مدرسه - صفحه 24

زهره صحاف‌مقدم ۲۹ سال است که در جایگاه معلم پایه ابتدایی در آموزش و پرورش خدمت می‌کند و سال‌هاست که با عنوان معلم نمونه، نماینده دیگر معلمان است. می‌گوید: معلم نمونه باید چند خصلت داشته باشد، داشتن تعهد و وجدان کاری، مجهز به علم روز بودن و آگاهی نسبت به سیاست‌های کلان و کلی کشور در بحث آموزش و پرورش و حرکت در راستای تحقق اهداف از ویژگی‌های بارز معلم موفق است. این درست است که همه می‌گویند معلمی یعنی عشق و فداکاری، اما به طور قطع در کنار این ویژگی‌های بارز، معلم باید خود را ملزم کند که با تحقیق و مطالعه بسیار، علم خود را به روز کند و به جبران کم و کاستی‌های خود بپردازد.
زهره قاسمیان می‌گوید: اگر کودکان و نوجوانان خود را باور نداشته باشند و در اجتماع نیز تحقیر شوند مخرب خواهند شد. در واقع تحقیر بچه‌ها جامعه را تهدید می‌کند. ما با ویروس کرونا فهمیدیم که حتی غذا خوردن دیگران به ما ربط دارد بنابراین رفتار‌های ما نسبت‌به یکدیگر اهمیت دارد و در نتیجه ما موظف هستیم که در زندگی مثبت عمل کنیم، زیرا همه ما به هم ربط داریم. همیشه به دانش‌آموزانم گفته‌ام که کنکور یکی از امتحان‌های زندگی آن‌هاست و آخری نیست.
با آنکه سال‌ها از درس‌دادنش در روستای محروم سرخس می‌گذرد، اما بهترین سال‌های تدریس و کارش را همان سال‌ها می‌داند و از آن روزها با یک دنیا حسرت یاد می‌کند: شاید به‌نظر خیلی از افراد زندگی در روستا سخت است، اما تجربه‌ام می‌گوید که زندگی روستایی لذت‌بخش است. در روستا امکانات گرمایشی و سرمایشی نبود، سرویس رفت و برگشت درست و حسابی نداشتیم، کمترین امکانات اولیه زندگی و بهداشتی دردسترس بود، اما آنچه تمام این نداشته‌ها را کمرنگ می‌کرد لطف خوش و محبت و احترامی بود که آن‌ها به معلم و آموزش داشتند.
خیابان رسالت136 را همه به نام امام‌خمینی(ره) می‌شناسند. اصلی‌ترین خیابان روستای گرجی‌سفلی است که هیچ شباهتی به روستا ندارد. مغازه‌ها با ویترین‌های امروزی، رفته‌رفته میان حجره‌های تنگ و کوچک و نمور جا باز کرده‌اند. به قول ساکنان کوچه «ما سرگردان بین شهر و روستا هستیم.» عجیب‌تر اینکه خیابان مجموعه‌ای از شغل‌هاست. انتهای این خیابان با فاصله چندکیلومتری به روستای گرجی‌علیا می‌رسد.
اینجا گرجی‌سفلی است؛ جزیره‌ای رهاشده میان 2تکه شهر. کمی بالاتر و پایین‌ترش جزو محدوده شهری است، اما گرجی‌سفلی همچون تافته‌ای جدابافته است؛ محروم از امکانات شهرنشینی. نزدیک به 35هزار نفر را در خود جای داده است و از نظر جمعیت ساکن، یکی از ابرروستاهای کشور محسوب می‌شود، اما حتی امکانات روستا را هم ندارد؛ نه زمینی برای کشت و نه خاکی حاصل‌خیز. در این میان یکی از دغدغه‌های فعالان اجتماعی، کمبود فضای آموزشی و نبود مدرسه بر اساس جمعیت دانش‌آموزی ساکن در گرجی‌سفلی است. مسئله‌ای که حالا با گذشت نزدیک به 2سال از شیوع همه‌گیری کرونا و الزام به غیرحضوری‌شدن مدارس، پررنگ‌تر شده و وضعیت معیشتی موجب شده است بر شمار بازمانده‌های از تحصیل افزوده شود.
