جشنواره - صفحه 9

یک روز آرزوی دیدار با بزرگانی مثل کیهان کلهر و حسین علیزاده را در دل داشته و روز دیگر پا را از آرزوهایش هم فراتر گذاشته و کنار این بزرگان سنتور نواخته و آواز خوانده است. او حالا سرپرستی گروهی به نام «خسروان» را برعهده دارد و در این گروه در کنار خوانندگان قهاری مثل «سالار عقیلی» می‌نوازد و هنرنمایی می‌کند.احسان انوریان تاکنون سه آلبوم موسیقی را روانه بازار کرده‌ است. «پیدای پنهان» با صدای سالار عقیلی، «چنگ عشق» با صدای جاهد ملک‌زاده و «رنج‌نامه نسلی سوخته» که ارکستری از سازهای زهی است و خاطرات، دغدغه‌ها و رنج‌های 25سال زندگی هنری احسان را با زبان موسیقی بیان می‌کند.
اینجا کودکان فقط هزینه عضویت را برای فعالیت‌های کتاب‌محور پرداخت می‌کنند اما استفاده از کارگاه‌های تخصصی شهریه دارد که نسبت به آموزشگاه‌های آزاد کمتر است.
گزارش پیش رو نیم نگاهی دارد به داستان زندگی کارآفرینان مشهدی که برخی از صفر شروع کردند برخی سعی کردند با هرآنچه پیش رویشان قرار دارد طرحی نودراندازند و برخی نیز از شکست‌هایشان درس گرفتند و قدم در راهی نو گذاشتند که از قضا برای آن‌ها همان سرمنزل مقصود بود. برخی نیز همان نقطه ضعفشان را تبدیل به نقطه قوتی برای تولید و کارآفرینی کردند. در حقیقت کارآفرین با راه‌اندازی کارهای بزرگ و کوچک، به اطرافیانش فرصت شاغل بودن و درآمدزایی می‌دهد. با ما همراه شوید تا کارآفرینان موفق مشهدی را بهتر بشناسید.
رضا بقایی قرائت قرآن را برای عاقبت به خیر شدن و زندگی درست کافی نمی‌داند و معتقد است باید در این مسیر افرادی که به سمت تلاوت قرآن می‌روند عامل به قرآن هم باشند.قرائت قرآن و فعالیت قرآنی برای زندگی‌ام برکات زیادی داشته است و نکته مهم این است برای اینکه انسان کاملی باشیم، تلاوت و خواندن قرآن کافی نیست.
از همان اول دبستان با حمایت‌های پدر و مادر و تشویق معلم و مدیر مدرسه قرائت و حفظ قرآن را شروع می‌کند. حالا 17جزء قرآن را از حفظ است. در مسابقات زیادی شرکت کرده و جوایز استانی دارد. زهرا رضایی دانش‌آموز پایه یازدهم در رشته علوم انسانی است. خودش می‌گوید: از کودکی پدر و مادرم من را تشویق به خواندن و حفظ قرآن می‌کردند. ابتدا علاقه‌ای به شرکت در مسابقات قرآنی نداشتم چرا که استرس زیادی به من می‌داد اما به مرور و با کسب تجربه این اضطراب کم شد.
10سالی می‌شود که انگشتان هنرمند «سمیه مؤیدی» آثار زیبایی خلق می‌کنند. شنیده بودیم او در هنرهای مختلف به‌ویژه «معرق» برای خودش استادکاری ماهر است. قاب‌هایی که به در و دیوار خانه‌شان آویزان شده‌ بود این نکته را تأیید می‌کرد. سمیه در انباری خانه‌اش،‌ کارگاهی نقلی و دنج برای خودش دست و پا کرده و با ابزاری که دارد از میزناهار خوری شش‌نفره و تابلوهای معرق تا زیورآلات چوبی را ساخته و تحویل مشتریان می‌دهد. البته معرق تنها هنر سمیه نیست و چرم‌دوزی و جواهرسازی هم از دستش برمی‌آید.
آنطور که خودش گفته است، به بازیگری از همان دوران کودکی علاقه داشت. حدود ۱۵ سالگی به پیشنهاد برادرش، سعید، به کانون «ادب و هنر» در کوچه باغ عنبر میدان شهدا معرفی شد. آنجا کلاس بازیگری برای دانش‌آموزان راه انداخته بودند. در زیرزمین کلاس برگزار می‌شد و آهنگ «آفتاب مهربانی» از محمد اصفهانی هم پخش می‌شد. نوجوانان مشغول گرم کردن بدن برای شروع کلاس بدن و بیان بودند. بالاخره هم آموزش دیدند و هم نمایشی به کارگردانی آقای کریمی به نام «خط سرنوشت» را نهایی کردند. این نمایش یک‌بار روی صحنه رفت و دو نفر تماشاچی داشت. همین و دیگر هیچ! کارش از اینجا شروع شد.
