مطالعه زندگینامه شهدا، جانبازان و آزادگان از کتابهای موردعلاقه ریحانه قشونی است، بهطوریکه تاکنون بیش از ۱۵۰ کتاب در این حوزه خوانده است. او یکی از اعضای ثابت کتابخانه هجرت است و در برنامه «معرفی کتاب» با کتابخانه همکاری میکند.
محمدرضا پودینه هنرمند نوجوان مشهدی میگوید: من هم سفال کار میکنم و هم کاردستی، اما نقاشی و خوشنویسی را به طور جدی دنبال میکنم. دیپلم خوشنویسی دارم و هماکنون برای فوقدیپلم میخوانم.
فریده سلطانی ناشر و کارشناس ادبیات فارسی است. او سال۸۴ كار انتشارات را شروع کرد و بعد از یک سال با پیشنهاد فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی، دفتر انجمن بانوان ناشر و اهل قلم استان را به ثبت رساند.
ازآنجاکه مسیحیان، بهعنوان پیروان یکی از ادیان الهی، در ایران همواره مورداحترام بوده و آزادانه زندگی و فعالیت کردهاند، در مشهد نیز که مذهبیترین شهر ایران است، حضور چشمگیری داشته و صاحبکلیسا بودهاند.
سابقه سانسور فقط مختص امروز نیست و شاید باورتان نشود اگر بشنوید که این موضوع هزارانسال سابقه دارد. زمان قاجار که با جنگ، قحطی و کشتار همراه بود، نامهها پیش از گیرنده، توسط افراد دیگری خوانده میشدند.
زهراخانم بعد از پرداختن به امور خانه و مادری، فرصتهای کوتاه را برای مطالعه غنیمت میشمارد. از سال۹۰ تا امروز نزدیک به هزارکتاب را از کتابخانه فرزانه جامع به امانت گرفته؛ کتابهایی که گاهی چندبار خوانده است.
حمیدرضا هادوی ۴۹سال دارد و نزدیک به ۳۰سالی میشود که به این حرفه مشغول است. از آنجا که علاقه شدیدی به کتاب و خواندن آن داشته، شغل کتابفروشی را انتخاب کرده است.
میرزامهدی ولایی، کوشش فراوانی در احیای گنجینه نسخههای خطی داشت و دوره جدیدی را در فهرستنویسی این کتب در ایران پایهگذاری کرد. دستنوشتههای منظم و دقیقش نمونه نظم و دقت عالی این چهره ماندگار در فهرستنویسی است.
زهرا طاهری میگوید: دوست داشتم آنچه را یاد گرفتهام دراختیار دیگران هم قرار دهم، از اینرو محفل ادبی را تشکیل دادیم و ماهی یکبار فقط مثنویخوانی داشتیم اما بعد که تقاضا بیشتر شد، جلسات را هفتگی کردیم و حافظخوانی هم اضافه شد.
کتابخانه «شهید مفتح» علاوهبر امانتدادن کتاب، محیطی برای برگزاری برنامههای فرهنگی است. این کتابخانه در طول چند دهه فعالیتش پناهگاهی برای دانشآموزان و علاقهمندان به کتاب و کتابخوانی بوده است.
اسدالله آزاد تلاش میکرد تا حرفه کتابداری را در ایران به نسخه جهانیاش نزدیک کند و از اهمیت آن بگوید. نگاهش به کتابداری صرفا فن قفسهبندی نبود بلکه در جستوجوی دانشگاه عادلانهتر و جامعه داناتر، جلساتش را پشت سرهم برگزار میکرد.
۱۰ سال پیش وقتی زهراخانم دید خرید کتاب برای بسیاری از خانوادهها سخت است، بدنبال راهی گشت تا عطش کتابخوانی دوستان دخترانش بیپاسخ نماند. ایده ایجاد «کتابخانه خانگی سارا و رکسانا» از همانزمان شکل گرفت.
کانون حضرت خدیجه (س) که آغازش با احساس نیاز بانوان محله طبرسی شمالی، در میان کمبودهای فرهنگی شکل گرفت، حالا بعد از ۱۴ سال توانسته است بستر مناسبی را برای فعالیتهای فرهنگیوهنری خانمهای محله فراهم آورد.
این تصویر بسیار مهم و جذاب از صحن عتیق حرمرضوی بوده؛ منحصربهفرد و پر از شواهد تاریخی ناب و متعدد است. اهمیت محتوای این تصویر همین بس که به احتمال زیاد، قدیمیترین تصویری است که کبوتران حرم در آن ثبت شدهاند.
کتابخانه امامخمینی (ره) با برگزاری کارگاههای مشاورهای، به یکی از پایگاههای اجتماعی مهم در محله خواجهربیع و مهرمادر تبدیل شده ست. این برنامهها از آبان۱۴۰۰ و همزمان با روز دانشآموز آغاز شد و تاکنون صدها جلسه مشاوره فردی و گروهی برگزار شده است.
در دل هاشمیه، همسایههایی زندگی میکنند که هوای همدیگر را دارند. نقطه اشتراک بیشتر این همسایهها حضور و نقشآفرینی در برنامههای کتابخانه مسجد جوادالائمه (ع) است که خیلی از اهالی را به یکدیگر مرتبط کرده است.
محمدصادق بخشی در سیوچهارسالگی فکرمیکرد قرار است با شغل کفاشی بازنشسته شود، اما ناگهان جرقه مشتریای که دانشجوی رشته ادبیات بود، باعث شد مسیری جدید برایش باز شود و او را به شاعری آیینی تبدیل کند.
در محله شریف مشهد، کتابخانه «به زیستن» طرفداران زیادی دارد. این کتابخانه ۱۵ سال سابقه دارد و در ابتدا با دو قفسه کتاب کارش را شروع کرد، اما اکنون دراین مکان ۳۰ هزارعنوان کتاب وجود دارد.
کتابخانه عمومی هجرت از سال۱۳۷۴ در زیرزمین مسجد هجرت، بیش از ۲۱هزار عنوان کتاب دارد. این کتابخانه با برنامههای متنوع آموزشی و فرهنگی نقش مهمی در توسعه فرهنگ مطالعه ایفا میکند.
دکتر جواد حدیدی با بورسیه دولتی به اروپا رفت. در سوربن رسالهای مینویسد که نامش را جاودان میکند. «اسلام از نظر ولتر» را آن سال دفاع میکند و دوباره به آغوش وطن برمیگردد.