کوچه شهدای تاکسی‌رانی از خیابان‌های متفاوت منطقه5 است. ابتدای آن پر از تعمیرگاه، باتری‌سازی و انبار است. اما کمی که پایین‌تر بروی بافت مسکونی را هم می‌بینی. به گفته اهالی قدیمی تا ٣٠سال پیش اینجا تا چشم کار می‌کرده زمین خاکی بوده و کم کم ساخت و ساز، آسفالت و چمن‌کاری در آن انجام می‌شود. نام‌گذاری این خیابان هم داستان خودش را دارد. آن اوایل این محدوده در بین اهالی به ٤٥متری خاکی معروف بوده است. سپس اداره تاکسی‌رانی، اینجا تعمیرگاهش را تأسیس می‌کند و این کوچه به «تاکسی‌رانی» معروف می‌شود.
«اعظم عظیمی» جوان دهه شصتی محله رسالت است. او علوم دینی‌اش را در حوزه علمیه مشهد آموخته و در کنار تدریس فلسفه و دیگر درس‌های حوزوی به داستان‌نویسی و تدریس آن می‌پردازد.
آموزش مجازی سبب شده دانش‌آموزان کمتر از دفتر و قلم و بقیه لوازم استفاده کنند که همین باعث کاهش شدید فروش ما شده است. از طرفی ما علاوه بر نوشت‌افزار خیلی از وسایل آموزشی دانشجویان رشته‌های معماری و عمران را هم می‌فروختیم که فروش آن‌ها هم با توجه به نوع برگزاری کلاس‌ها و تعطیلی کارگاه‌های آموزشی کمتر شده است. این روایت یکی از کاسب‌ها درباره حال و هوای این صنف است.
تقریبا یک‌سال می‌شود که زندگی برای هلیا 14ساله تغییرات زیادی کرده است. او سال تحصیلی گذشته را با یک فرق اساسی نسبت به سال‌های قبل‌ترش به پایان رساند: بالأخره توانست در مسابقات خوارزمی که همیشه آرزویش را داشت، شرکت کند و در سطح آموزشگاه‌های ناحیه4 آموزش و پرورش مشهد رتبه دوم گروهی را در رشته علوم آزمایشگاهی به دست بیاورد. او حالا امید زیادی دارد که امسال هم بتواند در این مسابقات شرکت کند و با کسب رتبه اول به مرحله استانی راه یابد.
از میان انبوه مغازه‌های حاشیه خیابان مصلی که بگذری، به کوچه‌ای برخورد می‌کنی که ورودی آن، ساختمان بزرگ و قدیمی است با حیاطی که نرده‌های سبز رنگ و رو رفته‌ای آن را احاطه کرده و به گفته ساکنان محله، زمانی پاسگاه یا کلانتری شماره5 مشهد بوده است. کوچه مصلی16 برخلاف دیگر کوچه‌های خیابان قدمت‌دار مصلی که مملو از مغازه‌ها و بنگاه‌های تجاری و انبارهای مواد غذایی است، هنوز چیدمان یک محله مسکونی را دارد؛ یعنی در آن هم مسجد و حسینیه است، هم مجتمع آموزشی و زمین ورزشی. خانه‌ها هم شکل و شمایل سنتی خود را حفظ کرده است.
رسالت33 خیابان بزرگی است که روی تابلوی ورودی آن «المهدی شرقی» حک شده است، اما بیشتر اهالی آن را به نام بیست‌متری المهدی می‌شناسند. نام عجیب محله خیرآباد که این خیابان هم جزو آن می‌شود، کنجکاومان می‌کند که درباره وجه تسمیه آن بپرسیم. بیشتر پاسخ‌ها شبیه هم است؛ اینکه در قدیم که محله حالت روستا داشته، فردی زمین‌ها را خیرات می‌کرده و اسم روستا خیرآباد شده است.
بعد از اینکه پویش تأمین اکسیژن را ایجاد کردیم به پیشنهاد برخی دوستان شماره حسابی هم برای تهیه غذا و دارو برای خانواده‌های نیازمند و افراد درگیر بیماری ارائه دادیم. استقبال خوبی از سوی فعالان گروه شد و بیش از 70میلیون تومان واریزی در این زمینه داشتیم. شروع به تأمین و بسته‌بندی غذا و توزیع آن در حاشیه شهر کردیم و برای چند خانواده درگیر ویروس کرونا هم دارو تهیه کردیم. در برخوردی که با افراد درگیر داشتیم به این نتیجه رسیدیم که کپسول اکسیژن این روزها خیلی مهم‌تر از تأمین غذا یا هر فعالیت دیگری است.
مادرم مربی قرآن است. از همان کودکی قرآن را با ترتیل برایم می‌خواند و من هم مانند او حفظ می‌کردم.از هر فرصتی برای آموزشم استفاده می‌کرد و من هر چه رشد می‌کردم علاقه‌ام به این حوزه بیشتر می‌شد. به این ترتیب از کلاس اول تاکنون در مسابقات قرآن، عترت و نماز دانش‌آموزی شرکت کرده‌ام و موفق به کسب رتبه‌های اول در ناحیه و استان شده‌ام.