گاهی معلم‌ها فقط همان شیوه سنتی را یاد دارند و با همان روش خشک قدیمی می‌خواهند درس شیرین شیمی را به بچه‌ها آموزش دهند که قطعا نتیجه خوبی ندارد. در بسیاری از مباحث کلاس، بچه‌ها خود شیمی را بلد هستند ولی در بخش ریاضی و حل مسائل اشکال دارند. من فکر می‌کنم ایراد در آموزش ریاضی دبستان و پایه است. احساس می‌کنم بچه‌ها از ریاضی می‌ترسند و ارتباط برقرار نمی‌کنند. روش تدریس در جذب بچه‌ها به یک درس خیلی مؤثر است. با اینکه شیمی در ظاهر درس سختی به نظر می‌رسد اما شاگردان من با عشق و علاقه این درس را می‌خوانند.
هدیه که سال گذشته موفق شده است رتبه دوم استانی را در جشنواره جابربن حیان با محوریت یادگیری با طعم ریاضی به دست آورد، نقش معلم را در علاقه‌مندی به این درس، بسیار تأثیرگذار می‌داند.او که اکنون در پایه هفتم درس می‌خواند درباره علاقه‌اش به درس ریاضی می‌گوید: از کودکی این درس را دوست داشتم و با وجود اینکه هر سال سخت‌تر می‌شد اما برایم فهمیدنی و جذاب بود. سال ششم که بودم معلمم مرا تشویق کرد در جشنواره جابربن حیان شرکت کنم که موفق شدم در این رقابت، رتبه دوم استان را به دست آورم.
عباسعلی یونسی سپاهی در طول بیش از 2دهه فعالیت موفق به خلق بیش از 30مجموعه شعر در مقاطع خردسالان، کودک و نوجوانان، چاپ چندین کتاب و فعالیت گسترده در جشنواره‌ها و نشریات مختلف کشور شده‌است. پدر عباسعلی کشاورز ساده‌ای بود که سواد خواندن و نوشتن نداشت، مادرش، خدابیامرز هم تنها سواد مکتب‌خانه‌ای مختصری داشت و فقط می‌توانست قرآن بخواند، اما پدربزرگ پدری(عباسعلی سپاهی) از شاهنامه‌خوان‌های معروف روستای یونسی بود.
اگر چهره یا سن و سالش را نمی دیدیم گفتن اینکه فقط 17سال دارد برای ما نیز جای تعجب داشت، با دقت و وسواس زیاد از کلمات استفاده می کند و حواسش کامل جمع است که پاسخ هر سؤالی را باید چگونه بدهد، چهار سال کار کردن به عنوان مجری رادیو به او یاد داده که صحبتش را به موقع تمام کند و از زیاده گویی بپرهیزد. سیده محدثه شفیع زاده نوجوان محله 17شهریور است که با وجود سن کم، تجربه اجرای رادیویی در صدای خراسان و رادیو ملی زیارت و همچنین اجرای روی صحنه را دارد.
المان‌های وسط میدان قائم(عج) برای چه کسی نصب شده‌اند؟ اگر برای عابران پیاده است که آنجا جای بازدیدشان نیست و فقط باعث تصادف می‌شود و اگر برای راننده‌ها نصب شده است که هنگام حرکت به چشم آن‌ها نمی‌آیند. شما الان که عکس‌ها را نشانم دادید یادم آمد. ولی مثلا چرخ خیاطی چند سال پیش، هم قشنگ بود و هم اندازه‌اش با وسعت میدان تناسب داشت. این المان‌ها هم خوب است اما بهتر بود در میدان‌ها و تقاطع‌های خود قاسم‌آباد نصب شوند، آن‌طور بهتر دیده می‌شدند. این بخشی از اظهارات یک شهروند درباره این المان است.
سید اسعد فیض ساکن محله شریف و متولد سال ۱۳۴۴ در مشهد است. او ۳۲ سال از عمر خود را در آموزش و پرورش به خدمت معلمی پرداخته است و تمام این ۳۲ سال را به تمایل خود در مناطق محروم به‌ویژه منطقه آموزش و پرورش تبادکان و مناطق حاشیه‌ای شهر سپری کرده است. رابطه عمیق دوستی و همکاری بین او و شاگردانش زبانزد همگان است. او در ساخت کتابخانه‌های مدارس روستا ید طولایی دارد و کتابخانه روستاهای «مارشک»، «جنگ» و «بلغور» حاصل تلاش و ابتکار این معلم بازنشسته تبادکانی است. راه اندازی ایستگاه مطالعه در روستاها از دیگر اقدامات او است که در قالب یک فیلم مستند به نام «رد پای او» از شبکه های 1، 2، مستند و استانی خراسان پخش شد.
زینب یوسفی رتبه دوم رقابت‌های «جاجیم‌بافی» جشنواره هنرهای تجسمی استان آذربایجان شرقی آرزوی راه‌اندازی کارگاه قالی‌بافی برای زنان آسیب‌پذیر را دارد.
