برای بتول صدرآبادی، معلم دبیرستان حداد در محله فجر، و شهروند محله ثامن ضربالمثل «ماهی را هر وقت از آب بگیری، تازه است»، چکیده زندگی پنجاهوششساله است.
در قسمت ورودی کوچه کنونی کوره آجرپزی وجود داشت که متعلق به حاج حسین باشی زاده فخار بود. خدا رحمتش کند مرد خیّری بود، برای کارگرانی که در کوره کار میکردند و افراد نیازمند خانههایی ساخت و به طور رایگان در اختیارشان قرار داد.
امروز در حیاط مدرسه، هدف فقط بازی و سرگرمکردن بچهها نیست، بلکه این فعالیتها قرار است آنها را با نسل پدران و پدربزرگهایشان گره بزند. چند سنگ روی چمن مصنوعی حیاط توسط الهام یزدی چیده میشود.
سال ۴۰ بود که اهالی دست به کار شدند و با خشت و گل افتادند بر سر یک زمین. مشتمشت کاه و گل روی هم رفت تا تک کلاس شرافت با یک سقف گنبدی چوبی و چند نیمکت تیر و تختهای نشست توی قلب محلهای کاهگلی.
مهدیه مرحوم عابدزاده پس از گذشت ۹ سال نیمهکاره باقیمانده تا همچنان چند خاطره و تصویر غبارگرفته در ذهن قدیمیهای مشهد باشد. قدیمیهایی که وقتی اسم مهدیه را میشنوند، بیبرو برگرد جشنهای بزرگ نیمه شعبان است را به خاطر میآورند.
غلامرضا پرکار مدیرمدرسه بازنشسته محله ابوذر است که کارش را از صفر شروع کرد و با تلاش از خدمتگزاری و بابای مدرسه مدرسه به سمت مدیری رسید.
مطالعه زندگینامه شهدا، جانبازان و آزادگان از کتابهای موردعلاقه ریحانه قشونی است، بهطوریکه تاکنون بیش از ۱۵۰ کتاب در این حوزه خوانده است. او یکی از اعضای ثابت کتابخانه هجرت است و در برنامه «معرفی کتاب» با کتابخانه همکاری میکند.
کوچه دادگر ۱۷ در طول روز بهواسطه وجود سه مرکز آموزشی، پرتردد است و نیمی از مساحت آن به مدارس اختصاص یافته. اولین ساکنان این مسیر، کارمندان دادگستری بودند که از حدود ۲۵سال قبل در این معبر ساکن شدند.
کوچه ابرار۵ در محله رسالت تا اوایل دهه۶۰ جزو محدوده شهری نبود و کمکم وارد بافت شهری شده است. استقرار مسجد و دو حسینیه و چندین مدرسه، جریان زندگی روزمره را در این کوچه پرتکاپو کرده است.
کوچه پنجتن۷۰ که با نام حسن حسینیان شناخته میشود، در محله شهیدقربانی قرار دارد. وجود مسجد، مدرسه و چند مرکز فرهنگی هم باعث شده است این کوچه از نظر فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی ظرفیتهای شایانتوجهی داشته باشد.
این پسران در مرکز آموزش استثنایی «مرصعی» محله جلالیه تحصیل میکنند و در رسته کمتوانان ذهنی با بهره هوشی ۵۰ تا ۷۰ جای میگیرند. هرکدام از آنها شاید بهظاهر در بخشی از انجام امور خود ناتوان باشند اما ویژگیهای منحصربهفرد خود را دارند.
خیابان ایثارگران ۱۱.۳ در دهه ۵۰ مزروعی و پوشیده از محصولات جالیزی مثل طالبی، خیار و هندوانه بود. در ابتدای دهه۶۰ بنیاد مستضعفان، زمینها را دراختیار خانوادههایی که بیشتر از هفتهشتفرزند داشتند، قرار داد تا خانه بسازند.
خیابان پیروزی ۲۰ که به نام شهیدعلیزاده نامگذاری شده، هرروز میزبان رفتوآمد پرشمار دانشآموزانی است که مسیر مدرسهشان از این معبر میگذرد. درکنار مدارس، وجود دو بوستان محلی، فضایی را برای اوقات فراغت و تعامل اهالی فراهم آورده است.
زمین چمنمصنوعی بوستان شاهد، پنجمین زمین ورزشی روباز است که از سال گذشته چمنپوش شده و روزانه بیشتر از پانصد نفر در آن ورزش میکنند. سمت راستش پیست اسکیت و سمت چپش زمین چمنمصنوعی بانوان قرار دارد .
در حاشیه بولوار وکیلآباد، مهدکودکی وجود دارد که مدیرش اولین مدیر قدیمیترین مهد کودک در مشهد است. زهرا فهادان اولین مدیر داخلی مهد کودک است و کار خود را از سال ۵۷ شروع کرده است.
طبق اسناد تاریخی، مردم آن دوره رغبتی برای فرستادن فرزندانشان به مدارس جدید نداشتند و بخش عمدهای از آنها ترجیح میدادند که فرزندان خود را به شیوه قدیم تحت تعلیم و تربیت قرار دهند یا اصلا قید چنین موضوعی را بزنند.
علی دوستی با ۳۴سال خدمت ثابت کرده که یک مدیر واقعی، معماری است که با صبر و عاطفه، دیوارهای مدرسه را به پناهگاهی گرم برای دانشآموزانی تبدیل میکند که آیندهشان را با دستان او آغاز میکنند.
فاطمه دهقاننیری کارآفرینی است که مدیریت چند مدرسه، آموزشگاه و یک شرکت حمل و نقل را به عهده دارد. او میگوید: ۱۰۰ راننده و ۱۲۰ خانم و ۱۰۰ آقا در مدارس من فعالیت میکنند و خوشحالم از اینکه بستر را برای کار و اشتغال عدهای فراهم کردهام.
چمن هفتصدمتری مدرسه مفاخر، یک تفاوت مهم دارد؛ بعد از اتمام کار مدرسه دراختیار باشگاهها، اولیای مدرسه، والدین، اهالی و دیگر علاقهمندان است و همین باعث شده است که علاوهبر افزایش سرانه ورزشی محل، دورهمیهای مختلفی در آن رقم بخورد.
مریم شیردل سیسال از عمرش را یا معلم بوده است یا مدیر. دراینمیان یک شاگرد پررنگتر از بقیه در ذهنش مانده است؛ دختری که ناگهان سرپرستانش را از دست داد و به ناچار به مدرسه شبانهروزی حاجرضا مقدم پا گذاشت.