از هم‌ولایتی‌هایش که نقاره می‌زد را صدا می‌کرد بیاید اینجا. سحرهای ماه رمضان این دو نفر در کوچه پس‌کوچه‌ها راه می‌رفتند. جعفر آقا می‌خواند و آن یکی نقاره می‌زد.
محسن عقیلی، مستندساز جوان ساکن منطقه ۱۰ را این روز‌ها با دو مستند «فرشته‌های خط‌شکن» و «غسال‌های خط‌شکن» می‌شناسیم. این دو مستند که با بازدید زیادی در فضای مجازی رو به رو شد به حال و روز این روز‌های جامعه مربوط بود. اولی به بخش آی‌سی‌یو و محل بستری بیماران بدحال کرونایی در دو تا از بیمارستان مشهد می‌رود و ابعادی تازه از واقعیات گسترش این ویروس را نشان می‌دهد و دومی راهی غسالخانه‌ای می‌شود که اموات کرونایی را در آن غسل می‌دهند.مستند‌هایی مربوط به مدافعان حرم که به زندگی و نحوه شهادت شهید حسین حریری و شهید محمدرضا سنجرانی پرداخته است، نیز از آثار اوست.
علی لشکری درباره دورانی که از آن به عنوان بهترین دوران زندگی‌اش یاد می‌کند، می‌گوید: در مرکز آموزش هنر فعالیت می‌کردم گروه‌های دیگر هم در زمینه‌های هنری از جمله گویندگی فعالیت داشتند. هنرمندانی که در صدا و سیما برنامه‌های هنری اجرا می‌کردند هم به این مرکز رفت و آمد داشتند. این رفت‌وآمد‌ها سبب آشنایی‌ام با برخی از این هنرمندان از جمله رضا رضاپور شده بود. او در رادیو صدای خراسان برنامه‌های نمایشی طنز اجرا می‌کرد. از من دعوت کرد که برای گویندگی به رادیو بروم و با او همکاری کنم. گاهی متن‌هایی را برای برنامه می‌نوشتم، اما به نام خودم نبود و با نامی مستعار کارهایم را اجرا می‌کردم.
نسرین شاهی در میان ورزشکاران معلول چهره‌ای شناخته شده است. 9سال از عمر خود را روی ویلچر گذرانده اما فراز و نشیب زندگی نتوانسته است زمین‌گیرش کند. در 13سالگی نامزد کرده، 17سال بیشتر نداشته که خانه‌داری را شروع کرده و 2سال بعد از زندگی مشترک این حادثه برای او رقم خورده است. 2ماه بعد از آن اتفاق، او زندگی جدیدش را روی ویلچر آغاز کرد. خودش معتقد است بخش دوم زندگی او که شاید از بیرون سخت به نظر برسد، نقطه عطف زندگی‌اش است.
احمد گلچین معانى فرزند على اکبر، متخلص به «گلچین» استاد دانشگاه، محقق و شاعر معاصر است. او در مرداد 1343 به دعوت نایب‌التولیه وقت آستان قدس براى تنظیم و تدوین فهرست کتاب‌های خطى کتابخانه آستان قدس رضوى به مشهد مهاجرت و 12سال در این کتابخانه خدمت کرد. او نیمى از این مدت سمت مشاور فرهنگى دو نایب التولیه وقت را داشت. گلچین معانى در 16اردیبهشت سال 1379 هجری شمسی بدرود حیات گفت. پیکرش در مقبره‌الشعرای توس مدفون شد.
مریم زارع‌دوست، حافظ کل قرآن و دارنده مقام اول کشوری در رشته حفظ قرآن کریم، از جمله کسانی است که به بیماری کرونا مبتلا شده و روز‌های سخت قرنطینه خانگی را با قرائت و نوشتن قرآن تحمل و سپری می‌کند. خانم زارع‌دوست بعد از ۴۰ روز تحمل درد و رنج بیماری، کرونا را شکست می‌دهد. یادگاری این روز‌های قرنطینه برای وی و خانواده‌اش، قرآن دست‌نویسی است که او به همراه فرزندش (علی رضایی) نوشته است. مریم زارع‌دوست قصد دارد به پاس خدمات بی‌دریغ و جان‌فشانانه کادر درمان، این قرآن را به پرستاران تقدیم کند.