چشم‌هایش شوق موفقیت دارد و وجودش پر از انگیزه است. نوجوان محله مهرآباد از 4سالگی ورزش حرفه‌ای را آغاز کرده و حالا قهرمان محله و شهرش شده است. ستایش تیموری 12ساله تکواندوکار باانگیزه‌ای است که رؤیای المپیک را درسر می‌پروراند و آرزو دارد روی سکوی قهرمانی جهان بایستد.
خیابان شهید آوینی33 (خیابان شفیعی 34) از فلکه دوم گلشهر آغاز و به بولوار شهید آوینی میرسد. این معبر که از چند سال قبل به درخواست اهالی از سمت شفیعی به بولوار شهید آوینی یک‌طرفه شده است، یکی از اصلی‌ترین معبرهای محدوده گلشهر است و مابین 2محله نیزه و آوینی قرار دارد. به دلیل وجود بیمارستان امام سجاد(ع) در اینجا، اهالی به آن خیابان درمانگاه می‌گویند. به‌جز بیمارستان، یک سالن ورزشی، درمانگاه، مسجد، دبیرستان، تالار پذیرایی و پایگاه سلامت گلریز هم در این خیابان قرار دارد.
سجاد محمودی مقدم یکی از اعضای جوان مجتمع فرهنگی و مذهبی خادمین ائمه اطهار(ع) شهرک شهید رجایی است. مجتمعی که سال ٨٩ توسط حاج آقا عزتی یکی از ریش‌سفیدان و معتمدان محله شکل می‌گیرد، روز به روز به تعداد اعضای آن اضافه می‌شود. این مجتمع حالا کلی کارگروه مختلف و اعضای دغدغه‌مند دارد که به شیوه‌های مختلف به مردم حاشیه شهر خدمت می‌رسانند. یکی از اقدامات اخیر آن‌ها ایجاد فضای درمانی در حر ١٩ برای ارائه خدمات دارویی و درمانی رایگان به مردم حاشیه شهر است.
هلیا احمدی می‌گوید: برای المپیاد حدود 3ماه وقت گذاشتم. با اینکه خانواده مخالف بودند، تصمیم گرفتم شرکت کنم. به مادر و پدرم گفتم تمام تمرکزم را روی درسم می‌گذارم. آن‌ها هم وقتی تلاش جدی مرا دیدند پذیرفتند. من معتقدم زمین محیط زندگی ماست و باید آن را بهتر بشناسیم.
لیلا ارمغان با 31 سال سابقه تدریس می‌گوید: از ابتدای خدمت، به مناطق دورافتاده و حاشیه شهر اعزام شدم که بعضا 60 تا 70کیلومتر از شهر فاصله داشت. رفت و آمد به این روستاها به‌ویژه در اوایل دهه70 بسیار سخت و طاقت‌فرسا بود و بیشتر درآمدی که از راه معلمی کسب می‌کردیم، صرف هزینه رفت و آمد می‌شد، اما بازهم به عشق بچه‌های حاشیه شهر و دانش‌آموزان روستایی که برخی از آن‌ها سرشار از استعداد بودند، رنج سفرهای روزانه را به جان می‌خریدم و به حرفه خود عشق می‌ورزیدم.
کوچه حر86 را سال‌هاست اهالی قدیمی کوچه، ذاکری می‌نامند؛ معبری قدیمی در شهرک شهید باهنر که با تأسیس مسجد معروف موسی بن جعفر(ع) در همین کوچه در بین ساکنان جدید به نام کوچه موسی بن جعفر(ع) معروف شده است. از اهالی که درباره نام قدیمی کوچه می‌پرسم اطلاعات زیادی در دست ندارند اما می‌گویند که ذاکری ظاهرا نام شخصی بوده که سال‌ها پیش در همین کوچه سکونت داشته است.
شرح فعالیت‌هایش را که بشنوی به‌سختی می‌توانی سن و سال کمش را باور کنی. ١٢سال بیشتر ندارد اما در همین سن و سال به فعالیت‌های متفاوتی پرداخته و در هر کدام مهارتی را کسب کرده است. عروسک‌گردانی را از همان دوران کودکی دوست داشته و چند تئاتر عروسکی را توی مدرسه به روی صحنه برده است. در همین دوران قرنطینه اوقات فراغتش را به حفظ قرآن پرداخته و حالا حافظ کل قرآن است.