عزیزالملوک آذرخشی در کتابی داستان تأسیس اولین دبستان دخترانه مشهد توسط فروغ السلطنه آذرخشی را شرح داده است. او تلاش کرده مشکلاتی را که فراروی مدرسه فروغ مشهد بوده، بازگو کند.
عابدزاده اعتقادی نداشت که جوانها به دبیرستان و دانشگاه بروند؛ حتی مبارزه هم میکرد. از نظر ایشان، رفتن به این مراکز، مساوی با لامذهبی و بیدینی بود.
عبدالله شاکری ۵۰ سال است که با خودرو ترانزیتی در جادهها سفر میکند، او در طول این نیم قرن حتی یک تصادف را هم تجربه نکرده است.
در شبهای سال نو حاجیفیروز و «جیگیجیگی نهنه خانم» در کوچه و بازار راه میافتند، دنبک میزنند و تصنیف میخوانند.
مزرعه شقا شامل سه قلعه به نامهای یزدیها، بالا و پایین بوده و سه صحرا و شش جفت زمین زراعی داشته است، اما تعیین مکان دقیق این اجزا نیز امکان ندارد. به نظر میرسد جمعیت ساکن شقا در اوج رونق، جمعیتی درخورتوجه بوده است
زمستانهای سرد مشهد، بازار کالاهای گرمایشی را داغ کرده بود و همین موضوع، باعث رونق ساخت بخاری در دهههای پیشرو شد.
زیارت اهل قبور در آخرین پنج شنبه سال یکی از رسوم اهالی توس است. قدیمیها به آن عید علفه می گفتند که طی آن دو شب قبل عید را علفه مردهها و شب بعد را علفه زندهها میگفتند.
روایتی از سفرنامههای تصویری بهجامانده از روزگار کهن که سندی برای زیارت امامرضا (ع) بوده است.
مهدی سیدی، مشهدیپژوه و نویسنده کتابهای بیشماری درباره مشهد قدیم است. او در کتاب «چراغ برات خراسان» به برخی آداب و رسوم نوروزی رایج در مشهد قدیم اشاره کرده است.
حسن مهدویمقدم، کاسب خوشنام محله امام هادی (ع) است که اهالی او را به کار آبا و اجدادیاش، یعنی عرضه لبنیات درجهیک میشناسند. اهالی محله امام هادی(ع)، پدرش را به «حسینشیری» میشناختند.
جبار باغچهبان به دعوت جمعی از فرهنگیان، در اواخر سال ۱۳۲۶ خورشیدی گذرش به مشهد افتاد و برای حدود سه ماه ساکن شهر امامرضا (ع) شد.
جالب است بدانید که تا پیش از بالاخیابان و پایینخیابان، فقط دو خیابان دیگر در ایران ساخته شده بود که یکی در هرات و دیگری در قزوین قرار داشت.
در پاییز ۱۲۲۱ خورشیدی محمدشاه دستور خرید دوربینی را از فرنگ داد که فقط قرار بود از درباریان عکس بیندازد. بعدها وقتی ناصرالدینشاه به پادشاهی رسید، آن را ترویج داد و آموزش خارجیها به ایرانیها شروع شد که یکی از آنها پیشخدمت مخصوص ناصرالدینشاه بود.
«گزارش مکتب شاهپور» به سیمای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی مشهد در ابتدای قرن چهاردهم خورشیدی میپردازد و بنا بود همزمان با جشن هزاره فردوسی در سال ۱۳۱۳ خورشیدی انتشار یابد.
چهارم شهریور ۱۳۳۶ روزنامه خراسان با انتشار یک عکس بزرگ از حضور چهار بانوی فرانسوی در ایران خبر میدهد و در توضیح آن مینویسد: «چهار نفر زنان تارک دنیای فرانسوی، به جذامیخانه مشهد آمدهاند».
نخستین دوربینهای عکاسی در دوره قاجار به ایران آمدند، با این حال بسیاری از عکسهای ثبتشده از آن دوران را دوربین عکاسهای خارجی، ماندگار کرده است.
وقتی بقرآباد هنوز جزئی از شهر نشده بود، گردشگاه سنتی طلبهها بود. وعده غذایی خود را به آنجا میبردند، روی سبزهها مینشستند و از طبیعت لذت میبردند.
در نقشه قدیمی مربوط به دهه سی مشهد، اسم کوچه دانشگاه ۱۷ را «باغ منبع» نامگذاری کرده بودند. این محدوده دردهه ۲۰، به خاطرمنبع آب بزرگی که در آن وجود داشته، مردم این اسم را رویش گذاشتهاند.
کتاب جغرافیای تاریخی شهر مشهد، مزرعه کلاته بوقه و سمزقند را با هم معرفی کرده و گفته که ساکنان این دو مزرعه ۲۴ خانواده و همگی اهل هرات و نیشابور بودند.
کتاب تاریخ بیهقی شرح حکومت دهساله مسعود غزنوی است؛ پادشاهی که مرکز حکومتش، غزنین بود، اما بیش از ۱۶ هزارکیلومتر سفر کرد که بخشی از این مسیر در توس و مشهد گذشت.