مشهد قدیم - صفحه 17

همه آنهایی که اسبی دارند، وقتی بخواهند از فردی نام ببرند که نعل‌بندی‌اش حرف ندارد، اسم آقاعزیز ابراهیمی را می‌آورند؛ مردی که چند سالی است کارش را به جوان‌ترها سپرده و خودش رفته است سراغ آهنگری.
حسن رضازاده ۳۰ سال نگهبان «گداخانه سابق» یا همان خانه سبز بوده است. او اعتقادش این است به فقرایی که دستشان را در ملأعام دراز می‌کنند، نباید کمک کرد؛ زیرا این کمک، بهانه‌ای خوب است برای شیوع تکدیگری.
حسین دانش تبریزی یکی از عکاسان قدیمی ساکن محله بهشتی می‌گوید: آقایی به عکاسخانه آمده بود، موقع عکس گرفتن دیدم دهانش را باز کرده و می‌گوید از این دندانم عکس بگیر!
این پژوهشگر شاخص حوزه وقف، پیشنهاد جمع‌آوری، بازخوانی و بازنویسی وقف‌نامه‌ها را داد و خودش نیز آن را اجرا کرد. شیبانی در این طرح بیش از صد وقف‌نامه را با دقت خوانده است.
پژوهشگر قدیمی تاریخ مشهد، این مسیر را از پدرش به ارث برد و پس از فوت او بر سر این کار نشست. ابتدا یادداشت‌های پدر را سامان داد و منتشر کرد و بعد کتاب‌های خودش متولد شد.
برادران علیپور را به‌دلیل سفر‌های زیادی که رفته‌اند، به نام دو قلو‌های جهانگرد می‌شناسند، برادرانی که در خانه‌شان کلی عکس و عتیقه و یادگاری و سند و مدرک از کارخانه نخریسی، محله و پدر و مادرشان به چشم می‌خورد.
حسین مکاریان آرایشگر هفتادودوساله محله کوشش می‌گوید: هوا خیلی گرم بود و ما در مغازه، وسیله خنک‌کننده‌ای نداشتیم، بنابراین آن اوایل من مشتری‌ها را باد می‌زدم؛ یعنی بادبزن بودم.
در سال ۱۳۱۳ کارخانه نخریسی تاسیس می‌شود و بوق آن به صدا درمی‌آید. بوقِ کارخانه، هم خیلی طولانی بود هم قوی. صدای کشدارش که از دیگ بخار درمی‌آمد، یک شهر را اجیر می‌کرد.
رمضان حیدری، بیشتر از ۳۰ سال می‌شود که سرکوچه قدیمی یکی از خیابان‌های پیروزی، بقالی دارد. او به‌دلیل اینکه قبلا نانوا بوده، طبق همان عادت دیرینه صبح زود مغازه‌اش را باز می‌کند.
۱۸ اردیبهشت سال ۱۲۵۶ خورشیدی، امیر قاین که قصد داشته است به سمت مشهد بیاید، در بیرون شهر از شدت‌گرما زمین‌گیر می‌شود و به ارض‌اقدس نمی‌رسد.
حاج حسین‌آقا ملک همه زندگی‌اش وقف مردم بود. تنها یک موردش باغ وکیل‌آباد بود که مساحتش بیش از هفتاد هکتار است و بهترین گردشگاه برای مردمی بود که به آن منطقه می‌آمدند.
لحاف دوزی در خانواده جواد ممدی از گذشته جریان داشته است. او ۱۸ سال است که دراین کار فعالیت دارد و خانواده‌اش نیز خرج خودشان را با هنر لحاف‌دوزی درمی‌آوردند.
شجاع‌السلطنه مردی که برابر تاریخ، ۲۱۴‌سال پیش در چنین روزی به حکومت خراسان منصوب شد و توانست برای مدتی آرامش را به این دیار بازگرداند؛ زیرا که یکی از خدمات مهم او به مشهد برگرداندن امنیت به شهر بود.
رضا افضلی سال ۱۳۷۷ احوالات مشهد‌قدیم از نحوه زندگی مردم آن روزگار و روابط آنها گرفته تا توصیف کوچه و خیابان‌ها، همه را در کتاب مثنوی «مشهدی‌های قدیمی» به نظم چیده است.
از شواهد تاریخی چنین بر می‌آید که فتح‌آباد نیز مانند دیگر‌ مزارع اطراف مشهد، دارای قلعه‌های اختصاصی خود بوده است. اهالی فتح‌آباد در قبال کار و فعالیت زراعی، از مستأجر اراضی فتح‌آباد مبلغی را دریافت می‌کردند.
غارت ازبک‌ها به حرم امام رضا(ع) آن‌قدر بزرگ بوده است که حتی عده‌ای از مورخان نوشته‌اند که عبدالمؤمن‌خان ازبک پس از خالی‌کردن روضه منوره، دستور می‌دهد سربازانش میل طلای بالای گنبد را هم با خود ببرند.
مهندس جواد شهرستانی نقش شهرداری را در کار‌های خیر پر رنگ کرد و توانست با نبوغ خودش در آن زمان مدیریتی جامع برای شهر به‌وجود بیاورد.
حاج‌عباس فراهانی از اهالی محله کلاته برفی می‌گوید: نمی‌دانم چندساله‌ام فقط می‌دانم که مال دوره احمدشاهم، در دوره رضاشاه، برای جنگ با او به صولت و بقیه یاغی‌ها پیوستم، اما صولت که مُرد ما هم فراری شدیم.
محمدکاظم صبوری، متخلص به «صبوری»، متولد ۱۲۵۹ هجری قمری، فرزند حاج محمدباقر و پدر ملک الشعرا بهار است.
فاطمی‌مقدم می‌گوید: عودسوزی آن‌قدر قدمت دارد که هرکیش، آیین یا گروهی می‌تواند ادعا کند که پیشینه این‌کار به آن برمی‌گردد، اما اسنادی در‌این‌باره وجود ندارد.