اسماء میرکی یکی از بافنده‌های ماهر فرش دست‌باف در بولوار شاهنامه است. او 22سال دارد و سال دوازدهم، در رشته «بافت فرش» جشنواره هنرهای تجسمی استان آذربایجان شرقی مقام نخست را به دست آورد. اسماء می‌گوید: «در جریان سفر به تبریز راننده وسیله نقلیه ما در راه تصادف کرد و به همین دلیل چندساعتی دیرتر به محل مسابقه رسیدیم. از طرفی استرس تصادف بر من تأثیر گذاشت به طوری که در ابتدای بافت و نشستن پشت دار قالی دچار اشتباه شدم و ترتیب تاروپود‌های قالی را رعایت نمی‌کردم. بعد از چند دقیقه که متوجه این موضوع شدم، با وجودی که وقت زیادی نداشتم، عزم خود را جزم کردم و رتبه نخست را به دست آوردم».
میترا مرامی، یکی از دانش‌آموختگان رشته صنایع دستی، گرایش بافت فرش دست‌باف در دبیرستان راه‌نور است. او با اینکه تنها 20سال دارد، چندین بار در رقابت‌های کشوری «بافت فرش» و «بافت زیلو» رتبه برتر را به دست آورده و از بافنده‌های متبحر بولوار شاهنامه و محله چهاربرج به حساب می‌آید. او سال 97 در جشنواره کشوری هنرهای تجسمی که در استان چهارمحال و بختیاری برگزار شد، شرکت کرده و رتبه اول مسابقات را در رشته «بافت فرش» از آن خود کرده‌است.
بیش از 10سال است که نوروز‌های مشهد فقط با سرسبزی و طراوت بهاری زیبا نمی‌شوند بلکه المان‌های استقبال‌ از بهار بخشی از شاخصه‌های نوروزی شهر شده‌اند که به این ایام زیبایی بیشتری می‌بخشند. نمادهایی که از دیوار‌های ساختمان‌ها گرفته تا معابر و تقاطع‌ها خودنمایی می‌کنند و نشاط و شادابی را به شهر هدیه می‌دهند. منطقه۱۲ هم در این سال‌ها میزبان طرح‌ها و آثار مختلفی از هنرمندان مشهدی بوده است که قصد داریم در این گزارش تعدادی از این طرح‌های خاطره‌ساز در پنج سال اخیر‌ را مرور کنیم.
سلماز آخوندی جزو اولین دانش‌آموختگان مقطع کارشناسی در رشته طراحی دوخت و لباس در استان است و از آنجایی که تخصص اصلی او طراحی لباس برای مشاغل مختلف است، لباس‌های گوناگونی برای کارگران کارخانجات، رستوران‌ها و... طراحی کرده است اما در این بین، سال95 لباسی برای پاکبانان پایتخت معنوی ایران طراحی کرد که مورد استفاده 6هزار پاکبان قرار گرفت و تا چند روز دیگر هم از لباس جدید این گروه که او طراحی کرده رونمایی می‌شود.
نمایش عروسکی- موزیکال «نازگل» که برای اکران در دهه فجر سال 98 تهیه شده‌بود، داستان سه خواهر است که هر کدام از آن‌ها نماینده یک قشر از جامعه هستند. «گل اندام» نماینده آدم‌های معمولی و ساده‌لوح است، خواهر دومی «ماه گل» نام دارد. او نماینده آدم‌های زرنگ و فرصت‌طلب است و اما «نازگل» که نقش اصلی داستان را برعهده دارد، نماینده انسان‌های دلسوز و یاری‌رسان بوده که همیشه به فکر دیگران هستند. این نمایش که بازیگران آن را هنرمندان معلول و بچه‌های حاشیه شهر تشکیل داده‌بودند، در هشتمین جشنواره تئاتر معلولان مناطق کویری و خلیج فارس رتبه برتر را به دست آورد.
اعظم میراولیایی، با 42سال سابقه کار علاقه خاصی به کودکان دارد و گرچه 12سال است که بازنشسته شده است اما هنوز هم دوست دارد در کنار کودکان باشد. می‌گوید: هیچ‌گاه خسته نشده‌ام بلکه از خدا همیشه خواسته‌ام که در مدرسه جان دهم. زیرا عاشق مدرسه هستم و تا روزی که توان راه‌رفتن داشته باشم و مورد پذیرش مسئولان آموزش و پرورش، اولیا و دانش‌آموزان باشم مشغول به کار خواهم بود. همیشه سعی کرده‌ام برای بچه‌ها یک دوست خوب باشم و محیط مدرسه را برای دانش‌آموزان به محیط امن تبدیل کنم زیرا ما می‌توانیم در آموزش و تربیت و حتی ایجاد یک حس و حال خوب بسیار تأثیرگذار باشیم.