مدرسه - صفحه 25

امیرسام زرافشان خراسانی ۱۲ سال دارد. اولین باری که فعالیت اقتصادی را تجربه کرده است به ده‌سالگی او برمی‌گردد. میگو‌های مغازه آکواریوم‌فروشی برای او جالب به نظر می‌رسند. کنجکاوی‌هایش درباره چگونگی پرورش آن‌ها او را در همین کم سن و سالی در مسیر شکوفایی شمّ اقتصادی‌اش هدایت می‌کند. خودش می‌گوید: آن روز وقتی به منزل برگشتم دیدم پرورش میگو باید تجربه جالبی باشد. اول ۷ میگو خریدم.
افتخاراتی که از آن خود کرده و به خانه برده، از 30مدال طلا، نقره و برنز گذشته است. دختر خوش‌سروزبان و خوش‌مشربی که صورت کوچک محصورشده‌اش در میان روسری به یازده‌ساله‌ها نمی‌ماند، اما می‌گوید 11بهار را دیده که 7سال آن با لباس سفید کاراته و حرکات ورزشی و نمایشی گذشته است. مهدیه شیری در چهارسالگی کاراته را آغاز کرده و از همان زمان تا امروز تمرین این ورزش را کنار نگذاشته است.
به یکی از مدارس استثنایی رفته بودیم. می‌گفتند حواستان باشد عکس دانش‌آموزان نیفتد، خانواده‌هایشان ناراحت می‌شوند چون بستگان و برخی‌ها حتی پدرشان هم نمی‌دانند او به این مدرسه می‌آید. موضوع به این مهمی که از همان ابتدا باید به آن پرداخت به‌دلیل ترس از حرف مردم پنهان می‌ماند و مشکلات متعددی برای خانواده و جامعه به وجود می‌آورد.
کشف و پرورش استعداد‌ها که بازتابش بالارفتن اعتمادبه‌نفس و خود‌باوری دانش‌آموزان است، از اهداف مهم کسانی‌ است که یک دهه قبل تصمیم به راه‌اندازی مجموعه علمی شهید تهرانی در دل مسجد محله شهید قربانی گرفتند‌. این پایگاه روزبه‌روز قوت بیشتری گرفت و حالا یکی از مجموعه‌های علمی است که خیلی‌ها روی آن حساب می‌کنند.
خیابان معلم26 از معابر فرعی بولوار معلم است که شهروندان زیادی در آن تردد دارند. این معبر جزو معدود معابر فرعی بین بولوارهای فرهنگ و معلم است که از 2طرف بازگشایی شده است و این 2بولوار را به یکدیگر متصل می‌کند.
طرح آجر بومیار یا اکوبریک به صورت پایلوت و نمادین در منطقه10 و در مدرسه ما اجرا شد و به‌زودی در سایر مدارس شهر اجرا می‌شود. هدف از این طرح کمک به محیط زیست و استفاده از زباله‌های بازیافت‌نشدنی در ساخت سازه‌ها و المان‌های شهری و مکان‌های بازی برای کودکان است. این بطری‌ها به جای آجر در سازه‌‌ها استفاده می‌شوند. به این طرح آجربومیار یا اکوبریک می‌گویند.
به همت حسن حیدرعلی، خیّر مدرسه ساز در زمینی به مساحت 3600 متر در شهرک طرق عملیات ساخت یک مدرسه با زیربنای 1800 متر و با 12 کلاس آغاز شد. هزینه ساخت این مدرسه بین 8 تا 10 میلیارد تومان پیش بینی شده که این خیّر آن را به طور کامل تقبل کرده است.
منصوره صدقی می‌گوید: از دیگر فعالیت‌های من در مدرسه، گرفتن جشن بزرگی برای تولد حضرت فاطمه(س) در مدرسه است. تونل‌های حجاب با گل درست می‌کنیم و بچه‌ها از وسط این تونل‌ها رد می‌شوند و پیکسل‌های حجاب روی مقنعه آن‌ها نصب می‌شود. برنامه دیگری باعنوان «جشنواره عروسک‌ها» نیز برگزار می‌کنیم. در این برنامه از بچه‌ها می‌خواهیم عروسک‌ها را با مقنعه و چادر بپوشانند و از همان کارها نمایشگاهی ارائه می‌دهیم تا بچه‌ها را به عفاف و حجاب تشویق کنیم.
خیابان وحید9 به‌دلیل وجود مدارس و پژوهش‌سرای ابوریحان، از همان گذشته به چهارراه مدرسه‌ها معروف بوده و هست. چهارراه مدرسه‌ها یک ویژگی دیگر هم دارد و آن وجود بازار سمساری‌هاست که به قول کسبه از دهه70 پا گرفته است و بیش از ده‌ها مغازه را شامل می‌شود. در کنار همه این‌ها بنگاه‌های اتومبیل آن را شلوغ کرده است. این خیابان وصل به میدان عسکریه می‌شود که قدیم به نام شیر محمد معروف بوده است.
پریزادخانم از نوادگان ربیع‌بن‌خیثم، معروف به خواجه‌ربیع(متوفی ۶۱ یا ۶۳قمری) و همسر میرزامیرک حسینی، متولی مزار خواجه‌ربیع، بود. پریزاد طبق وقف‌نامه‌ای مفصل، تولیت این مدرسه و موقوفات بسیار آن را که برای مستمری ماهانه طلاب و دیگر هزینه‌ها منظور داشته بود، به همسرش تفویض کرد.