وقتی مسیری را که این چند سال رفته است، مرور می‌کند، انگارنه‌انگار که متولد1385 است. هرچند برای موفقیت سن‌وسال خیلی مهم نیست، یلدا قلجایی ساکن محله طلاب در همین پانزده‌سالگی چنان محکم و بااطمینان از آینده‌اش حرف می‌زند که جای هیچ شک‌وشبهه‌ای برای پیروزی‌اش در مسیر کار و زندگی باقی نمی‌ماند. خودش به‌یقین می‌داند برای رسیدن به این مرحله باید تلاش کند. او در چند رشته هنری و آزمایشگاهی فعالیت می‌کند. از این‌ها گذشته عاشق ادبیات است و در المپیاد علمی سال گذشته که بین ناحیه‌5 برگزار شده است، در رشته ادبیات رتبه اول را از آن خود کرده است.
سیدخلیل حسینی عطار درباره محل سکونتش می‌گوید: خانه ما منزلی دو طبقه و قدیمی است که سیدجلال آشتیانی در یکی از آن طبقات و دکتر حسن لاهوتی در دیگر طبقه آن می‌زیسته‌اند و سال‌ها در کنار یکدیگر همسایگی کرده‌اند. این خانه برای من یک خانه فرهنگی محسوب می‌شود که خاطرات آن هنوز در یادم جاری است. حس خوبی به همراه دارد و با این علم که این خانه متعلق به چه فرهیختگانی بوده است پا در این جا گذاشتم و به این سکونت افتخار می‌کنم.
در میان بی توجهی بسیاری از مسئولان به موسیقی نواحی، علی قمصری (آهنگ ساز و نوازنده موسیقی ایرانی) برای پاسداشت موسیقی مقامی سفری هنری را به دور ایران آغاز کرده است. سفری که با تارنوازی او در مکان های تاریخی استان های مختلف کشورمان همراه است. قمصری که این پروژه را بدون حمایت هیچ نهادی و مستقل پیگیری می کند در برخی شهرها با نوازندگان و هنرمندان بومی آنجا نیز به هم نوازی می پردازد. سفر او چندی پیش به خراسان رسید، خراسانی که موسیقی نواحی اش گنجینه ارزشمند تاریخ ایران است.
مرجان موحد ایده اولیه بازتولید سفالینه‌های قدیمی را اینطور تعریف می‌کند: نیشابور در زمان سامانیان و سلجوقیان یکی از مراکز سفالگری در ایران بوده است و بسیاری از سفالینه‌های کشف شده نیشابور اکنون در 33موزه معروف جهان از جمله موزه مترو پولیتن نیویورک، سانفرانسیسکو و ژاپن و لوور پاریس نگهداری می‌شوند. ویژگی ممتاز این سفالینه‌ها در کنار تنوع رنگ‌آمیزی و لعاب منحصر به فرد، برخورداری از کتیبه و نوشته‌های پندآموز در داخل یا دیواره‌های ظروف بود. بعد از تحقیقات لازم، بازتولید و احیا دوباره این سفالینه‌های قدیمی ‌را که بازمانده میراث سنتی هزار ساله بود شروع کردیم.
این قصه‌گوی موفق با تأکید بر اینکه 7سال اول زندگی، دوران طلایی زندگی انسان محسوب می‌شود می‌گوید: کسب مهارت‌های زندگی و مدیریت هوش هیجانی از مهم‌ترین مسائلی است که هر انسانی باید آن‌ها را بلد باشد و اگر کسی در فرآیند رشد این مهارت‌ها را کسب نکند، در بزرگسالی قادر نیست ارتباط خوبی با خانواده، دوستان، همکاران و محیط اجتماع داشته باشد.