اهالی محله اکبرآباد براتعلی هدایت را به سحرخوانیهایش میشناسند، او کسی بود که شبهنگام فانوسش را برمیداشت، روی بام میرفت و بر پیت حلبیاش مینواخت تا مبادا کسی برای سحر خواب بماند.
حدود پنجاه سال پیش بود که مهندس شهرستانی به این فکر افتاد که زمینهای بایر و بیابان و خاکی انتهای بولوار هفت تیر را برای آبادانی در دست بگیرد و کارکنان شرکت برق را خانهدار کند.
سیدحسن آزرده نیمقرن در عمارتی زندگی کرده که موسوم به «خانه اربابی» است و در دوره قاجار یا پهلوی اول ساخته شده و شاهد حکومت امثال سبزواریها و مقیمیها بر مردم چهاربرج بوده است.
عدهای از زنان انقلابی در ۱۷ دی ۱۳۵۶ وقتی میشنوند که جمعی از زنان بدون حجاب، راهی میدان مجسمه هستند، عزم جزم میکنند تا مقابل آنان بایستند.
اعتیاد و مصرف تریاک، از دوره صفویه مرسوم بوده و احتمالاً در مشهد نیز، این رویه وجود داشتهاست. با این حال، شیوع افسارگسیخته این بلای مهلک اجتماعی دوره محمدشاه قاجار، به چشم آمد.
ورزشگاه شهدا و ایثارگران از آن دست مجموعههای ورزشی در غرب مشهد است که میتوان براساس سابقهاش، آن را از اولین و قدیمیترین ساختمانهای قاسمآباد دانست.
حمید صدوقی در سالهای ابتدایی دهه ۸۰، مستندی با عنوان «قدمگاه» درباره معراج شهدا ساخت که باعث شد محله امامهادی (ع) بعد از ۲۶ سال معراج شهدا را بازیابد.
«شاهطهماسب صفوی، ملکی به نام مزرعه حسینی در میانولایت و رقبهای در جمعآباد تبادکان، خریداری [کرد]و عواید آن را صرف فتیله عنبر (فتیلهای که از عنبر سازند و بوی خوش میدهد) حرم مطهر و حفاظ مزار خود نمود».
دفتر شعر مرتضی شبانی ما را به مشهد و بهویژه چهاربرج ۶۰سال پیش میبرد و برایمان از «دامن همت به کمر زدن»، «گریبان چاک دادن»، «بُخو»، «فرنگ» و... میگوید.
رضا باقری، حمامدار خیابان کوهسنگی میگوید: پدربزرگم بنّای حمام بوده ، بنّایی ساختمان، یک چیز است و بنّایی حمام یک چیز دیگر و اتفاقا ساخت حمام دشوارتر است؛ چون نیاز به زیرساختهای زیادی دارد.
درباره حالوهوای زائرانی که حدود ۲۰۰ سال پیش به پابوس امامهشتم (ع) میآمدند.
حاجمحمد خسروی، پیرِ نوغان از آن روزگاران میگوید: وقتی کاروانسراهای نوغان از رونق افتادند که میدانبار در مشهد ساخته شد. در دهه ۱۳۵۰ حقالعملکاری در سراها ممنوع و اعلام شد.
«کاشف قهرمان» که از افسران بازنشسته نیروی هوایی و نخستین متخصص دوره رادار ایران است در سال ۱۳۳۵ بهعنوان نخستین اکیپ منتخب، وارد نیروی هوایی میشود.
این مطلب درباره کوچهای با پسوند آباد در بافت قدیمی شهر نوشته شده که نامش یادگار یک صنعت در مشهد است.
نام حاجحسن شاهدی این روزها با پسوند «پدربزرگ» روی زبان ۱۰۱ زن و مرد پیر، جوان، نوجوان و کودک میچرخد تا کسی که هنوز هم خودش را رعیتِ حاجحسین ملک معرفی میکند، آقای خیلی از وکیلآبادیها باشد.
روزنامه حبلالمتین مینویسد: روسها با حیلتی، قسمتی از آب رودخانه اترک را که حقآبه ایران بوده، به نفع خودشان برمیدارند و همه اینها در نبود یک نقشه دقیق از حدود خراسان اتفاق میافتد.
در سال ۴۳ سخنگوی شهرداری اظهار میکند: «۴ هزار کامیون برف و یخ به وسیله مأموران برزنهای هشت گانه شهرداری از داخل شهر به خارج آن حمل و تخلیه شده است».
در مزرعه سمزقند، کارگاههای دباغی، رونق فراوان داشت که بیشترشان موقوفه آستانقدس بود و بهاجاره دراختیار صاحبان این شغل قرار میگرفت.
در محرم (خرداد) سال ۱۳۴۲ رژیم پهلوی که مطلع بود مراسم محرم آن سال با سالهای گذشته تفاوت خواهد داشت، قبل از آغاز محرم تلاش کرد تا با امنیتی کردن فضای کشور و ارعاب مردم اوضاع را کنترل کند.
«دَنگان» یکی از مناطق شمال مشهد در پشت سیلو است که نام و نشانش در نقشههای امروزی نیست.