محمدرسول پاینده می‌گوید: اگر همراهی و حمایت‌های پدرم نبود امکان حضور در کلاس‌ها را نداشتم. ما هر روز عصر با همدیگر به محل آموزش کلاس‌ها می‌رفتیم. پدرم همان جا می‌ماند، تا زمانی که کلاسم تمام می‌شد. گاهی نیمه‌های شب به خانه می‌رسیدیم. بعد از 5سال موفق به حفظ کل قرآن شدم.
وکیل آباد، این جنگلِ چسبیده به شهر، جزو آخرین وقفیات حاج حسین آقا ملک است. بزرگ ترین وقف او کتابخانه و موزه ملک در تهران است، اما برای مردم مشهد این باغ وکیل آباد است که هنوز یادش را زنده نگاه داشته. به همین مناسبت به سراغ 2 تن از مسئولان پارک جنگلی وکیل آباد رفتیم تا از این باغ خاطره انگیز بیشتر بشنویم. با وجود پاره ای اضافات به باغ هنوز حس و حال قدیم در آن حس می شود، مخصوصا سمت رودخانه فصلی که بیشتر تداعی گر جنگل است.
آقامهدی ملک التجار در زمان محمدشاه قاجار، به سمت ملک التجاری منصوب شد و از همان زمان به بعد، لقب «مَلِک» بر روی این خاندان ماند اما آن که توانست نام این خاندان را به شهرت برساند، پسرش «حسین آقا ملک» بود.
سال تحصیلی 99 با تمام فرازوفرودهایش به پایان رسید. سال تحصیلی‌ای که بیشتر آن در سایه کرونا و درس و کلاس‌های آنلاین گذشت. در این بین آنچه که مهم است دانش‌آموزانی هستند که نهایت تلاششان را می‌کنند تا بهترین نتیجه‌ها را به دست آورند. به سراغ 8دانش‌آموز برتر مدرسه متوسطه اول هاشمی‌نژاد3 رفتیم که سال گذشته را با آزمون‌های مجازی پشت سر گذاشتند و در المپیادهای مختلف استانی خوش درخشیدند.
هر کس برای رسیدن به موفقیت راه متفاوت و مختص به خودش را انتخاب می کند اما داشتن انگیزه و تلاش مستمر وجه تشابه همه این مسیرها است. مهران طلایی، دانش‌آموز نخبه می‌گوید: با هربار شکست، اراده‌ام برای پیدا کردن راه‌حل بیشتر می‌شود. به یادماندنی‌ترین شکستم، اوایل کلاس دهم بود. در یک آزمون آزمایشی شرکت کرده بودم و نفر آخر شدم.این شکست تأثیر مثبتی روی من داشت چون تلاشم را برای موفقیت دوچندان کرد و باعث شد بتوانم همان سال مدال طلای المپیاد ریاضی را به دست آورم.
علی پاکروان می‌گوید: به یاد دارم زمانی که وارد حرفه معلمی شدم برای انتخاب محل فعالیت به قوچان رفتم. پشت سر مسئول آنجا که روستاها را مشخص می‌کرد یک نقشه قرار داشت. وقتی می‌خواست محل روستای خدمتم را نشانم دهد دستش را گذاشت روی نقشه و گفت ببین یک وجب است، از اینجا تا شیروان می‌روی که 40کیلومتر است و از آنجا هم تا روستا راهی نیست. وقتی که رفتیم از شیروان تا روستای اوغاز مسیر خاکی بود و تردد در آن کار آسانی نبود. سال اول برای ما بسیار سخت بود ولی سال دوم را با اشتیاق ادامه دادیم.
اسما غریب‌زاده نوجوان ١٥ساله ساکن محله اروند و دانش‌آموز مدرسه معصومه مصلی‌نژاد است. او 13 مدال رنگارنگ در رده‌های مختلف کسب کرده است اما مهم‌ترینش را مدال طلای استانی در مسابقات تکواندو می‌داند. در هنر رزمی هاپکیدو هم موفق به کسب مدال طلای استان شده است. همچنین طناب‌زنی را سال پیش به طور حرفه‌ای شروع کرده و حالا دلش می‌خواهد در مسابقات این رشته هم شرکت کند.
تجربه دنیای زیر میکروسکوپ و آشنایی با علوم و بدن موجودات جذاب و شگفت‌انگیز است. اکنون علاقه‌ام به زیست بیشتر شده است و با دیدن موجوات مختلف در زیر میکروسکوپ به عظمت خدا پی برده‌ام. این علاقه سبب شده به دنبال کتا‌ب‌های علمی در این زمینه باشم تا دانش خود را در این حوزه افزایش دهم.
طاهره زیبایی پیش از انقلاب یعنی از زمانی که کلاس سوم یا چهارم بود به پدر نشان داد که «جَنَمِ» فرزند اولِ خانواده بودن را دارد. اعلامیه‌ها را در جوراب یا کفش هایش می‌گذاشت و جابه جا می‌کرد. پدر به او آموخته بود که این کار‌ها را باید مانند رازی بین او و خودش پنهان نگه دارد. حتی طاهره را برای این موضوع آماده کرده بود که اگر او را دستگیر کردند و کتک خورد، باز هم چیزی نگوید و فقط سکوت کند. طاهره حتی زمانی که نوجوان شده بود بازهم از این کار‌ها دست برنداشت و از «ب» بسم ا... جنگ تا پایان آن، از هر کاری که از دستش برمی آمد دریغ نکرد.
امیرعلی تمرین‌های حرفه‌ای را پیش می‌گیرد و حدود 4ماه بعد، یعنی پاییز سال96 راهی مسابقات کشوری می‌شود. سال97 که مسابقات استعدادیابی تیم ملی برگزار می‌شود، او همراه تیم، مقام چهارم کشور را به دست می‌آورد.